اصول كلي تشخيص واحدهاي سطح پايينتر

به‌منظور اينكه سيستم ساده و سهل‌الاستفاده باقي بماند، معيارهاي اشتقاق گروههاي خاك به‌گونه‌اي انتخاب شدند كه مرتبط با معيارهاي مشخصه تعريف شده در سطح اول باشند.

معيارهاي معرفي شده جديد مربوط به خواص ديگر خاك بود كه به‌نظر مي‌رسيد در سطوح پايينتر مناسب باشد. استفاده از فازها به‌عنوان معيارهاي اشتقاق در سطوح پايينتر رده‌بندي بايد در حداقل نگه‌داشته شوند. به‌هرحال تعدادي از آنها در ليست موقتي اسامي وجود داشتند.

 

قواعد كلي

قواعد كلي كه جهت اشتقاق واحدهاي سطح پايينتر مورد استفاده قرار مي‌گيرد عبارتند از:

   1.    معيارهاي مشخصه بكار رفته در سطح پايينتر، از افقها، خواص مشخصه گروههاي مرجع و ديگر خصوصيات تعريف شده مشتق شده بود. آنها ممكن است داراي اجزاي جديدي مثل معيارهاي استفاده شده براي تعاريف فازها در سطوح بالاتر باشند.

   2.    واحدهاي سطح پايينتر ممكن است بر مبناي وجود افقهاي مشخصه تعريف و نامگذاري شوند. به‌طور كلي وجود اشكال مشابه ضعيفتر يا ناكامل به‌عنوان مشخصه درنظر گرفته نمي‌شود.

   3.    معيارهاي اشتقاق مربوط به اقليم، مواد مادري، پوشش گياهي يا اشكال فيزيوگرافيكي مثل شيب، ژئومورفولوژي يا فرسايش درنظر گرفته نشده است. ديگر مشتقات بكار رفته، از ارتباطات آب خاك مثل عمق سفره آب يا زهكشي مشتق شده است. لايه‌هاي زير، ضخامت و مورفولوژي سولوم يا افقهاي منحصربفرد به‌عنوان معيارهاي مشخصه جهت مشتق‌گيري واحدهاي سطح پايينتر درنظر گرفته نشده است.

   4.    يك سري معيارهاي مشخصه براي تعريف واحدهاي سطح پايينتر خاك وجود دارد. اين اسامي  در تعاريف خود شامل معيارها و توابع مشخصه سطح دوم و سوم مي‌باشند.

   5.    يك نام تنها بايد جهت تعريف هر سطح پايينتر استفاده شود. به‌هرحال، اين اسامي مي‌توانند در تركيب با شاخصهايي از عمق، ضخامت يا شدت استفاده شوند. اگر اسامي ديگري نياز است، بايد اسامي گروه مرجع خاك بين پرانتز آورده شود، مثلا:

                                                                                                                                                                                                                                 6.         Acri-Geric Ferralosol (Abruptic and xanthic)

   7.    تعاريف واحدهاي سطح پايينتر نبايد همپوشاني يا تضادي با ديگر زيرواحدهاي خاك يا با تعاريف گروه مرجع خاك داشته باشد. براي مثال، Dystri-Petric Calcisol يك تناقض است درحالي‌كه Eutri-Petric Calcisol يك همپوشاني است و اسم eutric اطلاعات بيشتري به ما نمي‌دهد.

      8.         واحدهاي جديد مي‌توانند فقط پس از اينكه با توصيف پروفيل خاك و تجزيه‌هاي آزمايشگاهي سنديت يافتند، ايجاد شوند.

   9.    قواعد برتري براي اسامي استفاده سطح پايينتر خاك بايد طوري باشد كه از اشتباه جلوگيري شود. رده‌هاي جامع و منظم براي هر كلمه توصيفي در هر گروه مرجع خاك در متن بعدي داده  شده است.

مثال

در ورتي‌سول‌ها كلمات توصيفي زير بر حسب تقدم بكار مي‌روند:

1-                Thionic با گلي‌سول و فلووي‌سول تداخل دارد؛

2-                 Salic            با سولونچاگ تداخل دارد؛

3-                Natric            با سولونتز تداخل دارد؛

4-                Gypsic           با جيپسي‌سول تداخل دارد؛

5-                Duric             با دوري‌سول تداخل دارد؛

6-                Calcic            با كلسي‌سول تداخل دارد          ؛

7-                Alic              با آلي‌سول تداخل دارد؛

8-                Gypsiric         داراي جيپسوم است؛

9-                Pellic             تيره‌رنگ اغلب زهكشي ضعيف دارد؛

10-            Grumic افق سطحي پوششي دارد؛

11-            Mazic            افق سطحي بسيار سخت و مشكلات كار كردن دارد؛

12-            Chromic         قرمزرنگ مي‌باشد؛

13-            Mesotrophic    اشباع بازي كمتر از 75 درصد دارد (در ونزوئلا وجود دارد)؛

14-            Hyposodic      درصد اشباع سديمي 15-6 دارد؛

15-            Eutric            اشباع بازي 75 درصد يا بيشتر دارد؛

16-            Haplic           مشخصات ويژه‌اي ندارد؛

جهت طبقه‌بندي ورتي‌سول قرمزرنگ داراي افق كلسيك، يك راه اينست كه از ليست تقدم پيروي كرده  و كلمات توصيفي 6 و 12 را بكار ببريم. بنابراين خاك به‌صورت Chromi-Calcic Vertisol طبقه‌بندي مي‌شود. اگر اطلاعات بيشتري در مورد عمق و شدت افق كلسيك وجود داشته باشد، مثلا وجود داشتن نزديك سطح، مي‌توان خاك را به‌صورت Chromi-Epicalcic Vertisol طبقه‌بندي كرد كه نشان دهنده وجود افق كلسيك در عمق 50 سانتيمتر از سطح خاك مي‌باشد.

