اصلاحات در تعاريف افقها و خواص مشخصه فائو
اصلاحات در تعاريف افقها و خواص مشخصه فائو
از 16 افق مشخصه در راهنماي اصلاح شده فائو، فقط افق فيميك نگهداشته شده است. اين افق، دامنه وسيعي از لايههاي سطحي دستساز انسان را پوشانده و در W RB با افقهاي هرتيك، پلاجيك و تريك جايگزين شده است.
در WRB، تعريف افق هيستيك با كاهش ضخامت حداقل آن تا 10 سانتيمتر و حذف حداكثر ضخامت آن، وسيعتر شده است. اين بهعلت استفاده دوم از تعريف ميباشد. در راهنماي اصلاح شده، افق H هيستيك جهت تشخيص خاكها در سطح دوم، براي شناسايي واحدهاي خاك هيستيك، استفاده ميشود. در WRB اين همچنين در بالاترين سطح براي تعريف هيستوسول استفاده ميشود. موافقت شده كه هيستوسول روي سنگ سخت پيوسته، حداقل ضخامت 10 سانتيمتر داشته باشد تا از لايههاي آلي نازك روي سنگ سخت، بهعنوان هيستوسول اجتناب شود.
شرايط مقدار 5O2P در افقهاي ماليك و اومبريك فائو از تعريف افقهاي ماليك و اومبريك WRB حذف شده است. اين شرط نميتواند مشخصه فرض شود، چرا كه افق ضخيم، تيرهرنگ، دستساز انسان نيز، براي مثال، در چين، مقدار كمي فسفات دارد. معيارهاي ديگري براي جدا كردن افقهاي ماليك و اومبريك از افقهاي آنتروپدوژنيك، پيدا شده است.
افق چرنيك، بهعنوان نوع خاصي از افق ماليك تعريف شده است. تعريف كنوني افق ماليك بهنظر ميرسد كه وسيعتر از آن باشد كه بهطور مناسب مشخصات منحصربفرد افقهاي سطحي عميق، سياهرنگ و متخلخلي كه تيپيك چرنوزم هستند را بازتاب كند.
تعريف افق چرنيك شبيه افق A اكريك است. شرط رنگ براي افق آلبيك در مقايسه با افق E آلبيك فائو، مختصري تغيير يافته تا افقهاي آلبيك كه بهمحض مرطوب شدن تغيير قابل توجه در كروما نشان ميدهند را مطابقت دهد. اينچنين شرايطي در خاكهاي نيمكره جنوبي يافت ميشود.
تعريف افق آرجيك از افق B آرجيك راهنماي اصلاح شده متفاوت بوده و تفاوت آن در تغيير درصد پوششهاي رسي در سطوح افقي و عمودي خاكدانه و در حفرات است كه از 1 درصد به 5 درصد افزايش يافته است. انتظار است كه همبستگي بهتري با شرط اولي حداقل يك درصد رس جهتدار در مقطع نازك، توسعه يابد.
راهنماها جهت تشخيص ناپيوستگي سنگي، اگر در مشاهدات صحرايي واضح نباشد، به توصيف افق آرجيك افزوده شده است. اين ميتواند با درصد شن درشت، شن ريز و سيلت، محاسبه شده بر مبناي رس آزاد(توزيع اندازه ذرات بينالمللي يا استفاده از سيستم بخش كشاورزي ايالات متحده (U SDA) يا ديگر سيستمها)، يا با تغييرات در مقدار سنگريزه و بخشهاي درشتتر شناسايي شود. تغيير نسبي حداقل 20 درصد در هر بخش مهم اندازهاي ذرات بهعنوان مشخصه براي ناپيوستگي سنگي مشخص شده است. بههرحال، اگر اين در مقطع سولوم، جاييكه افزايش رس وجود داشته، يافت شود يا اگر نشانههايي از درشت بافتتر بودن لايههاي سطحي وجود دارد، بايد به حساب آيد.
اصلاحات انجام شده در توصيف افق آرجيك، براي افق ناتريك نيز بكار ميرود.
تعريف افق B كمبيك فائو با حذف شرط “ … و حداقل 8 درصد رس دارد “، بهبود يافته است. اين شرط، خاكهايي كه افق B داراي ساختمان تكامل يافته و بافت سيلتلوم يا سيلت با مقدار رس كم دارند، كه براي مثال در رسوبات fluvio-glacial كشورهاي شمالي در ريگوسول يافت ميشوند، را جزء افق كمبيك قرار ميدهد. بهعلت اينكه براي جدا كردن كمبيسول از آرنوسول (تعريف شده در W RB بهعنوان خاكهايي كه بافت لوميشن يا درشتتر دارند) نيازي به اين شرط نيست، اين در تعريف پيشنهادي براي افق كمبيك WRB استفاده نشده است.
