بيشتر تعاريفی كه در مورد خشكسالی عنوان ميگردد قابليت انطباق زراعت با شرايط اقليمی مورد نظر ميباشد مثلاً يك مرتع دار روی مرتع اصلاح شده ای كه توزيع بارندگی به صورت نرمال هزار ميلی متر در سال ميباشد . با آسودگي خاطر گوسفند خود را به چرا می برد . در صورتی كه بارندگی روی مرتع در يك سال به 750 ميلی متر كاهش يابد ، عليرغم اينكه سال قبل نرمال بوده ، برای مرتع دار سال خشك محسوب ميشود .
برای مرتع دار ديگری كه در يك ناحيه نيمه خشك كار می كند و در آن منطقه ساليانه بطور متوسط 300 ميلی متر بارندگی ناظر می شود ، بارش 750 ميلی متر در سال بعنوان يك ركورد سال مرطوب و پر باران در نظر گرفته ميشود و مرتع دار در اين ناحيه با توجه به باران اضافی كه مشكلاتی نظير غرقاب شدن مرتع و خيس بودن خاك ، تهيه محل سرپوشيده برای دام و انبار كردن محصول ، گل آلود بودن جاده و مشكلات شخم و نيز برداشت محصول زير باران بوجود می آورد از بارش اضافی خشنود نخواهد بود .
بطور كلی در مناطق خشك و نيمه خشك با توجه به وضعيت اقليمی ، تطابق كشاورزی سنتی با آب و خاك و متوسط اقليمی صورت گرفته و تجارب شخصی روستائيان و سنتهای قديمی به آنها می آموزد چگونه با تغييرات جزئی در شرايط جوی از خطرات خشكسالی اجتناب كنند .
با آين وجود گاهی وضعيت هوا Weather آنچنان نسبت به متوسط اقليمی Climatological normal تفاوت دارد كه دردسرهايی برای كشاورز و مرتع دار بوجود می آورد .
شاخص های خشكسالی
اگرچه تعاريف گوناگونی از نظر خشكسالی موجود است ولی تعاريف ارائه شده توسط هواشناسان، جغرافی دانان ، مهندسين آبياری و غيره كاملاُ متفاوت بوده و هر يك از پارامترهای مشخصی را درفرمول خشكسالی دخالت می دهند .
در هواشناسی كشاورزی خشكسالی بعنوان يك خشكی غير معمول و اتفاقی است كه د ريك يا چند سال اتفاق می افتد .
در مورد شاخص های خشكی از نظر آب و هواشناسی نويسندگان زيادی مثل كوپن Koppen لانگ Long ، اولدكوپ 01dekop ، دومارتن De Martonne ، می ير Meyer ، تورنت وايت Thornth WaITE و آمبرژه Emberger كار كرده اند كه در اكثر موارد اين فرمولها در محاسبه ضريب خشكسالی از نظر كشاورزی كاربرد چندانی ندارد .
بعضی از نويسندگان فوق فقط عامل بارش و بعضی عامل بارش و درجه حرارت و يا تبخير و تعرق را در فرمول خود دخالت داده اند . مثلاً بعضی از تعاريف خشكسالی كه با توجه به عامل بارش معرفی شده اند بشرح زير است :
الف - كمتر از 5/2 ميلی متر بارندگی در 48 ساعت .
ب - بارندگی در طول هفته نصف نرمال يا كمتر .
ج - در يك دوره 10 روزه بارندگي از 5 ميلی متر بيشتر نباشد .
د - در 15 روز بارندگي نداشته باشيم .
و - 21 روز يا بيشتر باران كمتر از 30 درصد نرمال .
به نظر می رسد هيچ يك از تعاريف فوق با شرايط آب وهوايی كشور ما تناسب نداشته باشد و اين تعاريف در مناطق مرطوبی در جزيره انگليس ، اروپا و شمال آمريكا بيشتر می تواند مورد استفاده قرار گيرد .