زمانيكه بيش از دو كلمه توصيفي مورد نياز باشد آنها مي‌توانند بين پرانتز پس از نام استاندارد اضافه شوند. براي نمونه اگر خاك ورتي‌سول بحث شده افق سطحي بسيار سخت داشته باشد، اين خاك   Mazi-Calcic Vertisol (Chromic) ناميده مي‌شود.

پيشرفتها و كاربردهاي آينده:

اين سيستم اجازه انتقال حداكثر اطلاعات خاك را مي‌دهد زيرا همه كلمات توصيفي معناي منحصر بفرد داشته، تعداد آنها نسبتا كم بوده و براحتي آموخته و حفظ مي‌شوند.

اگر براي اهداف نقشه‌كشي همراه با سيستم طبقه‌بندي محلي خاك بكار روند نياز خواهد بود كه   سيستم تطبيق شود تا به‌عنوان راهنما براي نقشه خاك باقي بماند. اين ممكن است نياز به ساده‌سازي و گروهبندي چندين كلمه توصيفي با هم داشته باشد. براي مثال، در ليست كلمات توصيفي اسم   Thionic  مركب از Protothionic و Orthithionic مي‌باشد:؛ مثال ديگر فرض كردن فقط اسامي گروهبندي دروني براي نقشه كوچك مقياس مي‌باشد.

اين بايد درنظر گرفته شود كه در World Soil و Terrian Database با UNEP، ISSS، ISRIC و FAO (وان انگلن و ون، 1995؛ ناچرگال، 1996)[1]، واحدهاي نقشه داراي اطلاعات پروفيل خاك هستند كه مي‌توانند با استفاده از سيستم حاضر طبقه‌بندي شوند.

مشخص شده كه براي اهداف مديريتي خاك، اغلب اطلاعات بيشتري نياز است، مخصوصا براي  مشخصات خاك سطحي و براي اقليم خاك. پيشنهاد شده كه راهنماها در هر دو موضوع بايد با پيشنهادهاي موجود مانند، “ تعيين مشخصات خاك سطحي” (فيتزپاتريك، 1988؛ اسپارگارن، 1992؛ پورنل و همكاران، 1994)[2] و رژيم اقليمي Global Agro-ecological Zones Methodology (فيشر و همكاران، 1996)[3]، گسترش يابند.

 

 

تعريف عناصر سازنده واحدهاي پايينتر

تعريف افقها و خواص مشخصه كه در زير به صورت ايتاليك داده شده است، همانهايي هستند كه در  فصل سوم ارائه شده‌اند، فقط ممكن است طور ديگر بيان شده باشند.

در بيشتر حالات فقط تعداد محدودي از تركيبات ممكن خواهد بود، درحالي‌كه بيشتر تعاريف، استثنا هستند.

Abruptic           تغيير بافت ناگهاني دارد.

Aceric              pH  (1:1 در آب) بين 5/3 و 5 و رنگدانه‌هاي ژاروسيت  (j a rosite) در 100 سانتيمتر   از سطح خاك دارند (فقط در سولونچاك‌).

Acric                افق فراليك دارد كه شرايط افزايش رس افق آرجيك و اشباع بازي (با استات آمونيوم  1 مولار) كمتر از 50 درصد در حداقل بخشي از افق  B در 100 سانتيمتر از سطح خاك دارد (فقط در فرال‌سول‌).

Acroxic            كمتر از cmol/kg2 باز قابل استخراج به اضافه Al3+ قابل استخراج با 1 مولار KCl در يك يا بيشتر افقها با مجموع ضخامت 30 سانتيمتر يا بيستر در 100 سانتيمتر از  سطح خاك دارد (فقط در اندوسول).

Albic                 افق آلبيك در 100 سانتيمتر از سطح خاك دارد.

Hyperalbic   افق آلبيك در 50 سانتيمتر از سطح خاك داشته و مرز پاييني آن در عمق 100 سانتيمتري يا بيشتر از سطح خاك است.

Glossalbic     زبانه‌هاي آلبيك را در افق آرجيك يا ناتريك نشان مي‌دهد.

Alcalic           pH (1:1 در آب) 5/8 يا بيشتر در 50 سانتيمتر از سطح خاك دارد.

Alic                   افق آرجيك دارد كه ظرفيت تبادل كاتيوني مساوي يا بيشتر از c mol/kg24 رس در سراسر، نسبت رس/ سيلت كمتر از 6/0 و اشباع Al، 50 درصد يا بيشتر دارد.

Alumic              داراي اشباع Al حدود 50 درصد يا بيشتر در حداقل بعضي از بخشهاي افق  B كه بين 50 و 100 سانتيمتر از سطح خاك قرار دارد، مي‌باشد.

