بروز مجدد کشند قرمز در سواحل خلیج فارس

رییس پژوهشکده‌‌ی اکولوژی خلیج فارس و دریای عمان از بروز مجدد پدیده‌ی کشند قرمز در آب‌های ساحلی هرمزگان خبر داد و گفت: طی یک هفته‌ی اخیر در منطقه‌ی خورگورسوزان بندرعباس، تراکم کشند قرمز بین 5 تا 7 میلیون سلول در لیتر بوده است.

به گزارش ایسنا  دکتر محمد صدیق مرتضوی در یک نشست خبری گفت: در تاریخ چهاردهم شهریورماه جاری، تغییر رنگ آب دریا در حوالی بندر شهید باهنر که ناشی از شکوفایی گونه‌ای از دینولازله (peridinium quinquecorne) بوده است، دیده شد، که گستردگی این لکه چندان زیاد نبود.

 وی افزود: با توجه به اهمیت موضوع، پایش ماهواره‌ای این پدیده به صورت روزانه انجام شده و نتایج بررسی تصاویر، حاکی از گسترش پدیده‌ی کشند قرمز در آب‌های ساحلی خلیج فارس است.

 مرتضوی تصریح کرد: به دلیل بروز و مشاهده‌ی این پدیده، علاوه بر گشت‌های ماهانه، پایش کشند قرمز در 5 ایستگاه ساحلی بندرعباس، 9 ایستگاه در غرب و 9 ایستگاه دیگر در شرق هرمزگان، از تاریخ 17 شهریورماه جاری تا امروز (25 شهریور)، گشت‌های روزانه‌ای در 4 ایستگاه از مناطق ساحلی بندرعباس و 4 ایستگاه دیگر در غرب، شرق، جنوب و شمال غربی هرمز و جزیره‌ی قشم صورت گرفته و کارشناسان پژوهشکده به بررسی میدانی و جمع‌آوری نمونه‌ها مشغول هستند.

وی اضافه کرد: همچنین دو بار در هفته، پایش کشند قرمز در آب های ساحلی تیاب و کشتزارهای پرورش میگو در شهرستان میناب نیز جهت جلوگیری از خسارت به استخرها صورت می‌گیرد.

رییس پژوهشکده‌ی اکولوژی خلیج فارس و دریای عمان گفت: عامل شکوفایی پیرامون جزیره‌ی هرمز نیز ناشی از گونه‌ی دیگری از دینولازله‌ها با نام سراتیوم (cratium fusus) می‌باشد.

وی یادآور شد: دو گونه‌ی فعلی، بر خلاف گونه‌ی غیر بومی کوکلودینیوم (cochlodinium) که برای نخستین بار اواخر شهریورماه دو سال گذشته در منطقه‌ی خلیج فارس مشاهده شد، بومی این منطقه بوده اما شکوفایی نداشته‌اند.

مرتضوی خاطرنشان کرد: به منظور بررسی تغییرات این گونه‌ها، طی 24 ساعت اخیر گشت‌های شبانه‌روزی با فاصله‌ی زمانی هر سه ساعت یکبار، با برداشت نمونه برای تعیین گونه‌های فیتوپلانکتونی، ثبت عوامل محیطی و برداشت نمونه برای مواد مغذی، توسط 2 اکیپ کارشناسی از دو منطقه‌ی ساحل پارک دولت بندرعباس و پشت استانداری هرمزگان انجام شده است.

وی بیان کرد: گشت‌های روزانه پایش تغییرات کشند قرمز در آب‌های ساحلی بندرعباس به صورت پیوسته و حتا در روزهای تعطیل نیز انجام می‌شود و اگر ضرورت باشد، در مناطق شرق و غرب استان (جاسک و بندرلنگه) نیز این پایش‌ها صورت می‌گیرد.

