معرفي استان لرستان
استان لرستان با دارا بودن 7/1 درصد از مساحت كل كشور ، 6/2 درصد جمعيت كشور را در خود جاي داده است كه از نظر هر دو شاخص رتبه چهاردهم ميان استانهاي كشور مي باشد . اين استان بطور كلي 5/3 درصد كل شهرستانهاي كشور ، 2 درصد كل شهرها و 3/2 درصد از كل جمعيت شهري و 1/3 درصد از كل جمعيت روستايي را در خود جاي داده است .
موقعيت طبيعي و جغرافيايي
استان لرستان در غرب ايران بين 46 درجه و 51 تا 50 درجه و 3 دقيقه طول شرقي از نصف النهار گرينويچ و 32 درجه و 37 دقيقه تا 34 درجه و 22 دقيقه و وسعت آن حدود 28559 کيلومتر مربع است.
اين استان، از شمال به استان هاي مركزي و همدان، ازجنوب به استان خوزستان، از شرق به استان اصفهان و از غرب به استان هاي كرمانشاه و ايلام محدود است اشترانكوه با 4050 متر ارتفاع بلندترين نقطه استان لرستان است. پست ترين نقطه آن در جنوبي ترين ناحيه استان واقع شده و حدود 500 متر از سطح درياي آزاد ارتفاع دارد .
بر اساس آخرين تقسيمات كشوري در سال 1375، استان لرستان، داراي 9 شهرستان، 10 شهر، 20 بخش، 81 دهستان و 2842 آبادي داراي سكنه بوده و مركز آن شهر خرم آباد است. شهرستان هاي استان عبارتند از:خرم آباد بروجرد، اليگودرز، دورود، ازنا، كوهدشت، دلفان، سلسله و پلدختر.
نگرش سيستمي در جغرافيا
هر پژوهشگر جغرافيا نگرشي سيستمي نسبت به مسايل پيرامون خود دارد، لذا با توجه به اينكه اين نوشتار مربوط به موضوع «انسان ومحيط» مي باشد و با هدف بررسي برخورد اكوسيستمي انسان با محيط جغرافيايي (با موضوع جنگل و تاكيد براستان لرستان) تهيه گرديده، لازم دانسته شد ابتدا تعريفي از نگرش سيستمي ارائه گردد.
از ميان كتب و منابع متعدد، تعاريف مختلفي از نگرش سيستمي يافتم كه از بين آنها ياد داشتي از دكتر مهدي چوبينه در سايت اختصاصي اش نظرم را به خود جلب كرد. لذا به رسم امانت عين تعريف ايشان از نگرش سيستمي را ارائه مي نمايم:
« در دوران دانشجويي جزوه اي را نوشته بودم كه عنوان نگرش سيستمي بر روابط انسان ومحيط بود و مرحوم دكتر گودرزي نژاد راهنمايم بود. امروز كه اين مطالب را براي استفاده برخي از همكارانم… دوباره نويسي مي كنم. نگرش سيستمي: دو تحول عمده انقلاب علمي در قرن هفدهم و انقلاب صنعتي در قرن هجدهم نشانه هاي باروري و غنائت اين دوره از تمدن انساني مي باشد . از اين دوره از تاريخ علم غالبا به نام دوره علوم كلاسيك نامبرده شده است . در همين دوره است كه گستردگي تام تفكر مكانيستي مشاهده مي شود. انديشمندان اين زمان با پيروي از روش علت و معلولي زنجيره هر پديده را دنبال مي نمودند و آن چه را با اين نگرش قابل توجيه نبود به ماوراي طبيعت نسبت مي دادند و بدين صورت نوعي توجيه پذيري براي آنان فراهم مي شد. در اوايل قرن بيستم پس از مشخص شدن عجز تفكر مكانيستي با تحولات شگرفي كه در علوم فيزيك نظير فيزيك كوانتم پديد آمدكه خط بطلان بر انديشه هاي مالتوس و نظريه تكامل داروين كشيد، تدريجا" مكتب ارگانيستي بر نگرش هاي مكانيكي تسلط يافت و نگرش ارگانيستي به عنوان زير بناي جهان بيني سيستمي به عنوان يك جهان بيني وحدت بخش مطرح شد. بر اساس اين نگرش هر موجود زنده بقاي خود را مديون تعامل دو نيروي متضاد تز و آنتي تز كه منجر به ايجاد شرايطي براي انطباق با مجموعه عوامل خارجي است، مي باشد .