Andic                افق انديك در 100 سانتيمتر از سطح خاك دارد.

Aluandic        افق انديك با مقدار سيليكاي قابل استخراج با اسيد اكسالات (پ‌هاش3) كمتر از 6/0 درصد يا يك نسبتAlpy[4]/Alox[5] ، 5/0 يا بيشتر دارد.

Silandic        افق انديك با مقدار سيليكاي قابل استخراج با اسيد اكسالات (پ‌هاش3) 6/0 درصد يا بيشتر يا يك نسبت  Alpy/Alox، كمتر از 5/0 دارد.

جدول 3 : ليست الفبايي اسامي خاك در سطوح پايينتر

Rhodic

Rubic

Ruptic

Rustic

Salic

Sapric

Silic

Siltic

Skeletic

Sodic

Spodic

Spolic

Stagnic

Sulphuric

Takyric

Tephric

Terric

Thionic

Toxic

Turbic

Umbric

Urbic

Vetic

Vermic

Vertic

Vitric

Xanthic

Yermic

 

Lixic

Luvic

Magnesic

Mazic

Melanic

Mesotrophic

Mollic

Natric

Nitic

Ochric

Ombric

Oxyaquic

Pachic

Pellic

Petric

Petrocalcic

Petroduric

Petrogypsic

Petroplinthic

Petrosalic

Placic

Plaggic

Planic

Plinthic

Posic

Profondic

Protic

Reductic

Regic

Rendzic

Rheic

Ferralic

Ferric

Fibric

Folic

Fluvic

Fragic

Fulvic

Gabric

Gelic

Gelistagnic

Geric

Gibbsic

Glicic

Gleyic

Glossic

Greyic

Grumic

Gypsic

Gypsiric

Haplic

Histic

Hortic

Humic

Hydragric

Hydric

Hyperochric

Hyperskeletic

Irragric

Lamellic

Leptic

Lithic

Abruptic

Aceric

Acric

Acroxic

Albic

Alcalic

Alic

Alumic

Andic

Anthraquic

Anthric

Anthropic

Arenic

Aric

Aridic

Arzic

Calcaric

Calcic

Carbic

Carbonatic

Chernic

Chloridic

Chromic

Cryic

Cutanic

Densic

Duric

Dystric

Entic

Eutric

Eutrisilic

در صورت تناسب، اسامي مي‌توانند پس از پيشوتد تعريف شوند براي مثال Epygleyic-، Protothioni-. پيشوندهاي زير ممكن است استفاده شوند:‍

Thapto

Orthi

Para

Proto

Epi

Hyper

Hypo

Bathi

Cumuli

Endo

Anthraquic       افق آنتراكوييك دارد.

Anthric             نشانه‌هايي از تاثير انسان به‌علت عمليات زراعي دارد.

Anthropic         شامل مواد خاكي آنتروپوژئومرفيك بوده، يا تغيير شديد خاك با فعاليتهاي انسان به‌وسيله فاكتورهاي غيرمرتبط به عمليات زراعي را نشان مي‌دهد (فقط در ريگوسول).

Aric                  فقط بقايايي از افقهاي مشخصه منتج از شخم عميق مكرر دارد.

Arenic              بافت لومي، شني‌ريز يا درشت‌تر در سراسر 50 سانتيمتر بالايي خاك دارد.

Aridic               خواص اريديك، بدون افق تاكيريك يا يرميك دارد.

Arzic                 داراي آب زيرزميني سرشار از سولفات در 50 سانتيمتر از سطح خاك در بعضي   دوره‌ها در بيشتر سالها بوده و داراي 15 درصد يا بيشتر جيپسوم به‌صورت ميانگين در عمق 100 سانتيمتر مي‌باشد (فقط در جيپسي‌سول‌).

Calcaric           در حداقل بين 20 و 50 سانتيمتر از سطح خاك، آهكي مي‌باشد.

Calcic               افق كلسيك يا تمركز كربنات ثانويه بين 50 و 100 سانتيمتر از سطح خاك دارد.

Hypercalcic   افق كلسيك آن، داراي 50 درصد يا بيشتر كربنات كلسيم معادل مي‌باشد.

Hypocalcic   فقط تمركز كربنات ثانويه در 100 سانتيمتر از سطح خاك دارد.

Orthicalcic     افق كلسيك در 100 سانتيمتر از سطح خاك دارد.

Carbic              افق اسپوديك سيماني دارد كه آهن بي‌شكل آن به‌اندازه‌اي نيست كه با آتش گرفتن قرمزتر شود (فقط در پادزول‌ها).

Carbonatic       محلول خاك با pH  بيشتر از 5/8 ( 1:1 در آب) و  HCO3- > SO42- >>Cl- دارد (فقط در سولونچاك‌).

Chernic            افق چرنيك دارد (فقط در چرنوزم‌).

Chloridic          محلول خاك (1:1 در آب) با Cl- >> SO42-  > HCO3-  دارد (فقط در سولونچاك‌).

Chromic           افق B دارد كه در بخشهاي عمده‌اي، هيوي YR5/7 و كروماي مرطوب، بيشتر از 4 يا هيوي قرمزتر از YR5/7 دارد.

Cryic                افق كراييك در 100 سانتيمتر از سطح خاك دارد.

Cutanic            پوسته‌هاي رسي در افق آرجيك دارد (فقط در لووي‌سول‌).