Ecology and Ecosystem Conservation

Ecology and Ecosystem Conservation
Island Press | 2007-02-09 | ISBN: 1597260487 | PDF | 184 pages | 1.2 MB

Environmentally Conscious Alternative Energy Production

 

Myer Kutz “Environmentally Conscious Alternative Energy Production"
Wiley | 2007-08-31 | ISBN: 0471739111 | 336 Pages | PDF | 14 MB

اقتصاد سبز،حسابداري سبز

اقتصاد سبز،حسابداري سبز

اقتصاد سبز يعني نظام اقتصادي خاصي كه توانايي بازسازي خود را به‌صورت پايدار داشته باشد

 
اين تعريف بسيار ساده‌اي از اقتصاد سبز است، در واقع همان توسعه اقتصادي پايدار است. نظام اقتصادي موجود پايدار نيست، زيرا به ظرفيت‌هاي قابل‌تحمل محيط‌زيست براي رشد و پيشرفت اقتصادي توجهي ندارد.
***
دانش «اقتصاد محيط‌زيست» در واقع دانشي است كه به توسعه و بهره‌گيري پايدار از منابع طبيعي كمك مي‌كند.
دانش يا اقتصاد محيط‌زيست چگونگي اداره و توسعه منابع زيست‌محيطي را بررسي مي‌كند. اين علم مي‌كوشد در پيشرفت فناوري و توسعه اقتصادي ـ اجتماعي انسان را در رسيدن به توسعه پايدار و توجه به ملاحظات زيست‌محيطي ياري كند.
هدف اقتصاددانان محيط‌زيست اين است كه رابطه بين فعاليت‌هاي اقتصادي و طبيعت را بهتر بشناسند و ما را در تصميم‌گيري عاقلانه در خصوص محيط‌زيست ياري كنند.
نكته اساسي در اين علم آن است كه اقتصاد و محيط‌زيست جداي از يكديگر نيستند. هيچ تصميم اقتصادي يافت نمي‌شود كه بر محيط‌زيست اثر نداشته باشد و هيچ تحول زيست‌محيطي وجود ندارد كه در آن تاثير اقتصادي ديده نشود.
اقتصاد محيط‌زيست سعي دارد «حفظ محيط‌زيست» و «فعاليت‌هاي اقتصادي» را با هم آشتي دهد و اين كار را به كمك ابزارها و تئوري‌هاي اقتصادي انجام مي‌دهد.
طبيعتاً اين پرسش مطرح است كه كشش بازارهاي ايران براي عرضه كالاها و خدمات زيست‌محيطي چقدر است؟
در پاسخ بايد براساس مطالعات و شواهد قضاوت كرد. براساس يكي از مطالعاتي كه در مورد كالاها و خدمات غيربازاري طبيعت انجام داده‌ام، كشش درآمد مردم ايران براي مواهب زيست‌محيطي 2975/0 بود. يعني از نظر مردم ايران محيط‌زيست در دسته كالاها و خدمات غيرلوكس قرار داشت. همچنين اين مطالعه نشان داد كه تاثير تغيير قيمت در ميزان تمايل به پرداخت مردم ايران براي حفظ محيط‌زيست نسبتاً ناچيز بود.
اين يافته از اهميت حفظ محيط‌زيست در هزينه‌هاي خانواده‌هاي ايراني حكايت دارد. بدين‌ترتيب جامعه ايراني به مواهب طبيعي به‌عنوان يك دارايي ارزشمند نگاه مي‌كند. اين مطالعات نشان داد كه حفظ محيط‌زيست «بي‌كشش» است. يعني مردم براي حفظ محيط‌زيست اهميت قائلند.