به دليل گسترشي كه اين شيوه تفكر در ميان شاخه هاي متعدد علوم زيستي يافت و از آنجا كه قابليت خود را در پاسخ گويي به بسياري از سوالات كه با نگرش هاي ديگر قابل پاسخ نبودند نشان داد.اين تفكر به شاخه هاي علوم انساني نيز تاثير بسزايي نهاد و پس از عجز نظريه مكانيستي و تجزيه گرايانه سبب بوجود آمدن نظريه هاي جديد در علوم انساني گرديد.اين نظريه هاي جديد با مايه گيري از نگرشهاي ارگانيست در قالب جامعيت كه همان بينش سيستمي است متبلور و جلوه گر شده است.بدين سبب به دليل دستيابي هر چه بهتر به نتايج قابل تعميم و جهان شمول براي انطباق با موارد لاينحل انساني بينش سيستمي سبب اصلي بوجود آمدن رشته هايي از علوم گرديد كه مي توان آنها را تحت عنوان " علوم بين رشته اي" نام برد.يكي از شاخص ترين علوم بين رشته اي جغرافياست كه با اتكاي به نگرش سيستمي و استفاده از ساير شاخه هاي علوم زيستي و علوم انساني به عنوان پلي ميان ساير شاخه هاي علوم مذكور به نقش خود در تبيين پديده هاي طبيعي و انساني مي پردازد و مسئول برقرار كردن ارتباط ميان آنهاست و همچون ساير " رهروان طريقت سيستمي هدف اصلي را دستيابي به تبيين جامعي از جهان و پديده هاي آن " مي داند . حال با اين مقدمه لازم است با برخي از اصطلاحات اين نگرش آشنا شويم تا مباحث نگرش سيستمي را با زبان مشتركي مورد تعامل قرار دهيم . جهت ادامه مطلب اینجا کلیک کنید.
وضعيت كنونى جنگل ها در ايران

طبق اعلام سازمان جهانى FAO چنانچه سطح جنگلهاى هركشور كمتر از ۱۰ درصد مساحت كل آن باشد، به عنوان «كشور با پوشش كم جنگل » شناخته مى شود.
با توجه به اين معيار،گفتنى است كه از ۱۶۴ ميليون هكتار عرصه كشور حدود ۱۲/۵ ميليون هكتار را پوششهاى جنگلى فرا گرفته كه تنها ۷/۵ درصد كل عرصه ايران را شامل مى شود. براين اساس كشور ما در بين ۵۶ كشور داراى جنگل در مقام چهل وپنجم قرار گرفته است. اين در حالى است كه سهم هرايرانى از پوششهاى جنگلى فقط ۲ دهم هكتار است كه اين ميزان يك چهارم استاندارد جهانى است.
انسان ، حريق ونابودى جنگلهاى كشور در تخريب منابع طبيعى و به خصوص جنگلهاى كشور، عوامل متعددى دخيل هستندكه صدالبته بيشتر اين عوامل سرمنشأ انسانى دارند. مديركل امور زيستگاهها ومراتع سازمان محيط زيست كشور مى گويد: درميان عوامل مختلف تخريب جنگلها ومنابع طبيعى كشور، كاربريهاى تجارى بيشترين ميزان اين عوامل را به خوداختصاص داده اند. «دكتر فرهنگ قصريانى » مى افزايد: گذشته از ساير عوامل از ميان رفتن عرصه هاى منابع طبيعى كشور، «آتش سوزى » نيز يكى ديگر از عوامل تخريب منابع طبيعى كشور به شمار مى آيد. از سوى ديگر، مدير كل دفتر فنى حفاظت و حمايت سازمان جنگلها ومراتع و آبخيزدارى كشور نيز مى گويد:«تا اوايل دهه ۷۰ ديد حفاظت از منابع طبيعى در كشور بسيار كمرنگ بود» . «محمدرضا ابراهيمى» مى افزايد:«بدين دليل نيز تا سال ۱۳۷۲ «حريق» به عنوان يكى از عوامل اصلى تخريب منابع طبيعى به شمار نمى رفت». وى در توضيح بيشتر اين ديدگاه مى گويد:«تا آن سالها عمده ديدگاه غالب دركشور پيرامون جنگلها و منابع طبيعى، بحث بهره بردارى از آنها بود و لذا حريق به عنوان محدود كننده بهره