Densic              افق اسپوديك سيماني دارد (“ortstein”)(فقط در پادزول‌).

Duric                افق دوريك در 100 سانتيمتر از سطح خاك دارد.

Dystric             اشباع بازي ( با استات آمونيوم 1 مولار) كمتر از 50 درصد در حداقل بعضي بخشهاي بين 20 و 100 سانتيمتر از سطح خاك، يا در لايه‌‌اي با ضخامت 5 سانتيمتر مستقيما بالاي اتصال سنگي در لپتوسول‌ دارد.

Epidystric     اشباع بازي ( با استات آمونيوم 1 مولار) كمتر از 50 درصد در حداقل بين 20   و 50 سانتيمتر از سطح خاك دارد.

Hyperdystric اشباع بازي (با استات آمونيوم 1 مولار) كمتر از 50 درصد در همه بخشهاي  بين 20 و 100 سانتيمتر از سطح خاك و كمتر از 20 درصد در بعضي بخشها  در 100 سانتيمتر از سطح خاك دارد.

Orthidystric  اشباع بازي (با استات آمونيوم 1 مولار) كمتر از 50 درصد در همه بخشهاي بين 20 و 100 سانتيمتر از سطح خاك دارد.

Entic                 فاقد افق آلبيك بوده و افق اسپوديك ضعيف دارد.

Eutric               اشباع بازي ( با استات آمونيوم 1 مولار) 50 درصد يا بيشتر در حداقل بين 20 و 100 سانتيمتر از سطح خاك، يا در لايه‌اي با ضخامت 5 سانتيمتر مستقيما بالاي اتصال سنگي در لپتوسول‌ دارد.

Endoeutric    اشباع بازي ( با استات آمونيوم 1 مولار ) 50 درصد يا بيشتر در همه بخشهاي بين 50 و 100 سانتيمتر از سطح خاك دارد.

Hypereutric  اشباع بازي ( با استات آمونيوم 1 مولار) 80 درصد يا بيشتر در همه بخشهاي بين 20 و 100 سانتيمتر از سطح خاك دارد.

Orthieutric   اشباع بازي (با استات آمونيوم 1 مولار) 50 درصد يا بيشتر در همه بخشهاي  بين 20 و 100 سانتيمتر از سطح خاك دارد.

Eutrisilic          افق انديك سيليكاتي (Si-andic) دارد و مجموع بازهاي تبادلي cmol/kg25 خاك، در 30 سانتيمتر از سطح خاك دارد.

Ferralic            خواص فراليك در 100 سانتيمتر از سطح خاك دارد.

Hyperferralic ظرفيت تبادل كاتيوني (با استات آمونيوم 1 مولار) كمتر از  cmol/kg16 رس، در حداقل بعضي زيرافقها در 100 سانتيمتر از سطح خاك دارد.

Hypoferralic ظرفيت تبادل كاتيوني ( با استات آمونيوم 1 مولار) كمتر از cmol/kg4 خاك، در حداقل 30 سانتيمتر از 100 سانتيمتر بالايي خاك و كروماي مرطوب، 5 يا بيشتر و/ يا هيوي قرمزتر از YR10 دارد (فقط در آرنوسول‌).

Ferric               افق فريك در 100 سانتيمتر از سطح خاك دارد.

Hyperferric  يك يا چند لايه با مجموع ضخامت 25 سانتيمتر يا بيشتر كه داراي 40 درصد  يا بيشتر گرههاي اكسيدهاي آهن/ منگنز در 100 سانتيمتر از سطح خاك  است، دارد.

Fibric                بيشتر از دو سوم (حجمي) از مواد خاكي آلي كه داراي بافتهاي گياهي قابل تشخيص است، دارد (فقط در هيستوسول‌).

Folic                 افق فوليك دارد (فقط در هيستوسول).

Fluvic               مواد خاكي فلوويك در 100 سانتيمتر از سطح خاك دارد.

Fragic               افق فراجيك در 100 سانتيمتر از سطح خاك دارد.

Fulvic               افق فولويك در 30 سانتيمتر از سطح خاك دارد.

Gabric              تجمع مواد خاكي آنتروپوژئومرفيك كه داراي بيشتر از 35 درصد (حجمي) مواد آلي زائد است، دارد (فقط در آنتروپيك ريگوسول‌).

Gelic                يخبندان دائمي در 200 سانتيمتر از سطح خاك دارد.

Gelistagnic      اشباع موقتي با آب در سطح، تحت تاثير يك خاك زيري يخ بسته مي‌باشد.

Geric                خواص جريك در حداقل بعضي افقها در 100 سانتيمتر از سطح خاك دارد.

Gibbsic             لايه‌اي با بيش از 30 سانتيمتر ضخامت كه داراي بيشتر از 25 درصد جيپسوم در   100 سانتيمتر از سطح خاك است، دارد.

Glacic               افقي در 100 سانتيمتر از سطح خاك دارد كه 30 سانتيمتر يا بيشتر ضخامت داشته   و داراي 95 درصد يا بيشتر (حجمي) يخ مي‌باشد.

Gleyic              خواص گلييك در 100 سانتيمتر از سطح خاك دارد.

Endogleyic   خواص گلييك بين 50 و 100 سانتيمتر از سطح خاك دارد.

