شگفتى ها و عجائب در آفرينش آسمان ها و زمين
آيا شمارش نعمات خداوند ممكن است ؟
و لو ان ما فى الارض من شجرة اقلام و البحر يمده من بعده سبعه ابحر ما نفدت كلمات الله ان الله عزيز حكيم (1)
(اگر همه درختان در زمين قلم شوند و دريا مركب شود و هفت درياى ديگر به آن دريا متصل گردند تا كلمات خداوند را بنويسند، آب همه درياها تمام مى شود ولى كلمات خداوند به اتمام نمى رسد. به درستى كه خداوند تواناى حكيم است .)
آرى حقيقت همان است كه خداوند فرموده است . خداوند كريمى كه كرامت و رحمانيت او همه عالم را منور كرده است چرا كه انگشت به سمت و سوى هر نعمت و پديده اى نشانه بگيريم فرياد توحيد سر مى دهد و مشغول ذكر و تسبيح ذات احديت است و سر تا پاى وجود هر موجودى و اتمهاى هر شى ء از اشياء عالم فريادگر شهادت و حضور است و در محضر خداوند سر تسليم فرود آورده است .
او كه خود نه در مكان مى گنجد و نه در زمان ، كلماتش هم نا محدود است و بى نهايت و هر چه به انتهاى عالم هستى بنگريم افقى يافت نخواهد شد.
آنچه را كه آيه به عنوان تنظير و تشبيه آورده است ، تشبيه معقول به محسوس است تا ذهنهاى بشر را متنبه سازد كه هرگز كلمات الهى همچون ذات و صفات ذاتش در قالب شمارش نمى گنجند چرا كه هر آنچه هست تا بى نهايت ، نعمات است و از آنجائى كه انسان در نعمات الهى مستغرق است ، قدرشناس نعمات نمى تواند باشد.
تفكر در عظمت خداوند و نجات از آتش
قال على عليه السلام
ولو فكروافى عظيم القدرة و جسيم النعمه لرجعوا الى الطريق و خافوا عذاب الحريق . (2)
على عليه السلام مى فرمايد:
و اگر در عظمت قدت عظيم الهى و نعمتهاى فراوان او مى انديشيدند، هر آينه به راه راست و خداشناسى بر مى گشتند و از عذاب دوزخ مى ترسيدند.
اگر در طول تاريخ شاهد انحرافات فكرى ، اعتقادى و اخلاقى هستيم بخاطر عدم استفاده از پديده ها و آفرينش هستى است . عبور از لابلاى پديده هاى طبيعت و گذرگاه هستى بدون هيچ تعقل و تفكر پيرامون آفرينش و جودى آنها، انسان را از طريق حق خارج و به انحرافات سوق مى دهد. و براى نجات از اين انحراف بايد به قدرت عظيم الهى به تاءمل نشسته و به وسعت نعمات الهى بينديشد و با شكر قولى و عملى بر سر سفره طبيعت و نظام هستى متنعم به نعمات خداوند گردد و در اين فرصت طلايى است كه به دور از هرگونه انحراف فكرى و اعتقادى در طريق هدايت گام نهد و خود را از عذاب و آتش قيامت برهاند.
نگاه على عليه السلام به پديده ها
قال على عليه السلام :
مارايت شيا الا و رايت الله قبله و بعده و معه .
على عليه السلام مى فرمايد:
هيچ پديده اى را در عالم هستى نديده ام مگر آنكه قبل از آن و بعد از آن و همراه آن پديده خدا را ديده ايم .
سلاح برنده تفكر و عبرت بالاتر از عبادت
امام صادق عليه السلام :
كان اكثر عبادة ابى ذر التفكر و الاعتبار تفكر ساعه خير من عبادة سنه انما يتذكروا اءولوالالباب . (3)
ابوذر غفارى از ياران بزرگ پيامبر اسلام عليه السلام بود كه تا آخرين نفس در راه خدا و محبت پيامبر زندگى كرد و در نهايت در تبعيدگاه ربذه ، دار فانى را وداع نمود. ابوذر شخصى متفكر بود كه در تمام عمرش به تدبر و تعمق در امور دين و دنيا مشغول و مشهور بود.
تا جايى كه امام صادق عليه السلام فرمود: ابوذر عابد بود ولى بيشتر عبادتش تفكر بود كه تفكر و عبرت گرفتن از تاريخ و پديده هاى هستى نوعى عبادت بلكه بالاتر از عبادت است تا جايى كه امام عليه السلام فرمود يك ساعت فكر كردن در امور مهمه عالم هستى از يك سال عبادت و ركوع و سجود بالاتر است و در روايت ديگر مى فرمايند: از هفتاد سال عبادت بهتر است .
همانا صاحبان لب و عقل چنين حقيقت مهمى را متذكر خواهند شد و از اين سلاح برنده براى نجات و رستگارى خود بهره مى گيرند.
عبور از كنار پديده ها و درس توحيد
و كاين من ايه فى السموات و الارض يمرون عليها و هم عنها معرضون . (4)
(و اين مردم چه بسيار بر آيات ونشانه هاى قدرت حق در آسمانها و زمين مى گذرند و از آنها روى بر مى گردانند.)
در محيط اطراف انسان به هر سو كه مى نگريم به اشياء و پديده هاى بر مى خوريم كه نشان از يك آفرينش منظم دارند.
كتاب طبيعت و آفاق همانند كتاب نفس قابل مطالعه است . البته با كمى حوصله و دقت به آنچه را كه مى شنويم يا با چشمان سرمان مشاهده مى كنيم در لابراتوار فكر و انديشه ، تشريح و تحقيق نمائيم تا در منشاء آفرينش اشياء و نفس مطالعه كنيم . اگر با اين دقت و حوصله در اشياء اطراف بنگريم و به قول فرمايش قرآن كريم ، از آنها اعراض و دورى نكنيم و به بدون تاءمل از كنارشان عبور نكنيم ، آفريننده پديده ها را به چشم دل خواهيم ديد. مثلا انسان در طبيعت پا مى گذارد و از بين گلها عبور مى كند و هر گلى بوى خاص به خود را دارد و رنگ و شكل اندازه هر يك متفاوت است و اين در حالى است كه منشاء پرورش همه آنها خاكى است كه در منابع تغذيه آنها مشترك است . ولى چگونه يك تخم گل نه بوئى از آن گل در خود دارد و نه رنگى ولى وقتى در زير خاك مرطوب قرار مى گيرد و سر از خاك برآورده و پس از زمان كوتاهى گلهاى رنگارنگ با بوهاى معطر، فضاى اطراف خود را با زيباترين شكل ممكن تزيين مى كند. آيا اين همه عظمت آفرينش طبيعت براى بيدارى انسان بيننده كافى نيست ؟
| برگ درختان سبز در نظر هوشيار |
| هر ورقش دفترى است از معرفت كردگار |
انسان به طور مكرر از كنار درختان عبور مى كند و چه بسا از سايه آن بهره مند مى شود و برگها و شاخه هاى درخت را در دست خود مى گيرد. و يا از درختان به عنوان هيزم ، براى گرم شدن ، ساختمان سازى و كشتى سازى و بسيارى از موارد ديگر بهره مى گيرد ولى اگر همين نگاه كردنها و بهره گرفتن ها با تدبر نباشد و صرفا بهره هاى فيزيكى از آنها برده شود چه بسا انسان نه تنها از سود بلكه از سرمايه متضرر شده است ، لذا بيائيم كلام نورانى قرآن را به گوش جان بشنويم و از آيه و نشانه اى از آيات و نشانه هاى در طبيعت نگذريم مگر آنكه درس خداشناسى بگيريم .
قدر نعمت را بدانيم
قدر و منزلت نعمات الهى ، زمانى به معناى واقعى كلمه شناخته مى شود كه آن نعمات از دست صاحب آن خارج شود. لذا انسان و يا هر موجود زنده ديگر از نباتات و حيوانات تا موقعى كه غرق در نعمات خداوندى است ، قدر آنها را نمى داند و همين كه نعمت را از كف داد، تازه متوجه عظمت آن نعمت مى شود.
اگر انسان ، تاريكى و ظلمت را نمى ديد و هميشه در دل نور مستغرق بود، جايگاه نور براى او شناخته نمى شود. و اگر به انسان گفته مى شود شما غرق در نوريد، با تعجب مى گفت نور چيست ؟! ولى اگر اين نور از او گرفته شود و در تاريكى و ظلمت قرار بگيرد، تازه متوجه مى شود كه نعمتى به اسم نور وجود دارد كه چون مستغرق در نور بود توجهى به آن نداشت . همانند ماهى تا زمانى كه در داخل آب است قدر آب را نمى داند ولى همين كه از آب خارج شد تازه متوجه مى شود كه نعمت حياتى عظيمى را از دست داد. ولى همين ماهى تا زمانى كه در داخل آب شنا مى كرد اگر سئوال مى شود آب چيست ؟ جواب مى داد: هيچ از آب خبر ندرم و نمى دانم كه آب چيست .