تغييرات مهمي در تعريف افق اسپوديك بوجود آمده است. اين با اصلاحات قديمي در ردهبندي خاك (Soil Survey Staff، 1996) با توجه به تعريف مواد اسپوديكي صورت گرفته است. شرايط رنگ اضافه شده، حد 5/0 يا بيشتر در درصد آلمونيوم قابل استخراج با اكسالات بهاضافه نصف آهن قابل استخراج با اكسالات استفاده شده، و واليوي چگالي نوري عصاره اكسالات[1] (ODOE) 25/0 يا بيشتر معرفي شده است. حد بالايي افقهاي اسپوديك در عمق 10 سانتيمتر قرار گرفته است. نسبت رس/ سيلت 2/0 يا كمتر از تعريف افق فراليك حذف شده است. اين ملاكها بهنظر ميرسد كه بسيار سخت و اكيد هستند. بخش سيلت از 50-2 به 63-2 ميكرومتر (فائو، 1990) افزايش يافته است. اندازههاي ديگري نيز پيشنهاد شده(نسبت رس/ سيلت 7/0 يا كمتر، نسبت رس/ سيلتريز 2/0 يا كمتر)، اما توافقي صورت نگرفته است.
بعضي تغييرات در تعاريف افقهاي كلسيك و جيپسيك بوجود آمده است. براي اهداف W RB آنها در افقهاي كلسيك/ جيپسيك و هيپركلسيك/ هيپرجيپسيك منشعب شدهاند. اين افقهاي آخري، بهترتيب، مقدار كربنات كلسيم معادل و جيپسوم 50 و 60 درصد دارند اما سيماني نشدهاند.
تعريف افق سولفوريك، همان تعريف در راهنماي اصلاح شده ميباشد.
علاوه براين افقهاي مشخصه، 19 افق جديد پيشنهاد شده است. بعضي از آنها از خواص مشخصه فائو انتخاب شده، بعضي ديگر نيز جديدا ساخته شدهاند. رويهمرفته كل افقهاي مشخصه شناخته شده در WRB به 34 رسيده است. افقهاي مشخصه جديد عبارتند از: افقهاي انديك، آنتروپدوژنيك، چرنيك، كراييك، دوريك، فريك، فوليك، فراجيك، فولويك، گلاسيك، ملانيك، نيتيك، پترودوريك، پتروپلينتيك، پلينتيك، ساليك، تاكريك، ورتيك، ويتريك و يرميك. تعاريف و توصيفها در فصل سوم داده شده است.
تركيبي از افق آنتراكوييك در سطح با افق هيدراگريك زيري مجموعا ضخامت حداقل 50 سانتيمتر، آنتروسول را تعريف ميكند كه نشانههايي از تغيير بر اثر عمليات خاكورزي مرطوب را دارد. اين داراي لايه شله، سختلايه شخم و افق زيرسطحي انباشته ميباشد. اين تركيبات مخصوص خاكهايي كه براي عمليات زراعي شاليزارها در دراز مدت استفاده شده، ميباشد.
خواص و مواد مشخصه جديد عبارتند از: زبانه زدن افق آلبيك، خواص آليك و اريديك، و مواد خاكي آنتروپوژئومورفيك، كلسيريك، فولويك، جيپسيريك، آلي، سولفيديك و تفرا. توصيفها و تعاريف نيز در فصل سوم داده شده است.
خواص گلييك و استاگنيك دوباره ارائه شده است. كمي تغيير در تعاريف تغيير بافت ناگهاني و خواص جريك داده شده است، درحاليكه تعاريف يخبندان دائمي و آهك نرم پودري كه به كربنات ثانويه تغيير نام داده است، بدون تغيير پذيرفته شده است.
در توصيف خواص گلييك و استاگنيك، وجود الگوي رنگ گلييك و استاگنيك معرفي شده است. اين اصطلاحات براي الگوي توزيع بخصوص اكسيدهاي آهن/ منگنز بهعلت اشباع شدن با آب زيرزميني يا آب سطحي راكد بكار ميرود. الگوي رنگ گلييك، اشكال اكسيدي در خارج اجزاي ساختماني، در امتداد كانالهاي ريشهها و حفرات، يا بهصورت شيب رو به بالا در خاك، دارد. الگوي رنگ استاگنيك اين اشكال را در وسط خاكدانهها يا بهصورت شيب رو به پايين منتج از مقاومت جريان آب، نشان ميدهد.
تغييراتي اندك در توصيفهاي تغيير بافت ناگهاني و خواص جريك، مربوط به تفاوت عمقي ميباشد كه تغيير بافت بايد در آن رخ دهد و در ديگري طريقه محاسبه ظرفيت تبادل كاتيوني موثر (E CEC) ميباشد.