در منطقه ايران كه يك فصل و گاه 5 ماه از سال هيچگونه بارشی ديده نمی شود تعيين ضريب خشكسالی بصورت دوره های كوتاه مدت چند روزه مقدور نيست .
در حقيقت در مناطق خشك و نيمه خشك اگر باران خارج از فصل ببارد نه تنها مفيد نيست بلكه خساراتی نظير سيل يا خرابی مرتع به همراه دارد . در چنين مناطقی اگر در فصل بارش به فواصل زماني معين بارش نداشته باشيم بطوريكه رشد گياه تداوم نيابد و يا شروع بارانهاي بهاری با تاخير همراه باشد خشكسالی پيش بينی ميگردد . در تعاريف خشكسالی كشاورزی تنها عامل بارش نمي تواند تعيين كننده شاخص باشد .
راسل در 1896 اظهار داشت كه خشكسالی استراليا يا خشكسالی انگلستان كاملاً متفاوت است و اين تفاوت برای هواشناسان قديمی استراليا كه قبلاً در انگلستان بوده و به آب و هوای آنجا آشنايی دارند كاملاً محسوس است . وی اضافه می كند علاوه بر تغييرات بارندگی در تعيين شاخص خشكسالی بايستی گرمای زياد و بادهای خشك كننده گياه را نيز در نظر گرفت .
اكوچف در اواخر قرن نوزدهم ، ترانسو ( 1905) و Vysotsky در 1905 شاخص P/E را برای تخمين خشكسالی بكار برده و اهميت تبخير را در بررسی خشكسالی موردتاكيد قرار داده اند .
استفاده از ميانگين دما توسط Kolostrov ( 1925 ) سيليانينوف و تورنث وايت توصيه شده است . البته كاربرد مدلهايی كه بر اساس درجه حرارت معرفی شده اند خارج از محيطي كه تجربه شده اند چندان موفق نبوده و بايستی با احتياط بيشتری از آنها استفاه نمود . با وجود اين اگر آمار كنترل شده بمدت طولانی دراختيار باشد اين مدلها در تكميل اطلاعات خشكساليها بسيار موثر هستند.
تلاشهايی بعمل آمده تا اندازه گيری كمبود اشباع نيز كه شاخص خوبی برای درجه خشكی جو ميباشد در فرمولهای رطوبت بكار رود . نمونه ای از اين شاخص ها روابط نوع دلتون Delton است كه توسط پژوهشگران زيادی براي تخمين تبخير از سطح آزاد آب بكار رفته است .
خشكسالی جوی به خشكی غير معمول هوا گفته ميشود و تعاريف زيادی با استفاده از پارامتر كمبود اشباع برای طبقه بندی خشكسالی جو بكار رفته است .
در خشكسالی كشاورزی موضوع به شاخصهای خشكسالی كشاورزی محدود ميشود كه نشان دهنده درجه يا مقدار تاثير پذيری گياه به كمبود غير معمول رطوبت خاك است . كمبود رطوبت ممكن است از كاهش غير عادی آب در خاك و يا نياز رطوبتی زياد گياه بصورت غير معمول ناشی شده باشد .
در حاليكه كاهش توليد آب برای چهارپايان معمولاً يك جنبه از خشكسالی كشاورزی را نشان ميدهد ولی در واقع اين مشكل جدا از مسائل كشاورزی است . زيرا اين نوع كمبود آب هيچگونه ارتباط اوليه ای به رطوبت خاك ندارد . می توان كمبود آب برای چهارپايان را در واقع نوعی خشكسالی هيدرولوژيكی بحساب آورد كه با خشكسالی كشاورزی فصل مشترك دارد .