براي روشن شدن موضوع مثالي مي‌زنم. كالاهايي همچون نان و بنزين كه غيرقابل جايگزين هستند، بي‌كشش خوانده مي‌شوند. در اين تقسيم‌بندي، حفظ محيط‌زيست نيز كالايي بي‌كشش به‌حساب مي‌آيد. يعني وقتي قيمت حفاظت از محيط‌زيست تغيير مي‌كند، ميزان تمايل به پرداخت مردم به ميزان بسيار ناچيزي كاهش مي‌يابد.
بنابراين با اين مطالعه مي‌توان به‌خوبي نشان داد كه مردم چه مي‌خواهند و اينجاست كه مسوولان بايد با برنامه‌ريزي براي توليد كالاهايي سازگار با محيط‌زيست اقدامات لازم را انجام دهند. اين مطالعه علمي كه جامعه آماري آن شهرهاي كشور بودند، حكايت از خواست عمومي مطالعه‌ شوندگان بر حفظ محيط‌زيست دارد.
وضع «ماليات‌هاي سبز» در ايران نيز مي‌تواند مورد استفاده قرار گيرد.
ماليات‌هاي زيست‌محيطي يا ماليات‌هاي سبز يكي از ابزارهاي اقتصادي قديمي در حفظ محيط‌زيست است كه ساليان طولاني در كشورهاي مختلف از آن استفاده شده است. استفاده از اين ابزار در مواردي كه علم اقتصاد محيط‌زيست پيشنهاد مي‌كند، بسيار لازم و ضروري است و مانع انتشار آلاينده‌هاي بيش از حد بهينه اجتماعي مي‌شود.
فعلاً در ايران سيستم جريمه وجود دارد كه با ماليات بسيار متفاوت است، اما مي‌توان با فراهم كردن بستر حقوقي و انجام تحقيقات علمي اقتصادي به‌شكلي علمي مقدار ماليات‌هاي سبز را تعيين كرد اما چنانكه پيشتر اشاره كردم، در استفاده از هر ابزار اقتصادي در كشور بايد به ملاحظات اجتماعي نيز توجه كرد و ظرافت‌هاي خاص آن را در نظر گرفت.
اساس پرداخت جريمه آلودگي اين است كه هزينه تخريب محيط‌زيست را آلوده‌كننده پرداخت كند كه مبناي آن همان اصل معروف «پرداخت آلوده‌ساز» (PPP) است.
جريمه پرداختي از سوي «آلوده‌ساز» براساس مقدار آلودگي كم و زياد مي‌شود.
انگيزه اين كار آن است كه آلوده‌كننده هزينه آلوده‌كنندگي خود را با توجه به استانداردهاي موجود برعهده بگيرد.
متأسفانه در ايران آلوده‌كننده‌ها هزينه آلودگي را نمي‌پردازند و آن را به جامعه تحميل مي‌كنند. لذا در تصميم‌گيري‌هاي جديد درخصوص فعاليت‌هاي اقتصادي از ديدگاه اقتصاد محيط‌زيست، فعاليت‌ها بايد براساس هزينه‌هاي اجتماعي و منافع اجتماعي سنجيده شوند و اثرات خارجي فعاليت‌ها در نظر گرفته شود و آلوده‌كننده ملزم به رفع آن شود.
ما در ايران اين كارها را در حد دانشگاهي انجام مي‌دهيم، اما هنوز تعيين دقيق جريمه‌ها به شكل علمي آغاز نشده است.
* استاد دانشگاه و اقتصاددان محيط‌زيست

