معمولا براي حفظ خاك و مبارزه با فرسايش دو راه وجود دارد: مبارزه مستقيم و مبارزه غير مستقيم. اين دو روش مبارزه نميتوانند جايگزين يكديگر شوند، بلكه بصورت مكمل ميباشند. استفاده از فعاليتهاي مديريتي (Best Management Practices)، در قالب مديريت جامع حوزههاي آبخيز، روشي مناسب در كنترل و كاهش ميزان فرسايش و رسوب است.
1- مبارزه غير مستقيم
در مبارزه غير مستقيم هدف ايجاد پوشش گياهي يا بيشتر كردن آن است. براي نتيجه گيري بهتر، بايستي روش بهرهبرداري از زمين با حفظ خاك متناسب باشد و به جهت ايجاد تعادل بين خاك و گياه و زمينهاي مرتعي و جنگلي و زراعتي مشخص گردد تا نقاطي كه استعداد جنگل را دارد، جنگلكاري، و قسمتهايي كه براي مرتعداري مناسب است، در آنجا پوشش مرتعي ايجاد يا توسعه داده شود و خلاصه سطحهايي كه براي كشاورزي مستعد است، گياهان زراعتي مناسب با آن محل بويژه از خانواده لگومينوز كاشته بشود. هر چند گياهان زراعتي خاك را به خوبي مرتع و جنگل در برابر عوامل فرسايشي حفظ نميكنند، اما چون خاك استعداد كشاورزي دارد، چنانچه از روي اصول صحيح كشت و زرع گردد، هم از لحاظ اقتصادي مقرون به صرفه است و هم خاك حفظ خواهد شد.
در بهرهبرداري صحيح از خاك در نقاط كوهستاني معمولا بايد نكات ذيل مراعات بشود:
زمينهايي كه شيب آنها زياد و صخرهاي است و همچنين سطحهايي كه خاكش كم است، مانند قله كوهها را بايد به احداث جنگل اختصاص داد تا حساسيت خاك در مقابل فرسايش كم شود و زمينهايي كه داراي خاك نرم و مرطوب و كوهپايهاي است و نسبت به زمينهاي جنگلي شيب كمتري دارد در آنها مرتع بوجود آورد و خلاصه اراضي كه خاكش خوب و شيب آن كم است و دسترسي به آب آبياري لازم هم هست، با احتياط و از روي اسلوب صحيح كشاورزي بشود.
در اينجا قابل ذكر است كه بسياري از كارشناسان كه برنامه آبخيزداري را اجرا ميكنند معتقدند در نقاطي كه منظور حفظ خاك است، به هيچ وجه نبايد زراعت بشود، كمااينكه در ايران در كليه حوزههاي آبخيزداري بكلي مانع بهرهبرداري از زمين بصورت كشاورزي و براي دامداري ميشوند، زيرا شخم زدن زمين و همچنين بدون پوشش گياهي ماندن آن براي مدتي از سال به فرسايش خاك كمك ميكند.
2- مبارزه مستقيم
مبارزه غير مستقيم يعني ايجاد پوشش گياهي يا تقويت پوشش زنده خاك بيشتر به منظور پيشگيري صورت ميگيرد، در صورتيكه مبارزه مستقيم هنگامي شروع ميشود كه خاك فرسايش يافته باشد و بايد اقداماتي انجام داد كه خاك بيش از اين فرسايش نيابد و امكاناتي فراهم كرد تا سطوح فرسايش يافته ترميم گردد. بنابراين در مبارزه مستقيم وضع خاك از نظر فرسايش از مرحله پيشگيري به مرحله استعلاجي ميرسد كه انجام اين امر مستلزم صرف هزينه زياد است و اصل اقتصادي آن بايستي مراعات گردد.
فرسايش آبي موقعي اتفاق ميافتد كه سرعت آبهاي جاري از سرعت آستانه فرسايش تجاوز كند. سرعت آستانه فرسايش، حداقل سرعتي است كه آب بتواند ذرات خاك را با خود حمل كند. در مبارزه مستقيم با فرسايش آبي، هدف نفوذ دادن آب بيشتر در زمين، يا هدايت آبهاي اضافي به طرف مجاري خروجي و خلاصه جلوگيري از سرعت آبهاي جاري در سطح زمين است تا به سرعت آستانه فرسايش نرسد كه موجب فرسايش خاك گردد.
مبارزه مستقيم با فرسايش را معمولا از طريق ايجاد بانكتهاي افقي در امتداد خطوط تراز و ايجاد سكوهاي محافظ و حايل و ديگر اقداماتي كه بعدا به آنها اشاره خواهد شد، انجام ميدهند.