Epigleyic      خواص گلييك در 50 سانتيمتر لز سطح خاك دارد.

Glossic             زبانه‌هايي از افق ماليك يا اومبريك را در افق  B زيري، يا در ساپروليت نشان مي‌دهد.

Molliglossic  زبانه‌هايي از افق ماليك را در افق B زيري، يا در ساپروليت نشان مي‌دهد.

Umbriglossic زبانه‌هايي از افق اومبريك در افق  B زيري، يا در ساپروليت نشان مي‌دهد.

Greyic              دانه‌هاي شن و سيلت نپوشيده روي سطوح خاكدانه‌هاي ساختماني در افق ماليك دارد (فقط در فائوزم‌ها).

Grumic             لايه سطحي با ضخامت 3 سانتيمتر يا بيشتر با ساختمان قوي ريزتر از دانه‌اي بسيار درشت دارد (فقط در ورتي‌سول‌).

Gypsic              افق جيپسيك در 100 سانتيمتر از سطح خاك دارد.

Hypergypsic افق جيپسيك آن، 60 درصد يا بيشتر جيپسوم دارد.

Hypogypsic  افق جيپسيك آن، 25 درصد يا كمتر جيپسوم دارد.

Gypsiric           مواد خاكي جيپسيريك در حداقل بين 20 و 50 سانتيمتر از سطح خاك دارد.

Haplic              حالت تيپيكي از اشكال مشخص را دارد (تيپيك به‌حالتي كه مشخصات معنادار يا پيشرفته نداشته باشند).

Histic               افق هيستيك در 40 سانتيمتر از سطح خاك دارد.

Fibrihistic     افق هيستيك در 40 سانتيمتر از سطح خاك دارد كه بيش از دو سوم   (حجمي) از مواد خاكي آلي، داراي بافتهاي گياهي قابل تشخيص مي‌باشد.

Saprihistic     افق هيستيك در 40 سانتيمتر از سطح خاك دارد كه كمتر از يك ششم (حجمي) از مواد خاكي آلي، داراي بافتهاي گياهي قابل تشخيص بوده و رنگ بسيار تيره خاكستري تا سياه دارد.

Thaptohistic  افق هيستيك مدفون بين 40 و 100 سانتيمتر از سطح خاك دارد.

Hortic               افق هرتيك دارد كه در آنتروسول‌، 50 سانتيمتر يا بيشتر و در بقيه خاكها كمتر از 50 سانتيمتر ضخامت دارد.

Humic              مقدار كربن آلي بالا دارد كه در فرال‌سول‌ و نيتي‌سول‌ بيشتر از 4/1 درصد (وزني)  كربن آلي به‌صورت ميانگين وزني بالاي عمق 100 سانتيمتر از سطح خاك و در لپتوسول‌ بيشتر از 2 درصد (وزني) كربن آلي تا عمق 25  سانتيمتر از سطح خاك و   در بقيه خاكها بيشتر از 1 درصد (وزني) كربن آلي تا عمق 50 سانتيمتر از سطح   خاك دارد.

Mollihumic    مقدار كربن آلي بيان شده در بالا و يك افق ماليك دارد.

Umbrihumic    مقدار كربن آلي بيان شده در بالا و يك افق اومبريك دارد.

Hydragric        افق آنتراكوييك و يك افق هيدراگريك مرتبط با آن دارد. دومي، در 100 سانتيمتر از سطح خاك وجود دارد (فقط در آنتروسول‌).

Hydric              در 100 سانتيمتر از سطح خاك، يك يا چند لايه با مجموع ضخامت 35 سانتيمتر يا بيشتر دارد كه نگهداري آب در kPa155 (در نمونه‌هاي غير خشك شده) 100درصد يا بيشتر مي‌باشد (فقط در اندوسول‌).

Hyperskeletic  بيش از 90 درصد (وزني) سنگريزه يا ديگر قطعات درشت تا عمق 75 سانتيمتر، يا سنگهاي پيوسته سخت دارد (فقط در لپتوسول‌).

Irragric            افق ايراگريك دارد كه در آنتروسول‌، 50 سانتيمتر يا بيشتر و در بقيه خاكها كمتر از 50 سانتيمتر ضخامت دارد.

Lamellic           لايه‌هاي انباشتگي رس با ضخامت تركيبي حداقل 15 سانتيمتر، در 100 سانتيمتر از سطح خاك دارد.

Leptic               سنگهاي سخت پيوسته، بين 25 و 100 سانتيمتر از سطح خاك دارد.

Endoleptic    سنگهاي سخت پيوسته بين 50 و 100 سانتيمتر از سطح خاك دارد.

Epileptic      سنگهاي سخت پيوسته بين 25 و 50 سانتيمتر از سطح خاك دارد.

Lithic                سنگهاي سخت پيوسته در 10 سانتيمتر از سطح خاك دراد.

Paralithic     در 10 سانتيمتر از سطح خاك، يك اتصال سنگي شكسته با شكافهاي كمتر از 10 سانتيمتر كه به ريشه اجازه نفوذ به سنگهاي زيري را مي‌دهد، دارد.

Lixic                 افق فراليك دارد كه شرايط افزايش رس افق آرجيك را داشته و اشباع بازي (با    استات آمونيوم 1 مولار) 50 درصد يا بيشتر در سراسر افق  B تا عمق 100 سانتيمتر از سطح خاك دارد (فقط در فرال‌سول‌).