دكتر حسن كريم‌زادگان *

مديريت محيط زيست

مديريت محيط زيست

هر چند صنعت و توسعه آن، رشد و شكوفايي در ابعاد مختلف زندگي بشر، به ويژه در بعد اقتصادي به وجود آورده و به، تاسيس مراكز توليدي و صنعتي نوين، استفاده از فن آوري هاي پيشرفته در زمينه بهره برداري بهينه از منابع و امكانات موجود در طبيعت، گسترش شهرها، ازدياد و تنوع كالا و خدمات و مانند آن انجاميده است، اما از آنجا كه توسعه اقتصادي كشورها در مراحل نخست مبتني بر ملاحظات زيست محيطي نبوده، خسارت هاي شديدي را به محيط زيست وارد كرده است.
    در اين زمينه مي توان به بروز حوادث ناگوار زيست محيطي مانند حادثه انفجار در بوپال هند و نيز حادثه اتمي چرنويل روسيه و آلودگي هاي گوناگون وارده به محيط زيست به ويژه محيط زيست طبيعي و انسان اشاره كرد. همچنين افزايش وسايل نقليه موتوري را كه از سوخت فسيلي استفاده مي كند و روز به روز به تعداد آنها نيز افزوده مي شود بعنوان عوامل آلاينده هوا نام برد.
    كارخانه ها و مراكز صنعتي با توليد فاضلاب و پسابهاي آلوده و گاهي كشنده، زيان هاي غير قابل جبراني به محيط زيست وارد مي كنند. عملكرد بشر در اين زمينه تا آنجا ادامه يافته، كه اقليم مناطق را دگرگون كرده و رودهاو درياهاي آلوده به وجود آورده و در يك كلام بشر تعادل موجود در طبيعت را بر هم زده و در آن بي نظمي و نابساماني بوجود آورده است.
    محيط زيست دچار آلايندگي و تخريب شده و در نتيجه آب و هواي كره زمين كه نقش بسزايي در سلامت و حيات آدمي و ديگر موجودات دارد در وضعيت نامطلوبي قرار گرفت و با گسترش اين امر در ابعاد ديگر محيط زيست، فاجعه اي بنام (بحران محيط زيست) در عرصه جهاني پديد آمده است.
    اين نابساماني هاي موجود در طبيعت و آلودگي هاي زيست محيطي را بايد ناشي از بهره وري نادرست انسان از طبيعت و منابع آن دانست. در چند سال اخير بتدريج آگاهي مردم جهان درباره خطراتي كه محيط زندگاني آنها را تهديد مي كند فزوني يافته و در همين راستا انجمن ها، گروهها و سازمان هاي طرفدار محيط زيست تشكيل شده اند و به گونه اي فعال و مستمر با علل و عوامل مخرب زيست محيطي (بخصوص در بعد جهاني) به مبارزه برخاسته اند. يكي از اين تشكيلات، موسوم به سبزها يا صلح سبز و سازمان هايي نظير آن، تلاش مي كنند تا توجه مردم جهان را بيش از پيش به واقعيات زيست محيطي و لزوم حمايت از آن در جهت حفظ و استمرار نسل بشر و ديگر موجودات جلب كنند. در ايران نيز از چندي پيش اقداماتي شروع شده و بسياري از موسسه ها و انجمن هاي خصوصي و غير دولتي مانند انجمن متخصصان محيط زيست، انجمن دانشجويان طرفدار محيط زيست، انجمن زنان مبارزه با آلودگي هوا در همين راستا شكل گرفته اند.
    فعاليت هاي انسان در راستاي توسعه، بهر طريقي كه باشد، اثرات مختلفي بر محيط زيست خواهد داشت و اين اثرات بيشتر ناشي از توسعه صنعتي و معدني است. گرچه نمي توان از رشد و توسعه مورد نياز جامعه بشري چشم پوشيد، ولي مي توان نسبت به استاندارد كردن كوشيد و معيارها و مقررات زيست محيطي را تدوين و تقويت كرد. از طرفي رشد و توسعه نيازهاي بشري نبايد به بهاي نابودي منابع طبيعي تمام شود. با توجه به اينكه هر فعاليتي، كليه فعاليت ها در راستاي هر هدفي مي بايست در چهارچوب تعادل زيست محيطي و ظرفيت هاي محدود طبيعت مورد بررسي قرار گيرد. با توجه به مشكلات پيش آمده بحث جديدي در دنيا، بنام مديريت محيط زيست در كنار ساير رشته هاي مديريت به وجود آمده كه از اهميت زيادي برخوردار است. مديريت محيط زيست با پايه هاي علمي و پژوهشي جديد مي تواند در دراز مدت بحران آلودگي محيط زيست را كاهش دهد و به حداقل برساند.
    آنچه در اين زمينه و در كشور ما مورد نياز است، اينكه مسئولان و دست اندركاران محيط زيست نسبت به مديريت محيط زيست توجه بيشتري داشته باشند و اين بخش از مديريت را در چارچوب برنامه هاي خود تقويت و در سطح كشور به طور فراگير گسترش دهند. راهكارهاي علمي مديريت محيط زيست مي تواند به كاهش معضلات زيست محيطي بيانجامد.
 

