محيط زيست و انواع آن
محيط زيست و انواع آن
نويسنده: مهندس احمد كسائيان
![]() |
ادامه حيات انساني و گياهان و جانوران منوط به وجود محيط مادي مناسب است. اين محيط مادي و يا به عبارت ديگر محيط زيست، متشكل است از پديده هاي اتمسفر (هوا، ذرات آب و ذرات معلق)، پدوسفر (Pedosphere) زمين، بيوسفر (bioshere) قشر زيست محيطي و هيدروسفر (hydrosphrer) يعني آب.
هوايي كه ما آن را استنشاق مي كنيم و به وسيله آن نفس مي كشيم قسمتي از اتمسفر است كه كره زمين را پوشانده و نزديك ترين لايه اتمسفربه زمين است. اين لايه تشكيل دهنده فضاي حيات جانداران است. هوا از گازهايي مانند اكسيژن، دي اكسيد كربن و ازت تركيب يافته است. زمين و يا به عبارت ديگر خاك، محلي است كه كليه فعل و انفعالات بشر، و نيز دنياي گياهان و جانوران در آن واقع شده و اين پوشش خاكي است كه قسمت دروني زمين را در بر مي گيرد.
بيوسفر لايه اي است كه زمين را در بر گرفته و همراه با هيدروسفر، ازبيوسفر و اتمسفر كه در مجاور سطح زمين قرار دارند تشكيل شده است. درون اين لايه است كه شكل هاي گوناگون حيات اعم از انسان و ديگر جانداران، در كره خاك بوجود آمده است. هيدروسفر نيز مجموعه اي مركب از اقيانوس ها، درياچه ها، درياها، و مانند آن است كه ضامن بقاي حيات همه موجودات و جانداران است.
و به همين دليل است كه خداوند فرموده است «وجعلنا من الماء كل شيُ حي» و همه چيز را از آب زنده گردانيديم.
انواع محيط زيست
به طور كلي محيط زيست را به سه نوع تقسيم مي كنند: محيط طبيعي، محيط مصنوعي يا انسان ساخت و محيط اجتماعي.
محيط طبيعي: محيط طبيعي به آن قسمت از محيط زيست اطلاق مي شود كه در بر گيرنده بخشي از فضاي سطح كره زمين است و به دست انسان ساخته نشده. مانند كوهها، دشت ها، جنگل ها، حيات وحش، درياها و غيره ...
محيط مصنوعي يا انسان ساخت: محيط زيست مصنوعي به محيطي گفته مي شود كه توسط انسان ساخته شده است و به عقيده پاره اي از متخصصان، محيط زيست مصنوعي، محيط زائيده تفكر و محيط فرهنگ ساخت است، بنابراين شهرها با تمام اجزاء آن، محيط زيست مصنوعي را تشكيل مي دهند، خانه ها، مدرسه ها، كارخانه ها، فرودگاهها، راهها و غيره. اجزاي اين بُعد از محيط زيست محسوب مي شوند.
علاوه بر اين، زباله هاي كنار خيابان، آلودگي آب و هوا، تميز يا كثيف بودن جويبارهاي روان و مانند آنها نيز عناصر تشكيل دهنده اين قسمت از محيط زيست هستند.
از آنجا كه محيط زيست مصنوعي حاصل نحوه تفكر و چگونگي فرهنگ جامعه است. بر اساس اين شاخص مي توان طرز تفكر و كيفيت فرهنگ يك اجتماع را دريافت، به عبارت ديگر با ملاحظه تميز يا كثيف بودن يك شهر به علاقمندي ساكنان آن به سلامت و بهبود محيط زيست و پاكيزگي آن و يا بي توجهي نسبت به اين موضوع مي توان پي برد.
بافت محيط مصنوعي و انسان ساخت، در حقيقت محصول فرهنگ برنامه ريزي و طراحي بشر است، در گذشته و تا زماني كه انسان براي گذراندن زندگيش با منابع طبيعي و طبيعت سروكار داشت، توان و قابليت محيط خود را به طور غريزي و يا تجربي رعايت مي كرد، به طور مثال اگر مرتعي براي چراي20 راس دام كافي بود بيشتر از اين تعداد را در آن مرتع به چرا نمي برد، به تدريج كه بشر از طبيعت فاصله گرفت، بسياري ازاين
انديشه ها را از دست داد و قوانين طبيعت را از ياد برد، اين انسان كه توليد كننده و ابزار ساز شده بود براي رسيدن به
هدف هاي خود، بدون در نظر گرفتن قوانين طبيعت، به سازماندهي محيط خود پرداخت و به اين ترتيب حركت خود را در جهت آلوده سازي محيط آغاز كرد.