بردارى تلقى نمى شد!» ابراهيمى مى افزايد:«اين در حالى است كه آتش سوزى يكى از اساسى ترين عوامل تخريب جنگلها ومنابع طبيعى است و همه ساله منجر به از بين رفتن بسيارى از عرصه هاى منابع طبيعى كشور مى شود». او در ادامه مى گويد:«بطور متوسط سالانه رقمى بالغ بر ۵۰ ميليارد ريال خسارت از طريق آتش سوزى به منابع طبيعى كشور تحميل مى شود». برابر آمار ارائه شده توسط همان سازمان، ميزان متوسط حريق منابع طبيعى كشور در يك دوره ۱۱ ساله از سال ۴۷ تا آخر ۵۷ حدود ۱۵/۷۲ هكتار بوده كه اين رقم در سال۷۲ درهر حريق به ۲۲۷/۸۴ هكتار رسيده است. شايان ذكر است توجه به منابع طبيعى كشور از سال ۶۸ و آغاز برنامه اول توسعه شروع شد و لذا در طول برنامه ۴ ساله اول كشور، ميزان حريق منابع طبيعى كشور به ۶۹/۵۷ كاهش يافت. در خلال اين برنامه از سال ۷۲ نيز دفتر حفاظت و حمايت سازمان جنگلها، مراتع و آبخيزدارى تأسيس و گروه اطفاى حريق در آن تشكيل شد. دكتر فرهنگ قصريانى، مدير كل امور زيستگاهها ومراتع سازمان محيط زيست كشور مى گويد:«انسان اصلى ترين عامل آتش سوزى منابع طبيعى و جنگلهاى كشور محسوب مى شود». وى مى افزايد:«متأسفانه طى سالهاى اخير اغلب مناطق كشور با تهديدى بزرگ به نام تغيير كاربرى اراضى روبرو شده اند و لذا برخى از مردم اقدام به آتش زدن جنگلها مى نمايند تا بدينوسيله كاربرى آنها را به نفع خود تغيير دهند». دكتر قصريانى، «عوامل طبيعى» را يكى ديگر ازعوامل ايجاد حريق در جنگلها و مراتع دانسته و مى افزايد:«در بين ماههاى تير تا شهريور هر سال بيشترين ميزان آتش سوزيهاى طبيعى رخ مى دهد چرا كه در اين ماهها زيرآشكوب (پوشش گياهى سطحى) مناطق مذكور به خوبى رشد كرده و پس از خشك شدن بستر مناسبى براى آتش سوزى فراهم مى كنند». او ادامه مى دهد:«در اين ميان تابش مستقيم نور خورشيد يا يك رعد و برق و... مى تواند به راحتى سرمنشأ آتش سوزى بزرگى در يك منطقه از كشور باشد ».دراين ميان اما برخى از افراد نيز به طور عمدى يا سهوى اقدام به آتش سوزى در جنگل ها و منابع طبيعى كشور مى كنند. شكارچيان يكى از عمده افرادى هستند كه برخى بصورت عمدى و برخى نيز سهوى باعث حريق مناطق مذكور مى شوند. آتش سوزى در يك منطقه به منظور فرارى دادن شكار و حتى حرارت ناشى از اصابت گلوله ها به زيرآشكوب خشك اراضى كشور مى تواند حريقى بزرگ و غيرقابل كنترل را بوجود آورد. برپا كردن آتش از سوى مسافران در جنگلها به منظور گرم كردن غذا در جنگلها، روشن كردن آتش هرچند كوچك توسط رانندگان گذرى و... از ديگرعوامل ايجاد حريق در منابع طبيعى كشور ذكر شده اند.البته برابر آمار سازمانهاى مسؤول، گرچه بخش عظيمى از حريقهاى كشور داراى عامل انسانى است اما كمتر از نيم درصد حريقهاى جنگلها و مراتع ما عمدى هستند. مدير كل دفتر فنى حفاظت و حمايت سازمان جنگلها و مراتع وآبخيزدارى نيز به كشاورزانى اشاره مى كند كه پس از برداشت محصول اقدام به آتش زدن اراضى خود مى نمايند كه در برخى مواقع باد مسير آتش را عوض كرده و حريق به جنگلهاى اطراف سرايت مى كند. به گفته وى، از آنجايى كه اين كشاورزان اغلب مواقع از ترس برخوردهاى قانونى ازمحل متوارى مى شوند خبر حريق خيلى دير به مسئولين مى رسد و دراين مدت آتش سوزى گسترش مى يابد.