محيط زيست و انواع آن


محيط زيست و انواع آن

نويسنده: مهندس احمد كسائيان

ادامه حيات انساني و گياهان و جانوران منوط به وجود محيط مادي مناسب است. اين محيط مادي و يا به عبارت ديگر محيط زيست، متشكل است از پديده هاي اتمسفر (هوا، ذرات آب و ذرات معلق)، پدوسفر (Pedosphere) زمين، بيوسفر (bioshere) قشر زيست محيطي و هيدروسفر (hydrosphrer) يعني آب.
    هوايي كه ما آن را استنشاق مي كنيم و به وسيله آن نفس مي كشيم قسمتي از اتمسفر است كه كره زمين را پوشانده و نزديك ترين لايه اتمسفربه زمين است. اين لايه تشكيل دهنده فضاي حيات جانداران است. هوا از گازهايي مانند اكسيژن، دي اكسيد كربن و ازت تركيب يافته است. زمين و يا به عبارت ديگر خاك، محلي است كه كليه فعل و انفعالات بشر، و نيز دنياي گياهان و جانوران در آن واقع شده و اين پوشش خاكي است كه قسمت دروني زمين را در بر مي گيرد.
    بيوسفر لايه اي است كه زمين را در بر گرفته و همراه با هيدروسفر، ازبيوسفر و اتمسفر كه در مجاور سطح زمين قرار دارند تشكيل شده است. درون اين لايه است كه شكل هاي گوناگون حيات اعم از انسان و ديگر جانداران، در كره خاك بوجود آمده است. هيدروسفر نيز مجموعه اي مركب از اقيانوس ها، درياچه ها، درياها، و مانند آن است كه ضامن بقاي حيات همه موجودات و جانداران است.
    و به همين دليل است كه خداوند فرموده است «وجعلنا من الماء كل شيُ حي» و همه چيز را از آب زنده گردانيديم.
    
    انواع محيط زيست
    به طور كلي محيط زيست را به سه نوع تقسيم مي كنند: محيط طبيعي، محيط مصنوعي يا انسان ساخت و محيط اجتماعي.
    محيط طبيعي: محيط طبيعي به آن قسمت از محيط زيست اطلاق مي شود كه در بر گيرنده بخشي از فضاي سطح كره زمين است و به دست انسان ساخته نشده. مانند كوهها، دشت ها، جنگل ها، حيات وحش، درياها و غيره ...
    محيط مصنوعي يا انسان ساخت: محيط زيست مصنوعي به محيطي گفته مي شود كه توسط انسان ساخته شده است و به عقيده پاره اي از متخصصان، محيط زيست مصنوعي، محيط زائيده تفكر و محيط فرهنگ ساخت است، بنابراين شهرها با تمام اجزاء آن، محيط زيست مصنوعي را تشكيل مي دهند، خانه ها، مدرسه ها، كارخانه ها، فرودگاهها، راهها و غيره. اجزاي اين بُعد از محيط زيست محسوب مي شوند.
    علاوه بر اين، زباله هاي كنار خيابان، آلودگي آب و هوا، تميز يا كثيف بودن جويبارهاي روان و مانند آنها نيز عناصر تشكيل دهنده اين قسمت از محيط زيست هستند.
    از آنجا كه محيط زيست مصنوعي حاصل نحوه تفكر و چگونگي فرهنگ جامعه است. بر اساس اين شاخص مي توان طرز تفكر و كيفيت فرهنگ يك اجتماع را دريافت، به عبارت ديگر با ملاحظه تميز يا كثيف بودن يك شهر به علاقمندي ساكنان آن به سلامت و بهبود محيط زيست و پاكيزگي آن و يا بي توجهي نسبت به اين موضوع مي توان پي برد.
    بافت محيط مصنوعي و انسان ساخت، در حقيقت محصول فرهنگ برنامه ريزي و طراحي بشر است، در گذشته و تا زماني كه انسان براي گذراندن زندگيش با منابع طبيعي و طبيعت سروكار داشت، توان و قابليت محيط خود را به طور غريزي و يا تجربي رعايت مي كرد، به طور مثال اگر مرتعي براي چراي20 راس دام كافي بود بيشتر از اين تعداد را در آن مرتع به چرا نمي برد، به تدريج كه بشر از طبيعت فاصله گرفت، بسياري ازاين
     انديشه ها را از دست داد و قوانين طبيعت را از ياد برد، اين انسان كه توليد كننده و ابزار ساز شده بود براي رسيدن به
    هدف هاي خود، بدون در نظر گرفتن قوانين طبيعت، به سازماندهي محيط خود پرداخت و به اين ترتيب حركت خود را در جهت آلوده سازي محيط آغاز كرد.
    