Luvic                افق آرجيك دارد كه ظرفيت تبادل كاتيوني مساوي يا بيشتر از c mol/kg24 رس، در سراسر و اشباع بازي (با استات آمونيوم 1 مولار) 50 درصد يا بيشتر در سراسر افق، تا عمق 100 سانتيمتر از سطح خاك دارد.

Hypoluvic     افزايش رس واضح 3 درصد يا بيشتر در 100 سانتيمتر از سطح خاك دارد  (فقط در آرنوسول‌).

Magnesic         نسبت Ca/Mg قابل تبادل كمتر از 1 در 100 سانتيمتر از سطح خاك دارد.

Mazic               ساختمان توده‌اي و پايداري سخت تا خيلي سخت در 20 سانتيمتر بالايي خاك دارد (فقط در ورتي‌سول‌).

Melanic           افق ملانيك دارد (فقط در اندوسول‌).

Mesotrophic    اشباع بازي (با استات آمونيوم 1 مولار) كمتر از 75 درصد در عمق 20 سانتيمتر دارد (فقط در ورتي‌سول‌).

Mollic              افق ماليك دارد.

Natric               افق ناتريك در 100 سانتيمتر از سطح خاك دارد.

Nitic                 افق نيتيك در 100 سانتيمتر از سطح خاك دارد.

Ochric              افق اكريك دارد.

Hyperochric  افق اكريك با رنگ روشن يا سفيد (اغلب خاكستري) در حالت خشك دارد كه   با مرطوب شدن تيره‌تر مي‌شود (افق سطحي سفيد) مقدار كربن آلي پايين (معمولا كمتر از 4/0 درصد طبق نتايج آفريقاي جنو.بي) و مقدار اكسيدهاي آهن آزاد نسبتا پايين، بافت درشت، نشانه‌اي از ساختمان بشقابي و پوسته نازك سطحي  دارد.

Ombric             رژيم آبي به سبب آب زير زميني دارد (فقط در هيستوسول‌).

Oxyaquic         با آب در طول دوره آب شدن اشباع شده و فاقد شكلهاي اكسيد و احيايي در 100 سانتيمتر از سطح خاك مي‌باشد (فقط در كرايوسول‌).

Pachic              افق ماليك يا اومبريك با ضخامت بيشتر از 50 سانتيمتر دارد.

Pellic                در بالاي 30 سانتيمتر از توده خاك، واليوي مرطوب، 5/3 يا كمتر و كروماي 5/1 يا كمتر دارد (فقط در ورتي‌سول‌).

Petric               در 100 سانتيمتر از سطح خاك، شديدا سيماني يا سخت است.

Endopetric    بين 50 و 100 سانتيمتر از سطح خاك، شديدا سيماني يا سخت مي‌باشد.

Epipetric      در 50 سانتيمتر از سطح خاك، شديدا سيماني يا سخت مي‌باشد

Petrocalcic       افق پتروكلسيك در 100 سانتيمتر از سطح خاك دارد.

Petroduric        افق پتردوريك در 100 سانتيمتر از سطح خاك دارد.

Petrogypsic      افق پتروجيپسيك در 100 سانتيمتر از سطح خاك دارد.

Petroplinthic    افق پتروپلينتيك در 100 سانتيمتر از سطح خاك دارد.

Petrosalic         در 100 سانتيمتر از سطح خاك، افقي با ضخامت 10 سانتيمتر يا بيشتر دارد كه با نمكهاي محلولتر از جيپسوم سيماني شده است.

Placic               در 100 سانتيمتر از سطح خاك يك زيرافق از افق اسپوديك دارد كه 1 سانتيمتر يا بيشتر ضخامت داشته و به‌صورت پيوسته با تركيبي از مواد آلي و آلمونيوم با / يا بدون آهن (سخت لايه نازك آهن) سيماني شده است (فقط در پادزول‌).

Plaggic             افق پلاجيك دارد كه در آنتروسول‌، 50 سانتيمتر يا بيشتر و در ديگر خاكها كمتر از  50 سانتيمتر ضخامت دارد.

Planic               افق آبشويي دارد كه ناگهاني يك افق با نفوذ پذيري كم در 100 سانتيمتر از سطح خاك را مي‌پوشاند.

Plinthic             افق پلينتيك در 100 سانتيمتر از سطح خاك دارد.

Epiplinthic        افق پلينتيك در 50 سانتيمتر از سطح خاك دارد.

Hyperplinthic   افق پلينتيك دارد كه در آن سخت شدن غيرقابل برگشت، از ورقه‌هاي پيوسته سنگ آهن نتيجه مي‌شود.

Orthiplinthic   افق پلينتيك دارد كه در آن سخت شدن غيرقابل برگشت، در لايه‌اي از سنگ آهن در اندازه سنگريزه ناشي مي‌شود.

Paraplinthic    افق رنگدانه‌اي با حداقل 10 درصد (حجمي) گره‌هاي آهن شبيه افق پلينتيك دارد اما در تكرار تري و خشكي سخت نمي‌شود.

Posic                بار صفر يا مثبت (pHKCl – pHwater)  در لايه‌اي با بيش از 30 سانتيمتر ضخامت در 100 سانتيمتر از سطح خاك دارد (فقط در فرال‌سول‌).