مديركل دفتر فنى حفاظت و حمايت سازمان جنگلها، مراتع و آبخيزدارى درمورد وضعيت كنونى آتش سوزى جنگلها و مراتع كشورمى گويد: «در برنامه هاى دوم و سوم توسعه كشور، مقوله منابع طبيعى و حريق به طور جدى موردتوجه قرارگرفت.»
ابراهيمى مى افزايد: «درحالى كه طى سال ۷۲ در هر آتش سوزى ۲۲۷هكتار از منابع طبيعى كشور ازبين مى رفت، اين ميزان در سال ۸۰ با كاهش چشمگير به حدود ۱۳هكتار درهر حريق تقليل يافت.» در بحث مديريت حريق، كشف آتش سوزى در كوتاهترين زمان ممكن بسيارحائزاهميت است چرا كه احتمال كنترل آتش درمراحل اوليه امكانپذيرتر است هم از اين رو طى ۲سال اخير سيستم پيشرفته ماهواره اى براى كشف حريق به كمك ايران آمده كه طى همين سالها ۲۵درصد حريقهاى كشور درهمان ساعات اوليه توسط اين سيستم كشف شده است. ازسوى ديگر درحالى كه درهنگام آتش سوزى دركشورهاى غربى مردم مناطق مذكور به سرعت تخليه مى شوند اما در ايران مردم بومى براى اطفاى حريق واردعمل مى شوند و بنا به اذعان مسؤولان بدون مشاركت عمومى، نيروهاى اطفاى حريق كشور چندان موفق نخواهندبود و اين همان نكته اى است كه هم سازمان حفاظت محيط زيست و هم سازمان جنگلها، مراتع و آبخيزدارى نسبت به آن اهميت ويژه اى قايل هستند.اما نبايد از اين نكته غافل بود كه ايران از نبود امكانات مدرن اطفاى حريق جنگلها محروم است و همچنان از اين ناحيه رنج مى برد. «محمدرضاابراهيمى» مى گويد: به دليل شرايط اقليمى ايران وجود تجهيزات پرنده براى ما بسيارحياتى است اما ما فاقد هرگونه امكانات پروازى هستيم. وى مى افزايد: «البته در مواقعى براى هلى برد نيروهاى خود از بالگردهاى هوانيروز استفاده مى كنيم اما آنها نيز محدوديتهاى خود را دارند و هزينه هاى اجاره آنها نيز سرسام آور است.» او تأكيدمى كند: «پرنده هاى اطفاى حريق داراى تجهيزات ويژه اى هستند و بالگردهاى نظامى مانند هوانيروز نمى توانند كارايى لازم و تخصصى را داشته باشند.» ابراهيمى با اشاره به بودجه اين سازمان مى گويد: «درسال جارى براى بخش حفاظت و امور تأمين و تجهيز گروه اطفاى حريق ۱۵ميلياردريال درنظرگرفته شده است درحالى كه قيمت خريد يك فروند بالگرد حدود ۱۰۰ميلياردريال و هزينه اجاره يك ساعت پرواز بالگرد هوانيروز براى ما ۱۵ميليون ريال تمام مى شود!»دكتر قصريانى مديركل امور زيستگاهها و مراتع سازمان حفاظت محيط زيست نيز مى گويد: «امكانات و تجهيزات موجود به هيچوجه با شرايط فعلى كشور همخوانى ندارد.» او تأكيدمى كند: «آتش سوزى پديده اى است كه به هردليل دركشور ما روزبه روز درحال افزايش است و درصورت عدم تأمين تجهيزات مناسب در آينده با مشكلات جبران ناپذيرى روبرو خواهيم شد».
جنگل ها و پوشش گياهي در استان لرستان
به طور كلي در كوه هاي زاگرس جنگلهاي تنك ، نيمه خشك ، و مقطع به حالت وحشي و طبيعي ديده ميشود . سطح جنگلهاي لرستان حدود 750 هزار هكتار است كه به اين وسعت حدود 1250000 هكتار مرتع نيز بايد اضافه نمود .
پوشش نباتي منطقه لرستان از گونه هاي مختلف و متنوع گياهي است. تركيب و سيماي اين جنگلها نسبت به ارتفاع از سطح دريا، عرض جغرافيايي، مقدار باران، فشردگي كوهها، جهت ناهمواريها، و طول فصل سرد و يا گرم مختلف ومتفاوت است. در بعضي دامنه ها جنگلهاي تنك و پراكنده ، و در برخي ديگر جنگلهاي انبوه و نيمه انبوه ديده ميشود.