و يا اكسيژن براى انسان و يا هر موجود زنده ديگر و چون دائما با هوا سروكار داريم و تمام اطراف ما را پوشانده است و خود را غرق در هوا مى بينيم و از آن استشمام مى كنيم و حياط دنيوى ما مستقيما به آن وابسته است لذا اين نعمت عظماى الهى را نمى شناسيم ولى اگر هواى اطراف ما را تخليه كنند و از جهت تنفس و دم و بازدم در مضيقه قرار بگيريم تازه متوجه اين نعمت بزرگ الهى مى شويم .
يك بار هم به صانع بنگر
اى مسكين تاكى در صنايع و بدايع نگرى ، يك بار در صانع و مبدع نگر تا لطيفه اى شگفت آور بينى . از صنعتها و ساخته هاى او آن بينى كه از او خيزد و از صنعتكار و بديعه نگار آن بينى كه از او سزا است . پس هر كس كه نظرگاه او جز شواهد صنايع نيست او را در راه جوان مردان قدمى نيست و از اين حديث به مشام او بوئى رسيده نيست . بسيار پيش آمد باشد كه نه صنعت نه علاقه ، نه زمان نه زمين ، نه مكان نه مكين ، نه عرش نه فرش ، نه سمانه سمك ، نه فلك نه ملك ، نه ماه نه ماهى ، نه اعيان نه آثار، و نه عيان و نه اخبار نباشد و تنها حق صاحب جلال حاضر و حقيقت حاصل باشد. آن قيوم پاينده كه به هيچ هست نماند و بوده و هست و خواهد بود بى تغير و انتقال ، موصوف به صف جلال و جمال ، هر چه خلق است همه نابودنى و فانى و خالق به جلال عزت خود بودنى و باقى است . (5)
جهان آفرينش آياتى براى عقلا است
و اختلاف اليل و النهار و ماانزل الله من السماء من رزق فاحيا به الارض بعد موتها و تصرتف الرياح ايات لقوم يعقلون .(6)
(ونيز در رفت و آمد شب و روز و آنچه خداوند از آسمان براى روزى خلق از برف و باران مى فرستد و زمين را پس از مرگ ، ديگر بار زنده مى سازد و در وزش بادهاى عالم در همه اين موجودات براى خردمندان جهان ، آيات صانع پيدا است .)
آرى جهان هستى و آنچه را كه در آن آفريده شد، نشان از صانع دارد كه همه آنها آيات و نشانه هائى براى انسانهاى عاقل مى باشد. لذا انسانهاى بى تفكر و تدبر از اين همه آيات ، سودى نخواهند برد چرا كه نمى انديشند.
رعد و برق براى خوف و اميد
هو الذى يريكم البرق خوفا و طمعا و ينشى ء الحساب الثقال . (7)
(خداوند است كه برق را به شما مى نماياند كه براى مسافر، بيم و براى كشاورز، اميد باران و او است كه ابرهاى گران بار و پر آب مى سازد.)
صداى غرش و رعد و برق از آسمان شنيده مى شود. ابرهاى بار دار و مثبت و نفى با رسيدن به يكديگر و اختلاط آنان ايجاد رعد و برق مى كند به طورى كه چشمها را خيره كرده و گوشها را نوازش مى دهد و موسيقى اميد را بر خيره كرده و گوشها را نوازش مى دهد و موسيقى اميد را بر قلوب كشاورزان و دامداران و نيازمندان به نعمات سماوى مى نوازد و از طرفى طبل خوف و وحشت را در دلهاى مسافرين و يا غافلين و به خواب رفتگان مى كوبد تا به هوش باشند و به ياد نشانه هاى قيامت بنشينند. باشد كه از خواب غفلت بيدار گردند و در صورت شدت آن ، به نماز آيات بايستند. همين ابرهاى رحمت هستند كه نعمات سماوى را به سوى زمين و زمينيان نازل مى كنند و همگان را سيراب مى سازند. اگر چه انسان نا سپاسى مى كند و در مقابل اين نعمات الهى شاكر نيست .
خلقت آسمانها و زمين
ان فى خلق السوات و الارض و اختلاف الليل و النهار لايات لاولى الالباب (8)
(بدرستى كه در خلقت آسمانها و زمين و در اختلاف بين شب و روز نشانه هايى است براى صاحبان عقل و درك )
آسمانهاى هفتگانه و آن چرا كه در بين آسمانها آفريده شده است از كهكشانها و سيارات و ستارگان كه هر يك در مدار خاصى قرار داده شده اند، زمينه اى است بسيار مساعد براى تفكر بيشتر و تدبر دائم در آنها و خالق هستى و پيدا كردن حقيقت عالم هستى و عوالم وجود. آنچرا كه انسان در شبها به آسمان نگاه مى كند و به چشم او مى آيد قسمتى از آسمان اول است نه همه آن و نه آسمان دوم و سوم تا آسمان هفتم .
قرآن مى فرمايد: اينكه شما به آسمان نگاه مى كنيد و آن را چراغانى مى بينيد، آسمان اول است .
انا زينا السماء الدنيا بزينه الكوكب (9)
(ما آسمان دنيا شما را به وسيله ستارگان و سيارات چراغانى و زيبا نموديم )
البته همه ستارگان و سيارات به چشم انسان نمى آيند مگر با تلسكوپهاى قوى كه آنهم قادر به رصد همه آنها نيست . و انسان قادر نخواهد بود كه همه آنها را شمارش و شناسايى نمايد.
لخلق السوات و الارض اكبر من خلق الناس ولكن اكثر الناس لا يعلمون . (10)
(بدرستى كه خلقت آسمانها و زمين بزرگتر از خلقت انسان است ولى اكثر مردم نمى دانند).
با توجه به پيچيدگى خلقت انسان كه خود عظيم ترين فعل خداوند متعال است ، خلقت آسمانها و زمين بزرگتر از خلقت انسان است كه اين خود تعمق و تفكر بيشترى را مى طلبد.
در آخر اين آيه شريفه مى فرمايد: بيشتر مردم اين واقعيت را نخواهند فهميد.
وما خلقنا السماء و الارض و ما بينها باطلا. (11)
(و ما آسمان و زمين و آنچه بين آنها است را به باطل نيافريديم )
و كسانى كه اين خلقت ما را باطل مى دانند سخت در اشتباه بسر مى برند ذلك ظن الذين كفروا فويل الذين كفروا من النار
(اين گمان آنانى است كه كافرند پس واى بر كافران از عذاب آتش )
و ما خلقنا السماء و الارض و ما بينهما لا عبين . (12)
( و ما آسمان و زمين و آنچه را كه در بين آنها است را به بازيچه نيافريديم .)
تفكر و تدبر در آسمانها و زمين و آنچه را كه خداوند در بين اين دو آفريده است ، انسان را بيدار دل متوجه خالق آنها مى شود و به عظمت وجود ذات حق پى مى برد و اين باعث شناخت خويشتن خويش مى گردد و در نهايت خالق خود را خواهد شناخت و به خالقيت او ايمان آورده و سر تسليم فرود خواهد آورد.
زمين گهواره موجودات ، پس قدر نعمت را بدانيم
الذى جعل الارض مهدا و جعل لكم فيها سبلا لعلكم تهتدون . (13)
(خدائى كه براى شما زمين را محل آرامش قرار داد و در آن راههايى قرار داد، باشد تا هدايت شويد.)
همه ما كم و بيش شاهد پرورش برادران و خواهران خود در گهواره خانگى توسط دستها پر مهر و محبت است تا جايى كه احساس بهترين آرامش را در گهواره دارد و به خواب مى رود. خداوند كره خاكى را همانند گهواره اى مى داند كه در حال حركت و چرخش به دور خود و خوشيد، آرامش را براى ساكنان اين گهواره عظيم به همراه دارد.
يكى از نعمات الهى كه بهتر به آن توجه مى شود گهواره زمين است كه در حال چرخش به دور محور خود و خورشيد است و اين در حالى است كه موجودات در دل اين گهواره عظيم با كمال آرامش و آسايش به حيات خويش ادامه مى دهند و هيچ احساس اضطراب در آنان مشاهده نمى شود و خداوند اين كره خاكى را از هرگونه اعوجاج و انحراف محفوظ داشت . انسان در اين زمين پهناور زندگى مى كند و فارغ از هر گونه تفكر پيرامون چرخش زمين حركت اين كره خاكى به دور خورشيد و خطرات آسمانى نسبت به زمين ، با احساس آرامش كامل ، همچون كودك در گهواره ، شب را با استراحت به صبح مى رساند بدون آنكه لحظه اى را به تفكر و تدبر در آفاق بنشينيد تا شايد افق ديدش نسبت به جهان هستى به سمت و سويى سوق داده شود كه او را به خالق هستى رهنمون گرداند.
كره زمين داراى 5 نوع حركت است
كره زمين داراى پنج نوع حركت است ، اگر چه انسان آن را ساكن مى بيند:
1- حركت چرخشى زمين به دور محور خودش كه شبانه روز بوجود مى آيد.
2- حركت انتقالى زمين به دور خورشيد كه سال را بوجود مى آورد
3- حركت تقديمى و نوسانى محور زمين
4- حركت زمين و خورشيد و ساير سيارات در جهت ستاره نسر واقع وگاvega
5- حركت زمين و ميلياردها ستاره حول مركز كهكشان راه شيرى و...
كره زمين اين گهواره به ظاهر آرام داراى پنج نوع حركت است كه شايد الان هم بسيارى از مردم باور نمى كنند كه همگان با همه ادعايشان در داخل يك توپى با پنج نوع حركت در هوا معلقند.