محيط اجتماعي: مقصود از محيط اجتماعي جامعه اي است كه بشر در آن زندگي مي كند، اين قسمت از محيط زيست از انسان هايي كه در كنار و اطراف ما وجود دارند و با ما سروكار دارند و با آنها روابط متقابل داريم تشكيل مي شود، اين محيط اجتماعي از خانواده آغاز مي شود و همسايگان، همكاران، رهگذران، فروشندگان و مانند آنها را در جامعه شهري و روستايي در بر مي گيرد و گستره آن تا ملت و دولت ادامه مي يابد.
    اگر روابط اجتماعي، اقتصادي، سياسي و فرهنگي ميان كشورها و جوامع گوناگون مورد توجه قرار گيرد، در اين صورت مي توان گستره محيط زيست اجتماعي را بسيار فراتر از حد و مرز ملي دانست.
    در كشور هاي در حال رشد و به عبارت ديگر جهان سوم بيشتر معضلات زيست محيطي ناشي از محيط اجتماعي است، در ارزيابي كلي از وضعيت زيست محيطي اين بخش از جهان، تاثير پذيري محيط زيست (در مفهوم عام) از محيط اجتماعي به مراتب بيشتر از تاثير گذاري عوامل فني - مهندسي بر محيط زيست است، زيرا بيشتر مسايل فني مانند آلودگي آب و هوا، فرسايش خاك، تخريب پوشش گياهي ناشي از پاره اي از ناهنجاري هاي اجتماعي است.
    به طور مثال: به دليل احتياج به سوخت، روستا نشينان اقدام به قطع درختان و بوته هايي مي كنند كه روستاي آنان را در برابر فرسايش خاك و جابه جايي تپه هاي ماسه اي حفاظت مي كند، يا رشد شهر نشيني و افزايش جمعيت در شهر، باعث بالا رفتن ميزان مصرف و در نتيجه افزايش
    آلودگي ها، مانند آلودگي آب و هوا مي شود، بر همين اساس بايد ميان معضلات زيست محيطي كشورهاي صنعتي و غير صنعتي تفاوت چشمگيري قايل شد. در كشورهاي صنعتي مشكلات مربوط به محيط زيست بيشتر ناشي از پيشرفت چشمگير و فن آوري و صنعت است، اما در كشورهاي در حال رشد آلودگي و تخريب محيط زيست محصول رشد فزاينده صنعت نيست، بلكه ناشي از عواملي مانند فقر، گرسنگي، بيكاري، بيسوادي، كمبود مسكن و بهداشت است. 
     منبع