تراكم گياهي بيشتر در فصل بهار است زيرا بعضي مواقع سرماي شديد زمستان و يا برخي مواقع قطع شدن باران و افزايش گرماي تابستان سبب خشك شدن و از بين رفتن بخشي از پوشش گياهي مي شود .
بيشتر جنگلهاي لرستان از نوع بلوط است . انتشار درختان بنه و بادام و همچنين بلوط و ارس بر اساس ارتفاع از سطح دريا تغيير مي كند و در شرايط عادي ، محيط زاگرس ابتدا جنگلهاي بادام و بنه و سپس بلوط و در ارتفاعات فوقاني ارس رشد مي كنند . علاوه بر جوامع گياهي فوق كه كم و بيش داراي نباتات خشكي پسند هستند. در غرب دره ها و كنار جويبارها و رودها ، گياهان و نباتات رطوبت پسندي چون بيد ، صنوبر و خر زهره ديده مي شود ديگر انواع درختان جنگلي لرستان عبارتند ار: زالزالك، پسته وحشي، مازو، زيتون، گلابي وحشي، شن، تاك، ارجن، نارون، انجير، گردو، انار، آلبالو وحشي، گيلاس وحشي، مو، زبان گنجشك، توت، كرنجيل ، ون ، و ارغوان .
اكثر جنگلهاي لرستان در كوه هاي هشتاد پهلو، سفيد كوه (اطراف خرم آباد )، نور آباد، الشتر، و كوههاي بلوران، چنگري، فاوه، گور (كوهدشت ) شاه نشين، ازگن، كوه تخت (اطراف زاغه ) ززوماهرو (اطراف اليگودرز) پراكنده است .
غير از درختان جنگلي ، انواع نباتات دارويي و معطر مثل گل گاوزبان ، خاكشير،گل ختمي،آويشن ،عناب ، ترنجبين ،هليله ريحان ،گل بنفشه ،پر سياوش ،كاسني ،گل محمدي ،گل سرخ ،شقايق ، بيدمشك ،لاله ، زنبق ، شيرين بيان ،و نرگس نيز در استان مي رويد . همچنين نباتات خوراكي چون پاقزان ،پي نام ،پيشوك ،شنگ ،زرشك ،كنگر وحشي، ريواس، حاجي بيان، فرفيان، پونه و نعناع نيز به دست مي آيد .
نوع نگاه مديران به جنگل هاي زاگرس
در كشور ما متاسفانه همواره جنگل هاي شمال كشور مورد توجه دولتمردان و برنامه ريزان قرار گرفته در حالي كه به نظر مي رسد اراضي جنگلي ساير مناطق كشور نيز در حال تخريب بوده و مشكلات جدي در اين زمينه وجود دارد. اكنون اين سوال را مطرح ميكنيم كه: «شرايط اراضي جنگلي خارج از حوزه شمال كشور چگونه است؟»
در مورد جنگل هاي شمال تقريباً نگراني هايمان با داشتن يك استراتژي رو به كاهش است اما اين نگراني درباره ساير اراضي جنگلي و مرتعي كشور وجود دارد. بعد از حوزه جنگل هاي شمال، بزرگ ترين حوزه ما جنگل هاي زاگرس است كه از لحاظ تنوع جنگل هاي ارسباران و ايران توراني را در مناطق شمالي و مركزي داريم. جنگل هاي حوزه زاگرس حدود ۵/۵ ميليون هكتار وسعت دارد كه از سردشت استان آذربايجان غربي شروع و به انتهاي استان فارس كشيده شده است. نكته ديگر اينكه جنگل هاي زاگرس از لحاظ اقتصادي براي ساكنين منطقه بسيار حائز اهميت است. اما مشكلي كه در اين اراضي داريم نوع حاكميت در اين منطقه است كه شرايط آن با شمال كشور بسيار متفاوت است. در بسياري از اراضي زاگرس مردم حضور دارند و علاوه بر حضور، مالك هم هستند و در بخشي از اين جنگل ها مشغول به زندگي وكشت و كار هستند.