ادعاى برونو و گاليله پيرامون حركت زمين و محاكمه آنان
الم نجعل الارض مهادا آيا ما زمين را گهواره آسايش قرار نداديم . (14)
كپرنيك و برونو معتقد بودند كه زمين داراى حركت است . ولى اهل كليساها مخالفت مى كردند و برونو را به خاطر ادعاى او بطور زنده زنده در آتش سوزاندند. و سپس گاليله آمد كه همين ادعا را تكرار كرد و او را به دادگاه احضار كردند و گاليله بخاطر اينكه به سرنوشت برونو گرفتار نشود توبه كرد.
وقتى در سال 1610 ميلادى موفق به ساختن تلسكوپ شدند حقائقى از عوالم وجود كشف شد و ثابت شد كه زمين در حال حركت است اگر چه انسان اين حركت را احساس نمى كند.
قرآن كريم هم در چندين سوره به اين حقيقت اشاره مى كند كه زمين مانند گهواره است و در حال حركت و چرخش است و انسانها در اين گهواره عظيم در آسايش و آرامش كامل زندگى مى كنند.
كره زمين بدون ستون آفريده شد
و انشاء الارض فامسكه ا من غير اشتغال . (15)
(و خداوند زمين را خلق كرد بدون اينكه مشغول باشد آن را نگه داشت .) يكى از عجائب آفرينش آسمانها و زمين حركات و چرخش سيارات و ستارگان و زمين است در حالى كه در فضاى بيكران معلقند بدون آنكه ستونهايى وجود داشته باشد و بجاى ستونها چيز ظريفتر و زيباترى را آفريد كه نيروى جاذبه نام گرفت . و با اين نيروى عظيم جاذبه است كه همه كهكشانها و سيارات و ستارگان عالم وجود و كره زمين به حركات و چرخش خود ادامه مى دهند بدون آنكه مزاحمتى براى همديگر ايجاد كنند و آنها را از هرگونه سقوط و متلاشى شدن حفظ مى كند.
اين جاذبه زمين را در نقطه معينى و با فاصله مشخصى از خورشيد و ماه قرار داده است كه اگر مقدار اندكى به خورشيد نزديكتر مى شود آتش مى گرفت و مى سوخت و همينطور اگر كمى از خورشيد دورتر مى شد همه زمين را يخ و سرما فرا مى گرفت و هيچ اثرى از حيات باقى نمى ماند.
خداوند با نظم خاصى زمين را در مدار خود قرار داد كه بر محور خود هر 24 ساعت يك بار مى چرخد تا شبانه روز پديدار شود و هر يك سال يك بار به دور كره خورشيد مى چرخد.
در قرآن آمده است لايشغله شاءن عن شاءن
(هيچ كارى خداوند را از كار ديگر باز نخواهد داشت .)(16)
زمين بى آنكه داراى پايه و ستونى باشد در مدار خود قرار داده شد بدون آنكه براى اين كار عظيم ، نيروئى صرف شود و يا كارهاى ديگرى ، خداوند را از آن باز دارد و يا غفلتى ايجاد گردد.
چون غفلت و اشتغال و فراموشى از عوارضى هستند كه بر اجسام همچون انسان عارض خواهند شد و خداوند جسم نيست لذا عارى از اينگونه عوارض است . انسان اگر بخواهد چيزى را اختراع كند و بسازد و يا حرفى را بزند، كارهاى ديگر را بايد كنار بگذارد و در يك زمان و مكان نمى تواند چندين كار را با هم انجام دهد. مثلا اگر مشغول حل مسائل رياضى است در همان زمان نمى تواند به چيز ديگرى فكر كند و يا به عمل ديگرى دست بزند ولى آيه مذكور مى فرمايد خداوند در حالى كه زمين را خلق مى كرد مى توانست مخلوقات ديگرى را هم داشته باشد و هيچ فعلى خداوند را در زمانى كه اراده فعلى را داشته باشد مشغول نخواهد ساخت بر خلاف انسان كه در زمان واحد هرگز نمى تواند به دو چيز فكر كند يا به چند عمل دست بزند.
و رفعها بغير دعائم
(و بدون ستونها زمين را بلند كرده است ).
على عليه السلام مى فرمايد: خداوند زمين را در فضا بر افراشته است بدون آنكه ستونهايى براى زمين قرار داده باشد بلكه در فضاى پهناور آسمان ، متعلق شده است . و از اين جمله على عليه السلام فهميده مى شود كه زمين كروى شكل است چون اگر مسطح بود فقط يك قسمت زمين در فضا قرار مى گرفت و حال ثابت شد كه زمين كروى است و قاره هايى مانند آمريكاى شمالى و آمريكاى جنوبى در قسمت پايين زمين قرار دارند و كل اين كره خاكى در فضا معلق است .
و حصنها من الاود و الاعوجاج . (17)
(و زمين را از نوع كجى و اعوجاج دور داشت )
خداوند زمين را در جاى امن و محفوظى قرار داد و آن را حفظ كرد به طورى كه هرگز بر اثر چرخش متلاشى نخواهد شد. و نيروى گريز از مركز آن را از محور خودش دور نخواهد كرد.
و منعها من التهافث و الانفراج . (18)
(و زمين را از افتادن و شكافته شدن باز داشت )
كره زمين به حالت كروى بودن خود باقى خواهد ماند و هيچ شكاف و انفراجى در زمين پيدا نخواهد شد. و خداوند به وسيله نيروى جاذبه زمين را از هر نوع پارگى و سقوط محفوظ داشت و اين از هيچ قدرتى امكان پذير نيست مگر قدرت لايزال الهى كه بر همه كائنات و هستى سايه افكنده است .
ميدان مغناطيسى در زمين
كره زمين توسط يك ميدان مغناطيسى احاطه شده است كه نيروى آن به اطراف زمين نيز امتداد دارد. منشاء ميدان مغناطيسى زمين نامعلوم است . ميدان مغناطيسى زمين نتيجه چرخش آرام جسمى جامد از آهن و نيكل است كه در درون زمين قرار دارد. البته بعضى هم معتقدند كه وجود نوعى دينامو حركات همرفتى در داخل زمين موجب ميدان مغناطيسى است . و اين در حالى است كه اگر گرماى جسمى از حدود 500 درجه بگذرد، خاصيت مغناطيسى آن از بين مى رود. و در عمق 30 كيلومترى زمين به چنين دمايى مى رسيم . عقربه قطب نما تحت تاءثير نيروى مغناطيسى زمين در جهت مشخصى قرار مى گيرد. و الان استفاده هاى بسيارى از قطب نما مى شود. (19)
در آفرينش كوهها
و القى فى الارض رواسى ان تميد بكم و انهارا و سبلا لعلكم تهتدون .(20)
(و نيز كوههاى بزرگ را بر زمين بنهاد تا از حيوانى و اضطراب برهيد و نهرها جارى كرد و راهها پديدار ساخت تا مگر هدايت شويد.)
اگر خلقت كوهها نمى بود چرخش زمين دچار اضطراب مى شود و سرعت بى حد چرخش زمين به دور محور خودش و به دور كره خورشيد باعث حيران و اضطراب ساكنان اين كره خاكى مى شد. ولى وجود كوهها همچون ميخى محكم در زمين جلوى هرگونه لغزش و دگرگونى چرخش آن را گرفته است . علاوه بر اين فلسفه مهم آفرينش كوهها، جارى شدن نهرها و چشمه ها از ديگر فوائد اين پديده است .
كوهها به عنوان ميخهاى جارى
ارسى اوتادها (ميخهاى زمين را محكم نمود).
همانطور كه در خلقت بدن انسان را كه شامل گوشت و پوست و غضروف و چربى است نگه بدارد، كره زمين نيز داراى استخوان بندى خاص خود است كه همان كوهها و قله هاى سر به فلك كشيده اى مى باشند كه مانع از متلاشى شدن زمين خواهند بود. كوهها همانند ميخهائى محكم و استوار كه پوسته زمين را از شكافتن محفوظ نگه مى دارد. و اگر نبود خلقت كوهها هر آينه مواد مذاب زير زمينى به پوسته زمين مى آمد و باعث آتش فشانهاى متعدد و خطرناكى مى شد.
در روايتى از معصومين عليه السلام نقل شده است همانطور كه سر ميخ بر روى چوب مشخص است و خود ميخ در داخل چوب فرو رفته است و انسان فقط سر ميخ را مى بيند نه خود ميخ را، كوهها هم به منزله سر ميخ هستند كه خود و ريشه هاى آن در دل زمين فرو رفته اند تا زمين را از متلاشى شدن حفظ نمايند لذا انسان به عظمت اين خلقت پى خواهد برد. كه كوههاى با اين همه ارتفاع بلند همانند اورست و دماوند و... به عنوان سر ميخهاى زمين هستند، پس خود كوهها بايد بسيار بلندتر و عظيم تر باشند كه در داخل زمين فرو رفته اند. آرى اگر انسان كمى پيرامون خلقت كوهها تفكر كند به خلق حكيم پى خواهد بود. اگر چه انسانهاى غافل بر روى كوهها راه مى روند و كوه پيمايى مى كنند ولى هيچ درسى از كوهها نمى گيرند. و اين در حالى است كه كوهها با انسان سخن مى گويند.