هوايي كه ما آن را استنشاق مي كنيم و به وسيله آن نفس مي كشيم قسمتي از اتمسفر است كه كره زمين را پوشانده و نزديك ترين لايه اتمسفربه زمين است. اين لايه تشكيل دهنده فضاي حيات جانداران است. هوا از گازهايي مانند اكسيژن، دي اكسيد كربن و ازت تركيب يافته است. زمين و يا به عبارت ديگر خاك، محلي است كه كليه فعل و انفعالات بشر، و نيز دنياي گياهان و جانوران در آن واقع شده و اين پوشش خاكي است كه قسمت دروني زمين را در بر مي گيرد.
بيوسفر لايه اي است كه زمين را در بر گرفته و همراه با هيدروسفر، ازبيوسفر و اتمسفر كه در مجاور سطح زمين قرار دارند تشكيل شده است. درون اين لايه است كه شكل هاي گوناگون حيات اعم از انسان و ديگر جانداران، در كره خاك بوجود آمده است. هيدروسفر نيز مجموعه اي مركب از اقيانوس ها، درياچه ها، درياها، و مانند آن است كه ضامن بقاي حيات همه موجودات و جانداران است.
و به همين دليل است كه خداوند فرموده است «وجعلنا من الماء كل شيُ حي» و همه چيز را از آب زنده گردانيديم.
انواع محيط زيست
به طور كلي محيط زيست را به سه نوع تقسيم مي كنند: محيط طبيعي، محيط مصنوعي يا انسان ساخت و محيط اجتماعي.
محيط طبيعي: محيط طبيعي به آن قسمت از محيط زيست اطلاق مي شود كه در بر گيرنده بخشي از فضاي سطح كره زمين است و به دست انسان ساخته نشده. مانند كوهها، دشت ها، جنگل ها، حيات وحش، درياها و غيره ...
محيط مصنوعي يا انسان ساخت: محيط زيست مصنوعي به محيطي گفته مي شود كه توسط انسان ساخته شده است و به عقيده پاره اي از متخصصان، محيط زيست مصنوعي، محيط زائيده تفكر و محيط فرهنگ ساخت است، بنابراين شهرها با تمام اجزاء آن، محيط زيست مصنوعي را تشكيل مي دهند، خانه ها، مدرسه ها، كارخانه ها، فرودگاهها، راهها و غيره. اجزاي اين بُعد از محيط زيست محسوب مي شوند.
علاوه بر اين، زباله هاي كنار خيابان، آلودگي آب و هوا، تميز يا كثيف بودن جويبارهاي روان و مانند آنها نيز عناصر تشكيل دهنده اين قسمت از محيط زيست هستند.
از آنجا كه محيط زيست مصنوعي حاصل نحوه تفكر و چگونگي فرهنگ جامعه است. بر اساس اين شاخص مي توان طرز تفكر و كيفيت فرهنگ يك اجتماع را دريافت، به عبارت ديگر با ملاحظه تميز يا كثيف بودن يك شهر به علاقمندي ساكنان آن به سلامت و بهبود محيط زيست و پاكيزگي آن و يا بي توجهي نسبت به اين موضوع مي توان پي برد.
بافت محيط مصنوعي و انسان ساخت، در حقيقت محصول فرهنگ برنامه ريزي و طراحي بشر است، در گذشته و تا زماني كه انسان براي گذراندن زندگيش با منابع طبيعي و طبيعت سروكار داشت، توان و قابليت محيط خود را به طور غريزي و يا تجربي رعايت مي كرد، به طور مثال اگر مرتعي براي چراي20 راس دام كافي بود بيشتر از اين تعداد را در آن مرتع به چرا نمي برد، به تدريج كه بشر از طبيعت فاصله گرفت، بسياري ازاين
انديشه ها را از دست داد و قوانين طبيعت را از ياد برد، اين انسان كه توليد كننده و ابزار ساز شده بود براي رسيدن به
هدف هاي خود، بدون در نظر گرفتن قوانين طبيعت، به سازماندهي محيط خود پرداخت و به اين ترتيب حركت خود را در جهت آلوده سازي محيط آغاز كرد.