علت جدا كردن بحث خشكسالی كشاورزی از خشكسالی هيدرولوژيكی اين است كه در مطالعه خشكسالی كشاورزی ، باران موثر بعنوان بخشی از باران كه بتواند در ناحيه ريشه نفوذ كند مورد نظر ميباشد در حاليكه در خشكسالی هيدرولوژيكی باران موثر بخشي از بارندگی است كه به ناحيه ريشه در خاك نفوذ نمي كند بلكه در سطح زمين يا در زير زمين جاری شده و به افزايش آب در چشمه ها ، جويبارها ، درياچه ها و حوضچه ها می انجامد . تعيين شاخص خشكسالی در كشاورزی به منظورهای ذيل صورت می گيرد :
الف - بررسی گرايش اقليم بطرف خشكی
Evaluation of climatic proneness aridity
يك استفاده معمول و هميشگی ضريب خشكسالی برای تعيين گرايش اقليم بطرف خشكی و يا پتانسيل خشكسالی منطقه است كه به مفهوم عام مورد استفاده ميباشد .مثلاً تامركين Tumertekin و كان ترك Conturk از فرمول خشكی دومارتن يعنی برای بدست آوردن فراواني وقوع درجات خشكی در 86 ايستگاه هواشناسی تركيه استفاده نموده اند . ضريب بدست آمده توسط اين دو پژوهشگر نشان داد كه مقادير ضريب خشكی در تمام ايستگاهها خيلی نزديك به توزيع گوسن بوده است . بنابراين با استفاده از انحراف معيار و ميانگين ضرايب خشكی می توان نقشه هايی كه نشان دهنده فواصل متوسط بين درجات مختلف خشكی می باشند را رسم نمود . چنين مطالعاتی را می توان در ارزيابی پتانسيل خشكسالی بعنوان نوعی بررسی اوليه محل خشكساليها منظور نمود . متاسفانه ضرايب تجربی ساده نظير فرمول دومارتن يك بررسی واقعی از محدوديتهای كشاورزی را درسالهای خشك بدست نمی دهد .
ب - تخمين نياز آبياری در منطقه
برای بدست آوردن اطلاعات اضافی در مورد سيكل فصلی و فراوانی نقصان آب ، بايستي دوره های كمتر از يكسال مثلاً دوره های ماهيانه ، ده روزه و حتي روزانه را جهت محاسبه بيلان آب در نظر گرفت كه اين محاسبه بر اساس آمارهای طولانی ساليانه بدست آمده باشد .نقصان تبخير و تعرق را می توان با يكی از روشهای هواشناسی و استفاده از قابليتهای فرضی ذخيره آب در محل ريشه محاسبه نمود .
مطالعات ون باول Van – Bavel از اين نوع ميباشد . نتايج را می توان با در نظر گرفتن كل دوره زمانی مثلاً تعداد روزهايی كه فصل رشد ادامه دارد و در اين دوره محصول از كمبود رطوبت خاك در مضيقه بوده است و يا كل عمق آب اضافی كه می توانست مانع كمبود ذخيره رطوبت باشد ارائه نمود .
اگرچه نتايج فوق و اطلاعاتی كه از اين طريق بدست مي آيد در حل مشكلات آبياری موثر است معذالك اين نوع مطالعات مورد انتقاد قرار گرفته اند زيرا بطور مناسبی تمام عوامل موثر در تعادل رطوبت محصولات ويژه ای را در زمان معين در نظر نمی گيرند . اين انتقادات از پيچيدگيهايی كه در اهداف پروژه ها در نظر گرفته شده ناشی می شوند .
ارزيابی خشكسالی بشكل محلی To evaluate drought in a local setting
مخالفين استفاده از شاخصهای خشكسالی ميل دارند كه توجه به وضعيت آب در رشد نوع خاصی از محصول صورت گيرد كه اين محصول در شرايط زمانی و مكانی خاصی در روی خاك مطالعه ميشود . بطور كلی فقط دو نوع افراد به ارزيابی خشكسالی بصورت محلی اعتقاد دارند .
يكی تجربه كننده های حرفه ای كه می خواهند فراينده های اصلی فيزيكی و بيولوژيكی در حال انجام را در محل اندازه گيری نموده و بلافاصله با اندازه گيريها و درك فرآيندهای اصلی فيزيكی و بيولوژيكی نتايج را به زبان علمی توزيع دهند . دومين گروه كشاورزانی هستند كه نوع خاصی از محصول را می كارند و به رشد آن توجه دارند .