كوهها در زمين همانند سد عمل مى كنند
و ضرب اسدادها (و خداوند سدهايش كوههايش را نصب نمود.)
اين كوه ها كه همانند ميخهايى در زمين قرار گرفته اند مانند سدهائى مى باشند كه قسمتى از زمين را از قسمت ديگر آن جدا مى سازند كه براى ايجاد فاصله در زمين كوه ها را آفريده است .
همانطور كه سد باعث جدايى قسمتى از زمين مى شود كوهها هم اينگونه اند. البته اند. البته با كمى دقت متوجه امر ديگرى مى شويم كه كوهها علاوه بر عظمتى كه براى آرامش زمين مى آفرينند به زيبايى اين كره خاكى افزوده اند. آنگاه كه برفها بر قله كوهها مى نشينند چه زيبايى خاصى به طبيعت ارزانى مى دارند. و حال مجموعه آفرينش كوهها با همه شگفتى ها و زيبائى ها راه روشنى براى شناخت خداوند كريم خواهد بود.
در آفرينش سايه و غار
والله جعل لكم مما خلق ضلالا و جعل لكم من الجبال اكنانا...(21)
(خداوند از آنچه آفريد سايه ها به شما داد و براى شما در دل كوهها، غارها ساخت و شما را لباسها داد كه از گرما محفوظ بمانيد و پيراهنهاى زره كه شما را در جنگلها از زخميها باز دارد اين گونه نعمت خود را بر شما تمام مى كند و گستراند تا شايد شما تسليم خدا شويد و گردن نهيد.)
يكى از زيبائيهاى طبيعت و الهى ، سايه است كه بهره هاى زيادى از آن برده مى شود. خصوصا سايه هاى درختان بلند و حجيم براى كاروانهاى خسته و از راه رسيده و از حرارت شعاع آفتاب ، گرمازده شده ، چقدر نشستن زير سايه درختان در دل بيابانها لذت بخش است .
و همينطور در دل كوهها و صخره ها، غارها و شكافهاى فراوان قرار داده است تا انسان براى حفظ جان خويش از آن بهره بگيرد و يا براى استراحت موقت و نجات از خطرات احتمالى از طوفان و سيل و درندگان استفاده نمايد. آيا هيچ به اين نعمتها انديشيده ايم و يا مثل همه جا و هميشه از كنار پديده هاى عالم به آسانى و بدون عبرت و درس عبور مى كنيم ؟
كوههاى آتشين در اعماق زمين الماس توليد مى كنند
مى دانيم كه الماس به خصوص كمياب ترين آنها تنها از يك عنصر كربن ساخته مى شود. در الماس ، كربن تحت فشار و گرماى بسيار بالا به كريستال تبديل مى شود. اين اتفاق در اعماق زمين به وقوع مى پيوندد. معانى در زمين و اعماق آن يافت مى شوند كه داراى الماس هستند. لذا خداوند كريم در اعماق زمين كوره هائى را ايجاد كرده است كه با حرارت زيادشان بهترين الماسها را براى بشر مى سازند. اگر مى خواهيد به اين حقيقت و واقعيت هستى پى ببريد به آتشفشانهاى كه در گوشه و كنار دنيا از قله هاى كوهها سر بر مى آورند، نگاه محققانه نمائيد تا به اين راز آفرينش الماس پى ببريد.
پرده از روز بر گيريم تا شب از راه رسد
و ايه لهم اليل نسلخ منه النهار فادا هم مظلمون . (22)
(و آيت و نشانه براى خلق در اثبات قدرت حق ، وجود شب است كه چون پرده از روز برگيريم ناگهان همه را تاريكى فرا گيرد.)
خداوند متعال ، رفت و آمد شب و روز را نشانه اى از قدرت لايتناهى خود معرفى كرده است . اگر چه انسان غرق در نعمت ، قدر نعمت را نمى داند ولى همين مقدار كه براى 12 ساعت يا كمتر و بيشتر پرده سياهى را بر چهره درخشان روز مى كشند، در عرض هر شبانه روز يكبار به انسان ، انتقال از عالمى روشن به عالم تاريكى به نام قبر را تذكر مى دهد و او را براى انتقال براى دار ابدى متذكر مى شود.
برافراشتن آسمانها بدون ستون
الله الذى رفع السموات بغير عمد ترونها. (23)
(خداوند همان كسى است كه آسمانها را بدون ستونى كه قابل ديدن باشد آفريد.)
آيا تا بحال فرصتى دست داده است كه به آسمان نظاره كنيد و سپس در پى اين تماشاى با چشمان غير مسلح به اين پهنه چراغانى شده ، انديشيده باشد؟
وجود هزاران كهكشان در آسمان كه تا به حال يك كهكشان خودى كه همان كهكشان راه شيرى است كه از سمت شمال به سمت جنوب امتداد يافته است تا اندازه اى شناخت شده و به چشمان خود مى بينيم .
و اين كهكشان داراى ميليادرها ستاره است . كه اكثر آنها داراى حجمهاى بزرگتر از كره زمين و ماه و خورشيد در منظومه شمسى ما مى باشند. و همه آنها در حال چرخش و حركت به دور محور خود يا به دود ديگرى هستند و در فضاى لايتناهى معلقند به طورى كه هيچ ستونى و پايه اى برايشان وجود ندارد مگر قوه جاذبه اى كه به قول قرآن كريم به چشم ديده نمى شود. و اين نيروى جاذبه است كه همه كرات سماوى را با فاصله منظم نيست به همديگر حفظ مى كند. اگر انسان از كره زمين دور شود كما اينكه امروز به راحتى در بين منظومه شمسى راه پيمايى فضايى مى شود، متوجه اين امر مهم خواهيم شد كه كره زمين و كره ماه و ديگر سيارات منظومه شمسى همچون توپهاى در آسمان معلقند.
و همه آنها بدون آنكه ستونى و پايه اى داشته باشند در حال چرخش و حركتند. و اين عظمت در آسمان اول است . حال هفت آسمان كه بدون ستون آفريده شده است و هنوز بشر نتوانسته است آسمان اول را تسخير كند و به كم و كيف ستارگان و سيارات و كهكشانهاى آن پى ببرند و نه آمارى از جهت كميت بدست آورده است و نه از بعد كيفيت و حجم و اندازه و نوع چرخش و مسير و مقصد حركتها كه به كجا منتهى خواهد شد آمارى ارائه داده است .
بلكه تنها توانسته است رمز و راز چرخش آنها را بيابد آنهم به كمك قرآن و روايات معصومين عليهم السلام به پيشرفتهاى علمى دست يافتند و به اين حقيقت مهم كه نيروى جاذبه در بين كرات موجب چرخش و نظم حركت آنان شده است و اين به منزله همان ستونهايى است كه به چشم نمى آيند.
اين خلقت عظيم ، ما را وادار مى كند كه بيشتر از قبل به نظام هستى بينديشيم و جايگاه خود را در اين نظام آفرينش بيابيم و چشمكهاى ستارگان را در دل شب و سحر گاهان جواب مثبت دهيم و به آنان بگوئيم كه ما پيش از آنكه در فكر زيبائيها و چشمك زدنهاى شما باشيم در تفكر عميق فرو رفته ايم كه كدام معمار توانا بود كه شما را اينگونه زيبا در كنار هم چيده است بدون آنكه مزاحمتى براى همديگر ايجاد نماييد و آيا به غير از خداوند كريم به قدرتى ديگر مى شود فكر كرد؟
آسمانها و زمين در سيطره انسان
الم تروا ان الله سحرلكم ما فى السموات و ما فى الارض . (24)
(آيا نديده ايد كه خداوند آنچه را كه در آسمانها و در زمين است مسخر شما نموده است .)
اى كاش انسان سر بزير، حال كه چشم به آسمان نمى دوزد و در خلقت آسمانها نمى انديشد، لااقل به زمين و آن چرا كه در زير پايش قرار مى گيرد و از آن مى گذرد بينديشد. اكثر مردم به آسمان و آنچرا كه در آن آفريده شد توجهى ندارند. آسمانها و زمين و همه آن چرا كه در آنها به چشم مى آيند تحت تسخير انسان قرار داده شدند. انسان از كنار پديده ها عبور مى كند و در طبيعت قدم مى گذرد و با كمى تعمق و تدبر و راز و اسرار آفرينش جلوى چشم و پاهاى خود پى خواهد برد، و اگر هر چند گاه يك بار سر به آسمان ببرد و چشم به شمعكهائى كه سوسو مى كنند كه در واقع هر كدام داراى حجم و وزن عظيمى هستند، بدوزد و انديشه را با ديد چشم خود هماهنگ و عجين نمايد تا به عظمت خالق يكتا پى ببرد، چقدر شايسته مقام انسان خواهيد بود.
در گاز بودن آسمانها و زمين
ثم استوى الى السماء و هى دخان . (25)
(سپس به خلقت آسمان توجه فرمود در حالى كه دود و گاز بود.)
لا پلاس فرانسوى مى گويد كه آسمان و زمين توده اى از گاز بودند كه سحابى اريون جديدا كشف شد.
