می دانم از کجایم....
از سرای بی کسی
من چرا تنها شدم
از همین دلواپسی
دیروز در انتهای دریای خاطرات خویش دنبال یادی از تو می گشتم
امروز در کوچه های تنهایی دنبال ردپای تو می گشتم
فردا هم برایت ترانه می سازم از بی کسی و دل نگرانی
کاش باورم می کردی
من که تنها تر از آنم که خودت می دانی
==============================================

در سرزمین احساس
در کوچه صداقت
من خانه ای ندارم
من آشیان ندارم
ای کاش می نوشتم
من مرد آشنایم
ای کاش می نوشتم من خسته از جفایم
پس کو مرغ تنها
من آخرش ....
در سرزمین احساس خورشید را شکستند
اول تو را نوشتن
ثانی مرا شکستن
در سرزمین احساس افسانه ها شعار است
لیلی همه بهانه از دست عاشقان است
در سرزمین احساس من با تو آشنایم
حرفم همه همین است
سرزمینی دارم زیر فریاد میم
در کلاسش استاد واژه ها را می گفت
واژه های مثل ساحل و تنهایی
حرفی از میم نشد
که چرا می خندد
که چرا می گرید
از سر تنهایی
========میم