![]() |
محيط اجتماعي: مقصود از محيط اجتماعي جامعه اي است كه بشر در آن زندگي مي كند، اين قسمت از محيط زيست از انسان هايي كه در كنار و اطراف ما وجود دارند و با ما سروكار دارند و با آنها روابط متقابل داريم تشكيل مي شود، اين محيط اجتماعي از خانواده آغاز مي شود و همسايگان، همكاران، رهگذران، فروشندگان و مانند آنها را در جامعه شهري و روستايي در بر مي گيرد و گستره آن تا ملت و دولت ادامه مي يابد.
اگر روابط اجتماعي، اقتصادي، سياسي و فرهنگي ميان كشورها و جوامع گوناگون مورد توجه قرار گيرد، در اين صورت مي توان گستره محيط زيست اجتماعي را بسيار فراتر از حد و مرز ملي دانست.
در كشور هاي در حال رشد و به عبارت ديگر جهان سوم بيشتر معضلات زيست محيطي ناشي از محيط اجتماعي است، در ارزيابي كلي از وضعيت زيست محيطي اين بخش از جهان، تاثير پذيري محيط زيست (در مفهوم عام) از محيط اجتماعي به مراتب بيشتر از تاثير گذاري عوامل فني - مهندسي بر محيط زيست است، زيرا بيشتر مسايل فني مانند آلودگي آب و هوا، فرسايش خاك، تخريب پوشش گياهي ناشي از پاره اي از ناهنجاري هاي اجتماعي است.
به طور مثال: به دليل احتياج به سوخت، روستا نشينان اقدام به قطع درختان و بوته هايي مي كنند كه روستاي آنان را در برابر فرسايش خاك و جابه جايي تپه هاي ماسه اي حفاظت مي كند، يا رشد شهر نشيني و افزايش جمعيت در شهر، باعث بالا رفتن ميزان مصرف و در نتيجه افزايش
آلودگي ها، مانند آلودگي آب و هوا مي شود، بر همين اساس بايد ميان معضلات زيست محيطي كشورهاي صنعتي و غير صنعتي تفاوت چشمگيري قايل شد. در كشورهاي صنعتي مشكلات مربوط به محيط زيست بيشتر ناشي از پيشرفت چشمگير و فن آوري و صنعت است، اما در كشورهاي در حال رشد آلودگي و تخريب محيط زيست محصول رشد فزاينده صنعت نيست، بلكه ناشي از عواملي مانند فقر، گرسنگي، بيكاري، بيسوادي، كمبود مسكن و بهداشت است.
منبع
اگر روابط اجتماعي، اقتصادي، سياسي و فرهنگي ميان كشورها و جوامع گوناگون مورد توجه قرار گيرد، در اين صورت مي توان گستره محيط زيست اجتماعي را بسيار فراتر از حد و مرز ملي دانست.
در كشور هاي در حال رشد و به عبارت ديگر جهان سوم بيشتر معضلات زيست محيطي ناشي از محيط اجتماعي است، در ارزيابي كلي از وضعيت زيست محيطي اين بخش از جهان، تاثير پذيري محيط زيست (در مفهوم عام) از محيط اجتماعي به مراتب بيشتر از تاثير گذاري عوامل فني - مهندسي بر محيط زيست است، زيرا بيشتر مسايل فني مانند آلودگي آب و هوا، فرسايش خاك، تخريب پوشش گياهي ناشي از پاره اي از ناهنجاري هاي اجتماعي است.
به طور مثال: به دليل احتياج به سوخت، روستا نشينان اقدام به قطع درختان و بوته هايي مي كنند كه روستاي آنان را در برابر فرسايش خاك و جابه جايي تپه هاي ماسه اي حفاظت مي كند، يا رشد شهر نشيني و افزايش جمعيت در شهر، باعث بالا رفتن ميزان مصرف و در نتيجه افزايش
آلودگي ها، مانند آلودگي آب و هوا مي شود، بر همين اساس بايد ميان معضلات زيست محيطي كشورهاي صنعتي و غير صنعتي تفاوت چشمگيري قايل شد. در كشورهاي صنعتي مشكلات مربوط به محيط زيست بيشتر ناشي از پيشرفت چشمگير و فن آوري و صنعت است، اما در كشورهاي در حال رشد آلودگي و تخريب محيط زيست محصول رشد فزاينده صنعت نيست، بلكه ناشي از عواملي مانند فقر، گرسنگي، بيكاري، بيسوادي، كمبود مسكن و بهداشت است.
منبع
+ نوشته شده در 2007/8/6 ساعت 1:4 توسط محمد ملکشاهی
|