ان السموات و الارض كانتا رتقا ففقنا هما. (26)
(بدرستى كه آسمانها و زمين بسته بودند و ما آنها را از هم باز كرديم .)
امام باقر عليه السلام مى فرمايد همه چيز آب بود و آفرينش هم بر آب بود. پس آتش از آب بلند شد و بعد خاموش گشت و دودى بلند شد بعد آسمان از دود آفريده شد و زمين از خاكستر آن خلق شد كه در اينجا به سرد شدن سديم اشاره شده است كه لاپلاس هم مى گويد همينطور است كه پس از افروخته شدن سديم سرد مى شود.
چرا آسمان به رنگ آبى مى باشد؟
علت آبى بودن رنگ آسمان و رنگ سرخ و نارنجى بودن غروب ، آن است كه مولكولهاى هوا، نور بنفش را كه داراى طول موج كوتاه است آسان تر از نور قرمز با طول موج بلند، پراكنده و پخش مى كند و به عبارت ديگر، مولكولهاى فوقانى جو، براى پخش رنگ آبى قدرت بيشترى دارند. لذا اين رنگ آبى در همه جهات پراكنده مى شود، در حالى كه ظهور رنگ سرخ و يا نارنجى غروب به علت آن است كه پرتو خورشيد هنگام غروب ، قسمت عمده اى از نور آبى را از دست داده و رنگ سرخ باقى مى ماند.
در آسمان چه خبر است ؟
در آن قسمت از فضا كه تا كنون بشر توانست بررسى كند حدود صد ميليون كهكشان وجود دارد. كهكشانها كه حداقل هر كدام داراى صد هزار ميليون (000/000/000/100) صد ميليارد ستاره مى باشند كه همه در حال چرخش هستند. يكى از كهكشانهاى مجاور كهكشان ما در هر ثانيه 300 كيلومتر به كهكشان ما نزديك مى شود و كهكشانهاى ديگر با سرعت 1810 كيلومتر در ثانيه از ما دور مى شود و يكى از كهكشانهاى كه 85 ميليون سال نورى از ما دور است ، با سرعت 15360 كيلومتر در ثانيه و ديگرى كه در فاصله 135 ميليون سال نورى قرار دارد، با سرعت 22800 كيلومتر در ثانيه از ما دور مى شوند. ولى بخاطر فاصله زياد، ثابت به نظر مى آيند همانند قطارى كه از دور با سرعت مى آيد و يا مى رود و يا هواپيما با فاصله زياد در پرواز باشد ثابت به نظر مى رسند. (27)
با اين همه چراغانى بودن آسمان به بيراهه نرويم
قال الصادق عليه السلام :
يا مفضل فكر، فى النجوم و اختلاف مسيرها منها السريع و منها البطى ء و منها المتعدل السير. (28)
(اى مفصل فكر كن در نجوم از ستارگان و سيارات و در اختلاف داشتن مسير حركت آنها كه بعضى از آنها سريع حركت مى كنند و بعضى آرام و بعضى با سرعت متوسط دور مى زنند.)
حركت سيارات و ستارگان از جمله امور مهمه عالم هستى است كه افكار همگان را از جمله افكار ائمه معصومين عليهم السلام را هم به خود مشغول داشته است و اين نشانگر اين امر مهم است كه انسان براى پيدا كردن خداوند و شناخت بيشتر و بيرون آمدن از پيله تن و غفلت بايد به آسمان بنگرد كه چگونه حركت مى كنند و با چه ابزارى در فضا معلقند. و اين چه قدرتى است كه اين كرات عظيم با وزن و حجم غير قابل شمارش و وزن را به هم مشغول كرده است و اصلا چرا همه آنها را تحت تسخير انسان قرار داده و براى تكامل انسان آفريده است ؟ مگر انسان كيست و چيست كه مستحق اين همه تكريم است ؟!
حال آيا سزاوار است انسان با اين همه چراغانى و نورافشانى در عالم بالا و پايين و با داشتن ماه و خورشيد آسمان و از همه بالاتر با در دست داشتن خورشيد فكر و عقل باز به بيراهه قدم گذارد و به عبادت حق نايستد؟!
خورشيد و جاذبه آن
و الشمس تجرى لمستقرلها ذلك تقدير العزيز العليم . (29)
(خورشيد به سوى مكان معينى حركت مى كند كه خداوند قادر و عليم بر آن تقدير كرد.)
قانون نيوتن كه همان جاذبه و قانون گريز از مركز است توسط نيوتن با 14 سال كار و تفكر كشف شده است .
كليه سيارات و كهكشانها طبق اين دو قانون جاذبه و گريز از مركز در حال حركت و چرخش هستند و اگر اين نيروها نباشند همه به سمت مركز نيرو جذب مى شوند. مثلا كرات زمين و ماه و مريخ و بقيه منظومه شمسى با همه اقمارشان به سمت خورشيد جذب مى شوند و در كوره آتشين خورشيد ذوب مى گردند.
نيوتن و ماكت منظومه شمسى
يكى از دوستان نيوتن با زحمات زياد موفق شد ماكتى از منظومه شمسى بسازد به طورى كه توپهايى را در كنار همديگر قرار داد به شكلى كه هر كدام به دور كره خورشيد بايد دور مى زدند ولى با اين همه افكار نجومى كه داشت به خداوند متعال ايمان نداشت . نيوتن به دوستش گفت : اين منظومه شمسى كه الان مى بينيم خود بخود بوجود آمد! دوستش با تعجب گفت :
چطور اين زحمات مرا انكار مى كنى ؟ جناب نيوتن گفت تو براى اين منظومه شمسى كه در آن زندگى مى كنيم خالقى را نمى بينى در حالى كه ماكت منظومه شمسى تو بايد صانع داشته باشد! اينجا بود كه دوستش به تعمق فرو رفت و به خداوند متعال ايمان آورد.
سه حركت از عجائب اين كره آتشين
و سخر لكم الشمس و القمر دائبين (و خورشيد و ماه را در حال حركت مسخر شما گردانيديم )
خورشيد داراى سه حركت است اگر ظاهرا حركتى را مشاهده نمى كنيم و فقط طلوع و غروب خورشيد را شاهديم آن هم به سبب چرخش زمين حول محور خود باعث ايجاد شب و روز مى شود ولى خود كره آتشين خورشيد، داراى سه حركت است كه به آن اشاره مى كنيم :
1- حركت وضعى كه در هر 5/25 روز يك مرتبه به دور محور خودش مى چرخد.
2- حركت از جنوب به شمال و آسمان كه در هر ثانيه 19 كيلومتر و نيم راه مى پيمايد. و اين منظومه شمسى ، مجموع سياراتش را با خود مى برد. حال به كجا مى رود و نهايت مقصد كجاست خالقش بهتر مى داند.
3- در هر 200 ميليون سال يك مرتبه با سرعت 225 كيلومتر در ثانيه به دور مركز كهكشان مى گردد كه اقمار منظومه شمسى با آن همراه است .
سيارهاى خورشيد عبارتند از: عطارد، زهره ، زمين ، مريخ ، مشترى ، زحل ، اورانوس ، نپتون ، پلوتون مى باشند.
اين 9 سياره علاوه بر حركت وضعى كه به دور خود مى چرخند داراى حركت انتقالى هم هستند كه همه برگرد خورشيد پروانه وار مى گردند. البته هر كدام به خورشيد نزديكترند سريعتر دور مى زنند و هر كدام از خورشيد دورترند آهسته تر دور مى زنند. مثلا عطارد در مدت 88 روز با 47 كيلومتر در ساعت و زهره 224 روز با سرعت 34 كيلومتر و زمين 365 روز و 6 ساعت با سرعت 29 كيلومتر دور مى زنند. و همينطور مريخ با يك سال و با سرعت 26 كيلومتر و مشترى 11 سال با سرعت 13 كيلومتر و زحل 29 سال با سرعت 9 كيلومتر و اورانوس 84 سال با سرعت 7 كيلومتر و تپتون 164 سال با سرعت 6 كيلومتر و پلوتن 249 سال و با سرعت 5 كيلومتر در ساعت دور مى زنند.
تا حال 32 قمر براى منظومه شمسى كشف شد كه زمين داراى يك قمر است و مشترى 12 قمر و بقيه هم تعدادى قمر دارند. البته عطارد و پلوتون و زهره داراى قمر نيستند. اين 32 قمر بطور منظم به دور سيارات خود مى گردند يعنى قمرى كه براى زمين هست دئما به دور كره خاكى دور مى زند كه مدت 29 روز و نيم و هر ثانيه يك كيلو متر به دور زمين مى چرخد.
سرعت ستارگان حداقل از 10 كيلومتر در ثانيه شروع و به 3000 كيلومتر در ثانيه مى رسد.
وزن جرم خورشيد و زمين
جرم خورشيد داراى وزن بسيار سنگينى است كه دانشمندان وزن خورشيد را 330 هزار برابر وزن زمين دانسته اند. وزن كره زمين حدود 6000 ميليارد تن تخمين زده اند. حال وزن خورشيد سر از يك رقم بسيار زياد نشانگر عظمت اين كره آتشين است . حال چگونه خداوند حكيم ، خورشيد با اين عظمت را در فضاى لايتناهى معلق نموده تا با شعله هاى مواد مذاب خود، جهان آفرينش را روشنايى بخشد كه كره زمين از جمله آن سياراتى است كه متنعم به نعمات خورشيد است . البته همه موجودات زنده بدون تابش خورشيد، حيات خود را از دست خواهند داد.