Profondic         افق آرجيك دارد كه در آن پراكندگي رس به‌گونه‌اي است كه مقدار رس در آن از 20 درصد (نسبي) حداكثر آن در 150 سانتيمتر از سطح خاك، بيشتر كاهش نمي‌يابد.

Protic               تكامل افق خاك محسوسي نشان نمي‌دهد.

Reductic          حالت غير هوازي و نشر گازهاي منتج از آن دارد (مثل متان، دي اكسيد كربن و غيره)(فقط در آنتروپيك‌ريگوسول‌).

Regic               فاقد افقهاي مدفون قابل تشخيص مي‌باشد.

Rendzic            افق ماليك دارد كه داراي مواد آهكي داراي بيش از 40 درصد كربنات كلسيم معادل بوده يا بلافاصله روي آنرا مي‌پوشاند (فقط در لپتوسول‌).

Rheic               رژيم آبي به سبب آب زير زميني دارد (فقط در هيستوسول‌).

Rhodic             افق B دارد كه هيوي قرمزتر از YR5 (YR5/3 يا قرمزتر) در همه بخشها (مجزا از افقهاي انتقالي كوچك تا افق A و C ) دارد و واليوي مرطوب، كمتر از 5/3 و واليوي خشك بيش از 1 واحد از واليوي مرطوب، بيشتر نمي‌باشد.

Rubic               افق B (يا افق بلافاصله زير افق A) با هيوي قرمزتر از YR10 و/ يا كروماي مرطوب، 5 يا بيشتر دارد (فقط در آرنوسول‌).

Ruptic              ناپيوستگي سنگي در 100 سانتيمتر از سطح خاك دارد.

Rustic              افق اسپوديك سيماني شده با آهن بي‌شكل كلافي دارد كه با آتش زدن قرمزتر مي‌شود و زير يك افق آلبيك قرار گرفته و فاقد زيرافقي از افق اسپوديك مي‌باشد كه 5/2 سانتيمتر يا بيشتر ضخامت داشته و به‌صورت پيوسته با تركيبي از مواد آلي و آلمونيوم با/ يا بدون آهن سيماني شده است (فقط در پادزول‌).

Salic                 افق ساليك در 100 سانتيمتر از سطح خاك دارد.

Endosalic     افق ساليك بين 50 و 100 سانتيمتر از سطح خاك دارد.

Episalic        افق ساليك بين 25 و 50 سانتيمتر از سطح خاك دارد.

Hyposalic     هدايت الكتريكي عصاره اشباع بيشتر از dS/M4  در 25 درجه سانتيگراد در حداقل بعضي زيرافقها در 100 سانتيمتر از سطح خاك دارد.

Hypersalic     هدايت الكتريكي عصاره اشباع بيشتر از d S/M30 در 25 درجه سانتيگراد در حداقل بعضي زيرافقها در 100 سانتيمتر از سطح خاك دارد.

Sapric               كمتر از يك ششم (حجمي) از مواد خاكي آلي، داراي بافتهاي گياهي قابل تشخيص مي‌باشد (فقط در هيستوسول‌).

Silic                  افق انديك با مقدار سيليكاي قابل استخراج با اسيد اكسالات (پ‌هاش 3)  6/0 درصد  يا بيشتر يا نسبت Alpy/Alox كمتر از 5/0 دارد (فقط در اندوسول‌).

Siltic                 40 درصد يا بيشتر سيلت در افقي با بيش از 30 سانتيمتر ضخامت در 100 سانتيمتر از سطح خاك دارد.

Skeletic            بين 40 و 90 درصد (وزني) سنگريزه يا ديگر قطعات درشت‌تر تا عمق 100 سانتيمتر  از سطح خاك دارد.

Endoskeletic بين 40 و 90 درصد (وزني) سنگريزه يا ديگر قطعات درشت‌تر بين  20  و 50 سانتيمتر از سطح خاك دارد.

Episkeletic   بين40 و 90 درصد (وزني) سنگريزه يا ديگر قطعات درشت‌تر بين   20 و 90 سانتيمتر از سطح خاك دارد.

Sodic                بيش از 15 درصد سديم تبادلي يا بيش از 50 درصد سديم تبادلي به‌اضافه منيزيم در كمپلكس تبادلي در 50 سانتيمتر از سطح خاك دارد.

Endosodic    بيش از 15 درصد سديم تبادلي يا بيش از 50 درصد سديم تبادلي به‌اضافه منيزيم روي كمپلكس تبادلي بين 50 و 100 سانتيمتر از سطح خاك دارد.

Hyposodic    بيش از 6 درصد اشباع با سديم تبادلي در حداقل بعضي زيرافقهاي داراي بيش  از 20 سانتيمتر ضخامت، در 100 سانتيمتر از سطح خاك دارد.

Spodic              افق اسپوديك دارد.

Spolic               تجمعي از مواد خاكي آنتروپوژئومرفيك با بيش از 35 درصد (حجمي) ضايعات   صنعتي (خاك معدن، لاي رودخانه، ساخت جاده و غيره) دارد (فقط در آنتروپيك‌ريگوسول‌).

Stagnic             خواص استاگنيك در 50 سانتيمتر از سطح خاك دارد.

Endostagnic  خواص استاگنيك بين 50 و 100 سانتيمتر از سطح خاك دارد.