در تعيين شاخص خشكسالی سه مسئله مهم وجود دارد :
1- ظرفيت محيط براي تبخير و تنفس گياه كه در واقع جنبه انرژی مسئله است .
2- قابليت خاك و گياه كه بتوانند آب لازم را براي تبخير و تنفس گياه فراهم كنند .
در اولين مسئله اندازه گيری تشعشع و انتقال افقی گرمای محسوس مورد نظر می باشد . در دومين مسئله لازم است توانايی سيستم گياه و خاك بعنوان يك منبع و يك پمپ برای فراهم كردن آب جهت تبخير بررسی شود و اين خود مسائل جديدی مثل تركيب فيزيكی و شيميايی خاك از جمله مشخصات جذب و رها سازی آب را در ناحيه رشد مورد بحث قرار می دهد .
مقدار آبی كه بوسيله بارندگی يا آبياری به سطح خاك اضافه ميشود بايستی اندازه گيری شود . اين اندازه گيری روی مزرعه كوچكی كه بيش از چند جريب را نمی پوشاند كار مشكلی است . با وجود اين نمونه گيری بارش توسط باران سنج روش مناسبی است . سپس باران كه در بخش كوچكی از زمين جاری شده و در ناحيه ريشه نفوذ كرده بايستی اندازه گيری شود . اينگونه اندازه گيری ميزان نفوذ ، زهكشی سطح و قسمت زير سطح زمين و نفوذ به عمق لايه خاك را بدست می دهد . معمولاً لازم است مقدار باران در فواصل كوتاه مثلاً هر ساعت يك مرتبه اندازه گيری شود . گاهی انتقال بخار آب بداخل خاك بسيار مهم بوده و لازم است پروفايل دما در لايه خاك مورد بررسی قرار گيرد .
3- قابليت محيطی جو كه رطوبت را بپذيرد و بخار آبی را كه در فرآيند تبخير و تنفس گياه جذب كرده است در خود پراكنده كند .
سومين مسئله يعنی ميزان پذيرش و انتقال بخار آب در جو ، اندازه گيری پروفايل سرعت باد ، درجه حرارت و رطوبت هوا را ضروری می سازد . برای محاسبه دقيق پيچيدگيهای آئروديناميكی و انرژيتيكی مسئله تبخير و فرمول تقريبی برای استفاده روزانه در آبياری منطقه و بررسيهای اقليمی به كتاب عوامل ميكروكليمای موثر در تبخير و تنفس گياه نوشته پن من مراجعه شود .
گزارش شدت و وسعت خشكسالی
يكی از مهمترين كاربرد شاخص خشكسالی تهيه گزارش دوره ای شدت و وسعت خشكسالی است . شاخص خشكسالی وسيله ای است كه با خلاصه نمودن اطلاعات خشكسالی بصورت دوره ای ، اين اطلاعات و شرايط رطوبتی محصول در منطقه گزارش می گردد .
اينگونه اطلاعات كه در آن پيشرفت و رشد محصول و جنبه های توليد مورد نظر است ، بطور شديد مورد نياز موسسات دولتی و گروههای ديگری كه علاقه يا مسئوليتی در قبال يك ناحيه وسيع يا در سطح ملی دارند می باشد .
گروههای زيادی به مجموعه اطلاعاتی از اين قبيل علاقه دارند كه بسهولت در دسترس آنان قرار نمی گيرد .