حجم كره زمين 000/000/320/083/1 كيلومتر مكعب مى باشد.
ستارگان ديگر گاهى صدها و يا هزاران بلكه بعضى از ستارگان ميليونها و ميلياردها برابر وزن و حجم خورشيد داراى وزن و حجم مى باشند كه تصور آن براى بشر غير ممكن و يا مشكل است . البته شنيدن و خواندن اين آمار سرسام آور، انسان را به عظمت و قدرت خداوند بيشتر آشنا مى كند و هر چه اين شناخت گسترش يابد اقرار به عجز و ناتوانى انسان را در پى خواهد داشت و جايگاه انسان در بين آفرينش هستى و عظمت خالق متعال براى حقجويان و واقع بينان واضح تر مى گردد.
سال نورى معيار متراژ در نجوم
براى روشن شدن موضوع معيار سنجش براى فاطمه هاى كرات نسبت به همديگر، مقدمه اى را توجه بفرمائيد. اگر هواپيمايى كه در هر سرعت 1000 كيلومتر سرعت داشته باشد، فاصله بين كره زمين و ماه را در طى 16 شبانه روز مى رود و براى رسيدن به كره خورشيد 6400 روز يعنى 18 سال طول مى كشد.
اگر موشك فضايى در هر ثانيه 12 كيلومتر سرعت داشته باشد فاصله تا ماه را 36 ساعت و تا خورشيد را 400 روز، حدود يك سال و يك ماه مى رود.
و چون فاصله بسيارى از كرات بيش از اين مقدار است با معيار سنجشى مانند كيلومتر نمى شود سنجيد. همانطور كه آهن را به وسيله مثقال و گرم و كيلو وزن نمى كنند بلكه با تن مى سنجند، لذا براى سنجش فاصله هاى زياد از سال نورى استفاده مى كنند. مى دانيم كه نور در هر ثانيه 000/300 كيلومتر راه مى رود.
با اين سرعت در يك ثانيه 8 مرتبه كره زمين را دور مى زند و فاصله بين زمين و ماه را در يك ثانيه و ربع ثانيه مى رود و تا خورشيد را 8 دقيقه و 20 ثانيه طى مى كند. پس نور در هر ساعت 180 ميليون فرسنگ كه حدود 1080 ميليون كيلومتر است راه مى رود. لذا فاصله از زمين تا مشترى را 42 دقيقه و تا پلوتون كه آخرين سياره منظومه شمسى است را كه 6 ميليارد كيلومتر فاصله دارد را با 5 ساعت و نيم طى مى كند. حال براى مساحت طولانى تر از سال نورى استفاده مى كنند كه مقدار سرعت نور در يكسال محاسبه مى شود يعنى اگر نور با سرعت 000/300 كيلومتر در ثانيه به مدت يك سال بدون توقف در هيچ ايستگاهى حركت كند، در مجموع به سال نورى تعبير مى شود. حال فاصله زمين تا ستاره پروكسيما كه نزديكترين ستاره ها است با 41 ميليارد كيلومتر فاصله حدود 4 سال وقت لازم است و براى رسيدن به ستاره عيوق 47 سال و براى رسيدن به ستاره پروين 330!سال و براى رسيدن به كهكشان ما كه منظومه شمسى جزء آن است 45000 سال وقت لازم است . و براى رسيدن به كهكشان المرئة المسلمسله كه نزديكترين كهكشان است 000/800 سال طول مى كشد.
حال با اين ارقام نجومى كه در علم نجومى با محاسبات دقيق محاسبه مى شود آشنا شويم ، متوجه عظمت خلقت آسمانها و زمين مى شويم كه ما فقط در آسمان ، ستاره و سياره اى را به اندازه فانوس كه سو سو مى زند مى بينيم ولى در صد خانه ها پشت تلسكوپهاى قوى با عدسى هاى بسيار ضخيم و قوى رصد مى كنند و به تماشاى آفرينش مى نشينند متوجه امر مهمى خواهند شد كه خالق اين كائنات ، هستى با اين عظمت را كه آفريده است پس خود خالق دارى جايگاه و عظمت بزرگترى است كه براى بشر اينگونه نا شناخته باقى ماند.
ولى بيايم در لابلاى اين همه خلائق از دل آسمانها گرفته تا اعماق زمين و دريا، رد پاى وجود عزيزى را بياييم كه خالق و ناظم هستى است بيايد اى جوان مردان ، از پشت رصد خانه بجاى آنكه ستارگان و سيارات و مصنوعات را رصد كنيم و لازمه اين امر مهم تنبيه بيشتر و توجه خاص نسبت به پديده هاى عالم است .
شگفتى هاى فاصله كرات سماوى با زمين
ولقد زينا السماء الدنيا بمصابيح . (30)
(و آينه آسمان دنيا را به وسيله سيارات و ستارگان چراغانى نموده ايم )
نزديكترين همسايه كره زمين ، كره ماه است كه 000/348 كيلومتر با زمين فاصله دارد.
فاصله خورشيد با كره زمين 400 برابر فاصله زمين با ماه است . يعنى حدود 150 ميليون (000/000/150) كيلومتر است .
حجم مشترى كه بزرگترين سياره منظومه شمسى است 1300 برابر حجم زمين است و فاصله خورشيد و زمين است .
يعنى فاصله مشترى با زمين حدود 825 ميليون (000/000/825) كيلومتر مى باشد.
پلوتون آخرين سياره منظومه شمسى است كه 40 برابر فاصله دارد يعنى شش ميليارد (000/000/6000) كيلومتر با زمين فاصله دارد غير از منظومه شمسى ، فاصله ستاره شعراى يمانى 576 هزار برابر فاصله خورشيد زمين است و ستارگانى وجود دارند كه ميليونها و يا ميلياردها برابر فاصله خورشيد و زمين با كره زمين فاصله دارند. پس اگر در دل شب به آسمان بالاى سر خود چشم بدوزيم و با اطلاعات نجومى كه داريم به تماشاى متفكرانه بنشينيم ، پى به قدرت بى انتهاى خالق آسمانها و زمين خواهيم برد. و در آن صورت است كه كمتر حرف خواهيم زد و بيشتر اوقات زندگى خود را صرف تفكر و انديشه پيرامون خلقت هستى و عظمت آن خواهيم نمود كه نتيجه چنين عبادتى رشد ايمان انسان نسبت به خداوند جهان آفرين است .
آيا حجم فضا قابل اندازه گيرى است ؟
با توجه به كشف 100 هزار ميليون كهكشان كه تا كنون در فضاى بيكران ، كشف و يا تخمين زده اند، مقدار فضايى كه براى يك كهكشان در نظر گرفته اند حدود 200 هزار سال نورى است . يعنى نور با سرعت 000/300 كيلومتر در ثانيه در عرض 200 هزار سال از گوشه يك كهكشان تا سوى ديگر همان كهكشان خواهد رفت . و فاصله دو كهكشان مجاور دو ميليون سال نورى مى باشد و با حساب فواصل كهكشانها و ارقام بالاتر، مقدار فضاى لازم براى اين تعداد كهكشان 20 ميليون ميليارد سال نورى براى مى باشد. با توجه به فاصله ها عدد 200 ميليون ميليارد سال نورى براى مجموع فضايى كه در بين كهكشانها واقع است بدست مى آيد كه رقمى بر 220 ميليون ميليارد سال نورى خواهد شد و اين در حالى است كه دانشمندان علم نجوم پى به يك واقعيت ديگر برده اند كه جهان ستارگان و سيارات و فضا در حال گسترش مى باشند و همانند بادكنك بزرگ و بزرگتر مى شوند. لذا جهان در حال انبساط است . (31)
چراغانى آسمان با سيارات و ستارگان
انا زينا السماء الدنيا بزينه الكواكب (32)
(ما آسمان دنيا را با ستارگان و سيارات مزين و چراغانى كرديم .)
پيامبر اسلام عليه السلام قبل از مشغول شدن به نافله شب به آسمان نگاه مى كرد و آيات مربوط به اختلاف شب و روز و خلقت آسمانها و زمين را قرائت مى فرمود. و امام سجاد عليه السلام در سحر گاهان وقتى مشغول وضو مى شد به آسمان نگاه مى كرد و گاهى اتفاق مى افتاد كه صداى اذان صبح را مى شنيد ولى دستان مباركش هنوز در آب بود و چشمان وى در آسمان سير مى كرد.
| ترا بهتر زگردون رهبرى نيست |
| چرا كين نقش دائم سرسرى نيست |
البته در همان قرن اول و دوم اسلام ، مسلمين داراى رصد خانه بودند و اين بخاطر علومى بود كه از قرآن گرفته بودند لذا تحقيقات پيرامون نجوم را آغاز كردند. ولى از آنجايى كه مسلمين را عقب نگه داشتند ديگران گوى سبقت را در ساختن رصد خانه ها و تحقيقات سماوى و نجومى گرفتند.