Sulphatic          محلول خاك (1:1 در آب) با SO42- >> HCO3- > Cl- دارد (فقط در سولونچاك‌).

Takyric            افق تاكريك دارد.

Tephric            مواد خاكي تفريك تا يك عمق 30 سانتيمتر يا بيشتر از سطح خاك دارد.

Terric               افق تريك دارد كه در آنتروسول‌، 50 سانتيمتر يا بيشتر و در ديگر خاكها كمتر از     50 سانتيمتر ضخامت دارد.

Thionic             افق سولفوريك يا مواد خاكي سولفيديك در 100 سانتيمتر از سطح خاك دارد.

Orthithionic  افق سولفوريك در 100 سانتيمتر از سطح خاك دارد.

Protothionic  مواد خاكي سولفيديك در 100 سانتيمتر از سطح خاك دارد.

Toxic                در 50 سانتيمتر از سطح خاك، تجمع يونها بجز آلمونيوم، آهن، سديم، كلسيم يا منيزيم دارد كه براي رشد گياه سمي هستند.

Turbic              اشكال به‌هم‌خوردگي خاك (مواد خاكي مخلوط شده، افقهاي خاكي آشفته، پيچيدگي (الگوي چرخش مانند در افقهاي خاك)، نفوذ مواد آلي، تورم يخي، جدايي مواد خاكي ريز از درشت، تركها، اشكال سطحي مشخص مانند برآمدگي، پشته‌هاي يخي، دواير سنگي، اشكال مشبك و كثيرالاضلاع)، يا  در سطح و يا در 100 سانتيمتر از سطح خاك دارد (فقط در كرايوسول‌).

Umbric             افق اومبريك دارد.

Urbic                تجمعي از مواد خاكي آنتروپوژئومرفيك داراي بيش از 35 درصد (حجمي) مواد زميني مخلوط شده با  قلوه‌سنگ ساختماني و آثار مصنوعي دارد (فقط در ريگوسول‌).

Vermic             50 درصد يا بيشتر (حجمي) حفرات كرم يا قالبهاي كرم دارد و پر از جانوران نقب‌زن در 100 سانتيمتر بالايي از خاك يا پايين تخته‌سنگ يا تا يك افق پتروكلسيك، پترودوريك، پتروجيپسيك و پتروپلينتيك، كه عميقتر هستند، مي‌باشد.

Vertic               افق ورتيك در 100 سانتيمتر از سطح خاك دارد.

Vetic                كمتر از cmole/kg6 رس، بازهاي تبادلي به‌اضافه اسيديته تبادلي در حداقل بعضي زيرافقهاي افق B در 100 سانتيمتر از سطح خاك دارد.

Vitric                افق ويتريك در 100 سانتيمتر از سطح خاك دارد و فاقد افق انديك روي افق   ويتريك مي‌باشد.

Xanthic            افق فراليك با رنگ زرد تا زرد رنگ پريده (نمونه ساييده هيوي YR5/7 يا زردتر با واليوي مرطوب، 4 يا بيشتر و كروماي مرطوب، 5 يا بيشتر دارد).

Yermic             افق يرميك داراي سنگفرش بياباني دارد.

Nudiyermic   افق يرميك بدون سنگفرش بياباني دارد.

 

پيشوندهاي زير، جهت نشان دادن عمق تشكيل، يا بيان شدت خواص و خصوصيات خاك استفاده مي‌شوند. آنها به‌صورت يك كلمه با ديگر عناصر مثل O rthicalci- تركيب مي‌شوند. يك دوتركيبي مثل Epihypercalci- مجاز هست.

Bathi            افق، خواص يا موادي كه بين 100 و 200 سانتيمتر از سطح خاك شروع مي‌شوند.

Cumuli         تجمع مكرري از مواد خاكي با ضخامت 50 سانتيمتر يا بيشتر در سطح يا افق   A دارد.

Endo            افق، خواص يا موادي كه در عمقهاي پايينتر عمدتا بين 50 و 100 سانتيمتر از سطح خاك شروع مي‌شوند.

Epi              افق، خواص يا موادي كه بين 50 و 100 سانتيمتر از سطح خاك شروع مي‌شوند.

Hyper          جلوه قوي يا شديد از اشكال مخصوص دارند.

Hypo            جلوه كم يا ضعيف از اشكال مخصوص دارند.

Orthi            جلوه تيپيك از اشكال مخصوص دارند ( تيپيك به‌حالتي كه مشخصات معنادار يا پيشرفته ندارد)

Para             شباهت به اشكال مخصوص دارد (مثل Paralithic، شبه‌سنگي).

Proto            نشان دهنده پيش حالت يا مراحل اوليه تكامل اشكال مخصوص مي‌باشد (مثل Protothionic).

Thapto         افق مدفون در 100 سانتيمتر از سطح خاك دارد (در تركيب با افق مشخصه مدفون  داده شده است مثل Thaptomollic).



[1]  Van Engelen & Wen, 1995 ؛ Nachtergaele, 1996

 2 FitzPatrik, 1988 ؛ Spaargaren, 1992 ؛ Purnell et al., 1994

 3 Fisher et al., 1996

[4]  pyrophosphate extractable aluminium

[5]  acid oxalate (pH 3) extractable aluminium (method of Blakemore et al., 1981)