بنابراين دو استفاده ابتدايی از شاخص خشكسالی كشاورزی وجود دارد كه اولي اغلب در مقايسه يك ناحيه با نواحی اطراف خسارات خشكسالی را بررسی می كند و دومی وسعت و شدت خشكسالی را روی يك منطقه بصورت دائمی يا بصورت دوره ای ارزيابی می نمايد . در هر دو مورد روشهايی مورد نياز است كه بتوان بصورت واقعی ميزان متوسط آب ورودی منطقه و ميزان خروجی آن را بدست آورد . اگر بخواهيم بطور واقعی تغييرات مهم هوا را منعكس كنيم بايستی ارزيابی هر چند روز يكمرتبه صورت گيرد . بررسی يكماهه كافی نيست زيرا در يك ماه اتفاقات زيادی برای محصول رخ می دهد . بررسی يك روزه بسيار ايده آل است ولی جزئيات زياد بصورت تكرار در می آيند . بنظر می رسد بررسی های 5 تا 10 روزه مناسب تر می باشند .
شاخص خشكسالی پالمر
مطلوب ترين روش تركيبی متغيرهای بارش و درجه حرارت روش پالمر است . ضريب پالمر به اين دليل جهانی است كه درجه حرارت و بارندگی بصورت نرمال در تمام فصول وهر گونه اقليم بطور ثابت عدد صفر را نشان می دهد . بعلاوه در دوره های طويل المدت شديدترين خشكسالی غير معمول ضريبی در حدود 6- بدست می دهد . بدون اينكه درجه خشكی يا مرطوب بودن وضعيت اقليمی منطقه ايكه مورد مطالعه است در آن نقشی داشته باشد .
نتايج بدست آمده از آناليز دوره طولانی يك سری از مقادير ضرايب خشكسالی ماهيانه نشان می دهد كه كلاً اين مقادير بين 6+ و 6ـ تغيير می كنند.
احتمال وقوع ضرايب مثبت هميشه وجود دارد ولی مقادير مثبت غير معمول يك دوره طولانی هوای مرطوب غير نرمال را نشان می دهد ، درتجزيه وتحليل آمار هواشناسی به روش پالمر اطلاعات هواشناسی به چند دوره خشكسالی ، مرطوب غير نرمال ، نرمال يا نزديك نرمال ، تقسيم می شود . جدول زير شرح وضعيت های خشكسالی يا ترسالی را در فاصله تغييرات ضرايب پالمر نشان می دهد .
شاخص خشكسالی پالمر
|
وضعيت هوا |
عدد شاخص
|
|
بسيار مرطوب تر از نرمال |
4 يا بيشتر |
|
خيلی مرطوب تر از نرمال |
3 تا 99/3 |
|
نسبتاً مرطوب تر از نرمال |
2 تا 99/2 |
|
كمی مرطوب تر از نرمال |
1 تا 99/1 |
|
يك حوزه مرطوب درحال شكل گيری |
5/0 تا 99/0 |
|
تقريباً نرمال |
49/0 + تا 49/0- |
|
ابتدای خشكسالی |
5/0- تا 99/0- |
|
خشكسالی ملايم |
0/1- تا 99/1- |
|
خشكسالی متوسط |
0/2- تا 99/2- |
|
خشكسالی شديد |
0/3-تا 99/3- |
|
خشكسالی بسيار شديد |
0/4- يا كمتر |
- روش پالمر بطور گسترده در آمريكا و بعضی ديگر از نقاط جهان استفاده می شود . روش از نظر محاسبات رياضی ساده ولی طولانی و خسته كننده است . اگر محاسبات با دست انجام شود وقت زيادی گرفته شده و كار به آهستگی پيش می رود ولی در صورت دسترسی به كامپيوتر محاسبات خيلی سريعتر و ارزان تر انجام می شود .
روش پالمر بيشتر برای تجزيه و تحليل های اقليمی مناسب است ودرعمليات مزرعه كمتر مورد استفاده می باشد . با وجود اين در خلال دوره ايكه يك خشكسالی بزرگ در حال وقوع و گسترش می باشد اين ضريب وسيله خوبی برای ارزيابی روزانه توزيع منطقه ای خشكسالی و درجات گوناگون شدت خشكی است . در آمريكا اين ارزيابی بصورت هفتگی در وضعيت های بحرانی خشکسالی انجام می شود