اگر انسان كمر همت براى شناخت خالق هستى ببندد، هيچ چيز بهتر از تفكر در آفاق و انفس نيست . تفكر در آسمانها از جهات خلقت سيارات و ستارگان و كهكشانها و شنيدن آمار و ارقام آنها و فواصل آنها از يكديگر و كيفيت چرخش و حركات و پيرايش كرات حجيمى كه شنيدن حجم و مسافت و وزن سيارات و ستارگان ، تاب و تحمل و هوش را از انسان متفكر مى ربايد. آرى همين مقدار به همديگر توصيه كنيم كه بيشتر در آسمانها سير كنيم و اين قدرت سير را خداوند به انسان داد كه به تفكر بنشيند.
آيا تعداد ستارگان قابل شمارش است ؟
تعداد ستارگانى كه تا به حال به چشم مسلح با تلسكوپ رؤ يت شده اند بسيار رقم بالايى را به خود اختصاص داده اند.
ستارگان موجود در همه كهكشانها ده هزار ميليارد ميليارد تخمين زده شد. (000/000/000/000/000/000/000/10/)
اگر همه انسانهاى روى كره زمين اعم از بيسواد و با سواد در هر ثانيه ده ستاره را شمارش كنند و تمام عمر خود را صرف شمردن ستارگان و سيارات نمايند، سى هزار سال طول مى كشد.(33) آفريدگار اين جهان زيباى ستارگان كه با يك نظم دقيق همه كهكشانها را در كنار هم چيده است به طورى كه علاوه بر داشتن زيبائى خاص ، از چرخش مخصوص به خود برخوردارند.
و اين راز بزرگ آفرينش ، متفكران را به سوى توحيد سوق مى دهد.
تعداد ستارگان قابل رؤ يت
در صد خانه مونت و يلسن كاليفرنيا با تلسكوپى كه قطر عدسى آن 10 متر است تعداد ستارگان قابل ديدن را تا 500 ميليون ستاره و سياره آمار دادند.
براى شمارش اين تعداد ستاره و سياره اگر هر شب تا به صبح در هر ثانيه يك ستاره رؤ يت شود حدود صد سال طول مى كشد. دانشمندان با دستگاه هاى عكس بردارى قوى توانسته اند تعداد 2 هزار ميليون ستاره را روى صفحه مخصوص ضبط كنند كه براى شمردن اين تعداد ستاره 400 سال وقت لازم است . (34)
قطر و وزن كهكشانها
شكل كهكشانها به حالت مارپيچ است طبق آمارى كه محققان داده اند طول يكى از بازوهاى مارپيچى كهكشان ما، 900 سال نورى و فاصله هر بازو از بازى مجاور خود، 4500 سال نورى است . (35)
قطر كهكشان ما كه منظومه شمسى ما از اعضاى خانواده آن محسوب مى گردد 000/150 سال نورى است . يعنى نور با سرعت 000/300 كيلومتر در ثانيه 000/150 سال طول مى كشد تا قطر كهكشان را طى كند.
ضخامت كهكشان ما بين ده هزار تا پانزده هزار سال نورى است . (36)
وزن كهكشان ما حدود 000/393 تن با 33 صفر در مقابلش تخمين زده شد و دانشمند معروف پير روسو در كتاب از اتم تا ستاره فرمود: وزن كهكشان ماتن با 47 صفر در مقابلش و حجم كهكشان را با رقم 1 كيلومتر مكعب كه در جلوى آن 57 صفر باشد تخمين زده است . (37)
كهكشان المرئة المسلسله كه نزديكترين كهكشان به كهكشان ما مى باشد را 400 ميليارد برابر وزن خورشيد تخمين زدند.
و كهكشانهاى هيولايى در پنهه آسمان وجود دارند كه وزنهاى آنها حدود 100 هزار ميليون برابر وزن خورشيد است .
قطر كهكشان المرئة المسلسله 70 هزار سال نورى است . و نور آن 1700 ميليون برابر نور خورشيد است .
قطر كهكشان سنبله 32 ميليارد ميليارد كيلومتر است . (38)
فرار سيارات و ستارگان و كهكشانها از يكديگر
ستارگان ، سيارات و كهكشانها با سرعت سر سام آورى از همديگر دور مى شوند. مثلا ستاره ثور با سرعت 55 كيلومتر در ثانيه و ستاره عيوق در هر ثانيه 30 كيلومتر از زمين دور مى شوند.
و همينطور يكى از كهكشانها كه در فاصله 30 ميليون سال نورى قرار دارد در هر ثانيه 1200 كيلومتر و كهكشان شجاع در هر ثانيه 60 هزار كيلومتر از ما دور مى گردند. حال با اين سرعت زياد و دور شدن از همديگر ستارگان و سيارات و حركت به سمت و سويى كه هيچ كس بجز خداوند و خالق هستى آگاه نيست ، همه متفكران عالم را به بيدارى و شناخت دعوت مى كنند.(39)
آنترى وايت مى گويد: مورچه اى را تصور كنيد كه در يك جنگل وسيع در حال زندگى باشد. حال آيا اين مورچه مى تواند حجم و وزن و شكل جنگل را تصور كند و آن را با محاسبه بدست آورد؟
تشبيه خوبى است كه انسان نمى تواند حجم و وزن و شكل هندسى فضاى بيكرانه هندسى را درك كند. (40)
كره زمين همانند نقطه حرف نون يك كتاب است
اگر كتابخانه اى را تصور كنيم كه داراى 000/500 جلد كتاب باشد و هر كتاب داراى 270 صفحه باشد و هر صفحه اين كتاب داراى 30 سطر و در هر سطر 40 حرف حرف وجود داشته باشد. در اين فضاى لاينتاهى هر ستاره اى را عنوان يك حرف از حروف اين كتابها فرض كنيم جايگاه كره زمين در اين عالم هستى به اندازه نقطه حرف نون هم به چشم نمى آيد. و اين در حالى است كه انسان ، كره خاكى را بسيار عظيم مى بيند. (41)
اورانوس آرام ترين ستاره از زبان امام صادق عليه السلام
منجم مشهورى از عراق به خدمت امام صادق عليه السلام آمد امام عليه السلام از منجم سؤ ال كرد به اينكه نسبت روشنى ستاره سكينه (اورانوس فعلى ) با درجه نور زهره چقدر است ؟ منجم تعجب كرد كه هنوز نامش را هم نشنيده بود عرضه داشت هيچ نمى دانم .
تا زمانهاى بسيار نه چندان دور مردم معتقد بودند كه پنج ستاره به نامهاى عطارد، زهره ، مريخ ، مشترى ، زحل به عنوان خمسه متحيره مى باشند. اورانوس كندترين حركت را در بين ستارگان دارد كه امام به تعبير به سكينه (آرام ) كرد كه دوره كامل چرخش آن 80 سال است .
اورانوس در سال 1871 ميلادى به وسيله سرويليام هرشل كشف شد كه نامش را در تاريخ ثبت كرد و اين ستاره اورانوس نام گرفت . (42)
باران الماس از سياره هاى اورانوس و نپتون
به گفته دانشمندان و پژوهشگران دانشگاه كاليفرنيا در بر كلى ، سيارات اورانوس و نپتون دانه هاى تگرگ مانند الماس ساخته و فرو مى ريزند. اين دو سيارات گاز گونه كه قطر هر يك به حدود 000/50 كيلومتر مى رسد در فاصله 8/2 و 5/4 ميليارد كيلومترى به دور خورشيد مى چرخند منشاء اين الماسها متان است . با توجه به فشار و حرارت زياد در اين دو سياره مولكولها متان ابتدا مى شكنند و اتمهاى كربن و هيدروژن تبديل مى شوند. سپس اتمهاى كربن به هم مى پيوندند و الماس را مى سازند اين الماسها بايد تحت تاءثير جاذبه سياره به صورت بارانى از كريستال فرود آيند. (43)
شگفتى هاى ستارگان دنباله دار
ستارگان دنباله دار زيباترين و تماشايى ترين اجرام آسمانى هستند. طول يك ستاره دنباله دار نمونه ، 150 تا 800 ميليون ميليون كيلومتر و عرض آن ممكن است به 000/150 كيلومتر برسد چگالى كم ستارگان دنباله دار، يكى از دلايل شفافيت آنها است . تا به حال 924 ستاره دنباله دار كشف شده كه عمر متوسط آنها 10 سال مى باشد. مدار دنباله دار كشف شده كه عمر متوسط آنها 10 سال مى باشد. مدار دنباله دارها سهمى يا بيضى شكل است . سهمى شكل به منظومه شمسى تعلق ندارد. بلكه از فضاى بين ستاره اى مى آيد و پس از عبور از حول خورشيد به مبداء اوليه خود باز مى گردد. مدار حدود 250 ستاره دنباله دار به شكل بيضى است و در داخل منظومه شمسى قرار دارد. بيشتر ستارگان دنباله دارى كه ما از زمين مى بينيم احتمالا تا هزاران سال آينده مجددا رؤ يت نخواهد شد. ستاره دنباله دار داراى يك هسته مركزى از ذرات منجمد متان ، آمونياك ، يخ و ذرات گرد و غبار تشكيل شده است و موقعى كه به خورشيد نزديك مى شود يخها ذوب و بخار مى شوند و بر اثر حرارت خورشيد مشتعل مى شوند و اين به صورت گيسو مى باشد كه طول گيسوى يك دنباله دار حدود 000/100 كيلومتر است .
بعضى از دنباله دارها از منظومه اى سياره هاى ديگر مى آيند كه با پخش گرد و غبارهاى خود در فضا، زمين در هر روز حدود 3000 تن از آنها را جذب مى كند به يقين مقدار زيادى از گرد و غبارى كه بر فراز شهرها مى نشيند از منظومه هاى بين سياره اى ناشناس مى آيد. (44)
جنس بعضى از ستاره هاى دنباله دار از يخ است
ستاره هاى دنباله دار شامل تكه يخ ، گاز، صخره ها و گرد و غبار هستند و در واقع اجرامى يخ زده از زمان تولد منظومه شمسى به شمار مى روند كه به دور خورشيد گردش مى كنند. (45)
سنگهاى آسمانى
سنگهاى آسمانى بر حسب ساختار و تركيب شيميايى به سه دسته تقسيم مى شوند:
1- سنگهاى آسمانى صخره اى كه حدود 90 از سنگهاى آسمانى را تشكيل مى دهند و حاوى 20 آهن مى باشند. آنها از همان موادى ساخته اند كه در سنگهاى زمين مى توان يافت .
2- سنگهاى آسمانى آهنى و صخره اى كه حدود 50 از حجم اين دسته از سنگهاى آسمانى را آهن و بقيه حجم آنها را ساير فلزات تشكيل مى دهند
3- سنگهاى آسمانى آهنى كه در صد بيشترى از آنها آهن و كمتر آن نيكل و كبالت است . (46)
بمباران هوايى توسط شهاب سنگها
در هر شبانه روز ميليونها سنگ آسمانى از كرات جدا مى شوند و به سوى زمين فرود مى آيند كه هر يك با سرعت 000/100 كيلومتر در ساعت سرعت دارند. و چون با جو زمين كه 1000 كيلومتر ضخامت آن است برخورد مى كنند ذوب و سپس پودر مى شوند و چيزى از آنها به زمين نمى رسد. و الا اگر جو زمين نبود اين بمباران هوايى براى كره زمين بسيار خطرناك بود. و شبانه روز مورد هجوم شهاب سنگها بود. و آرامش و اطمينان از جامعه بشرى و حتى از حيوانات و نباتات رخت بر مى بست و همه در اضطراب زندگى مى كردند.
يكى از فوايد جو زمين اين است كه حرارت و سرما را تعديل مى كند و نمى گذارد حرارت خورشيد مستقيم به زمين برسد و الا آب درياها همه بجوش مى آمد و همه موجودات مى سوختند و در شب درجه سرما به حدود 150 درجه زير صفر مى رسيد و همه موجودات يخ زده و فسرده مى شوند.
لطيفه اى از يك پيرامون خداشناسى
معروف است كه پيرزنى در رواق منزل در مقابل آفتاب به وسيله چرخ ريسنده مشغول ريسندگى بود. او پشم گوسفند و شترش را با اين چرخ به صورت نخ در مى آورد و نساجى مى كرد. يكى از دوستانش از او سوال كرد كه تو چگونه خدا را شناخته اى كه اينگونه به او ايمان آورده اى و دائما لبانت مشغول ذكر و تسبيح است و در همان حال ريسندگى مى كنى ؟ پيرزن در حالى كه دست از چرخ ريسندگى برداشته بود به سائل گفت : از همين چرخ به وجود خداى خويش پى برده ام . سائل دوباره فلسفه اش را جويا شد. پيرزن در حالى كه نه فلسفه خوانده بود و نه اصطلاحات فلسفى مى دانست جواب اجمالى خود را به تفصيل اينگونه بيان كرد: كه من براى ريسندگى ، اين چرخ را با دستان مى چرخانم تا كم كم اين پشمها تبديل به نخ شوند.
وقتى دستم را نگه مى دارم ، اين چرخ از حالت چرخش خود مى ايستد. پيش خود تفكر كردم كه يك چرخ كوچك ريسندگى نياز به گرداننده دارد، حال اين نظام آفرينش از آسمان و زمين ، اين همه ستارگان و سيارات ، موجودات ريز و درشت ، كوهها و دشتها و صحراها، تقسيم روزى ها، و گردش كره زمين به دور خودش و به دور خورشيدى كه از نور و گرماى آن استفاده مى كنيم ، آيا بدون گرداننده مى توانند باشند؟ عقل من مى گويد حتما قدرتى است كه همه اينها را مى چرخاند و آن قدرت جز خداوند مهربان نيست .
1- سوره لقمان آيه 27
2- نهج البلاغه
3- بحارالانوارج 15 ص 195
4- سوره يوسف آيه 105
5- كشف الاسرار خواجه عبدالله انصارى ج 2
6- سوره جائيه آيه 5
7- سوره رعد آيه 12.
8- سوره آل عمران آيه 190.
9- سوره صافات ، آيه 6.
10- سوره مؤ من آيه 57.
11- سوره ص آيه 27.
12- سوره انبياء آيه 16.
13- سوره زخرف ، آيه 10.
14- سوره نباء آيه 6.
15- نهج البلاغه خطبه 228.
16- نهج البلاغه خطبه 228.
17- نهج البلاغه خطبه 228.
18- نهج البلاغه خطبه 186.
19-اصول و مبانى جغرافياى رياضى .
20- سوره نحل آيه 15.
21- سوره نحل 81
22- سوره يس آيه 37.
23- سوره رعد آيه 2.
24- سوره لقمان آيه 20.
25- سوره فصلت آيه 11.
26- سوره انبياء آيه 30.
27- تمدن و علوم اسلامى و عصر فضا.
28- بحارالانوار ج 3. ص 114.
29- سوره يس آيه 38.
30- سوره ملك آيه 5
31- دانش عصر فضا.
32- سوره صافات آيه 6.
33- دانش عصر فضا.
34- دانش عصر فضا
35- مرزهاى نجوم ص 251.
36- از اتم تا ستاره حس 89
37- از اتم تا ستاره ص 96.
38- مرزهاى نجوم ص 176.
39- مرزهاى نجوم ص 338.
40- دنياى ستارگان .
41- تفسير طنطاوى ج 26.
42- تمدن و علوم اسلام در عصر فضا.
43- مجله علمى .
44- اصول و مبانى جغرافياى رياضى زمين در فضا.
45- مجله جوان ارديبهشت ماه سال 80
46- اصول و مبانى جغرافياى رياضى .
47- سوره نحل آيه 18.
48- نهج البلاغه خطبه 228.
49- سوره ياسين آيه 36.
50- تفسير كشف الاسرار خواجه عبدالله انصارى .
51- تفسير كشف الاسرار خواجه عبدالله انصارى .
52- سوره حجر، آيه 29.
53- سوره روم آيه 22.
54- نقل از كتاب طب العموم .
55- طب العموم .
56- مجله دانشمند.
57- طب العموم طبيب خانه .
58- نهج البلاغه خطبه 228.
59- طب العموم .
60- طب العموم
61- طب العموم
62- سوره بقره آيه 233.
63- كتاب كافى و من لايحضره الفقيه .
64- مجله علمى از دكتر عارفى
65- سوره زخرف آيه 32.
66- سوره نحل آيه 8.
67- سوره غاشيه آيه 17.
68- كتاب توحيد مفضل ص 31.
69- سوره اعراف آيه 179.
70- سوره نحل آيه 79.
71- شگفتى هاى جهان پرندگان .
72- سوره جائيه آيه 4.
73- شگفتى هاى جهان پرندگان .
74- شگفتى هاى جهان پرندگان .
75- سوره نحل آيه 69-68.
76- كشف الاسرار خواجه عبدالله انصارى ج 1.
77- اولين دانشگاه جلد 5 ص 55.
78- سفينة البحار جلد 2 صفحه 190.
79- اخلاق اسلامى در نهج البلاغه مكارم شيرازى .
80- تفسير كشف تالاسرار خواجه عبدالله انصارى .
81- جهان حشرات
82- كتاب زنبور عسل موريس مترلينگ .
83- شگفتى هاى آفرينش .
84- سوره هود آيه 6.
85- نهج البلاغه خطبه 227.
86- كتاب مورچگان موريس مترلينگ .
87- شگفتى هاى آفرينش
88- شگفتى هاى آفرينش .
89- جهان حشرات .
90- شگفتى هاى آفرينش .
91- روزنامه كيهان 2/5/1341 .
92- نهج البلاغه خطبه 227.
93- شگفتى هاى آفرينش
94- نهج البلاغه خطبه 228
95- نهج البلاغه خطبه 228.
96-كتاب پروانه ها ص 11.
97- سوره لقمان آيه 20.
98- سوره لقمان . آيه 20.
99- سوره نحل آيه 13.
100- سوره هود آيه 6.
101- سوره فاطر آيه 9.
102- سوره رعد آيه 4.
103- تفسير كشف الاسرار ج 1.
104- سوره انبياء آيه 30.
105- سوره حج آيه 5.
106- سوره نحل آيه 14.
107- نهج البلاغه خطبه 228.
108- سوره انعام آيه 95.
109- سوره واقعه ، آيه 66.
110- سوره شعراء آيه 7.
111- سوره حجر آيه 22.
112- توحيد مفضل .
113- شگفتى هاى آفرينش .