به گزارش قلم سبز ايران، براساس آمار موجود بيش از ۶۳ درصد عشاير و ۸ درصد روستائيان ايران براي پخت و پز و توليد گرما از شاخ و برگ درختان جنگلي و فضولات دامي استفاده مي کنند که برآوردهاي انجام شده نشان مي دهد تنها استفاده از چوب هاي جنگلي منطقه زاگرس توسط روستائيان و عشاير بالغ بر ۷۵/۸ ميليون مترمکعب در سال است. براساس تحقيقات سمن بينا، کارشناس مهندسي صنايع که طرح اجاق هاي خورشيدي در زاگرس را ارايه داده است استفاده از اين اجاق ها در منطقه زاگرس به عنوان يک منبع پايان ناپذير انرژي حرارتي و سوختي مي تواند خسارات ناشي از تخريب جنگل هاي زاگرس را که سالانه بالغ بر ۲۱۰ ميليارد تومان (معادل بودجه ۳ سال سازمان حفاظت محيط زيست) است، کاهش دهد.
برنامه صيانت از جنگل هاي زاگرس
براي اولين بار در كشور اخيرا طرح صيانت از جنگل هاي زاگرس در 80 هزار هكتار از جنگل هاي كهمره سرخي شيراز به اجرا در آمده است. براي مطالعه اين طرح 7 ميليارد ويكصدميليون ريال از اعتبارات ملي براي مطالعه و احيا جنگل هاي زاگرس مصوب شده است كه عمده اين اعتبارات در منطقه كهمره سرخي بعنوان شاخص اصلي زاگرس در 80 هزار هكتار از جنگل هاي منطقه شامل مي شود. طرح مذكور بسيار فني، جامع و كامل با استفاده از نظرات دانشگاهيان ، انديشمندان و كارشناسان بخش منابع طبيعي صورت مي گيرد. از 4/12 ميليون هكتار وسعت استان فارس 8/10 ميليون هكتار منابع طبيعي است. زاگرس 40 درصد منبع اصلي آبهاي كشور را داراست و اين منطقه 30 درصد از وسعت كشور را در برمي گيرد. استان فارس يكي از استانهاي پيشرو داروي گياهي در جهان است كه هر ساله رقم صادرات بسيار بالايي را در اين بخش دارد و از لحاظ ارزآوري حائز اهميت مي باشد. قائم مقام و معاونت فني اداره كل منابع طبيعي فارس در اين زمينه مي گويد: «متاسفانه تا چند سال گذشته در كشور، نگاهها فقط به جنگل هاي شمال بوده اما با برنامه ريزيهاي بعمل آمده ، اين نگاه سراسري شده است» برنامه صيانت از جنگل هاي زاگرس در سالهاي اخير با اعتبار ۶ ميليارد و ۲۰۰ ميليون تومان در حال اجرايي شدن است. با توجه به اين اعتبار به غني سازي اين جنگل ها و راه اندازي تعاوني هاي روستايي در حوزه زاگرس اقدام خواهد شد. نكته حائز اهميت در جنگل ها حوزه زاگرس، تفاوت نوع دامداري با حوزه شمال كشور است. در جنگل هاي شمال امكان اين كه دام از جنگل خارج شود وجود دارد اما در حوزه زاگرس اين كار به سختي انجام مي شود.
عمده ترين علل تخريب جنگل ها
از ميان عوامل متعدد تخريب جنگل ها، «آتش سوزى » يكى از عمده ترين عواملي است كه همه ساله با فرارسيدن موسم گرما دامنگير منابع طبيعى كشور شده وموجب نابودى آنها مى گردد. طي سالهاى اخير هر از چند گاهي خبر از آتش سوزى جنگلها يا مراتع كشور را روى تلكسهاى خبرى شاهد هستيم. از اينرو، طبق اعلام سازمانهاى زيست محيطى بين المللى، كشور ايران به لحاظ شرايط خاص اقليمى و قرارگرفتن در منطقه خشك با پوشش كم جنگل ، در صورت عدم چاره انديشى و برنامه ريزى صحيح ، اين مقدار پوشش سبز موجود خود را نيز از دست رفته خواهد ديد.كاهش تصاعدى جنگلهاى ايران آمار ارائه شده از سوى مركز مطالعات استراتژى ملى محيط زيست وتوسعه پايدار كشور حاكى از آن است كه مساحت جنگلهاى كشور طى ۴ دهه گذشته باكاهش تصاعدى بسيار بالايى روبرو بوده است بطورى كه طبق همين آمار، مساحت كل جنگلهاى ايران از ۱۹ميليون و۵۰۰هزارهكتار در دهه ۱۳۴۰ به ۱۲ميليون و۲۶۰هزار هكتار در دهه ۱۳۷۰ رسيده است . براساس آمار مذكور، جنگلهاى حاشيه درياى خزر طى ۴۰سال گذشته از ۳ميليون و ۶۰۰هزار هكتار به يك ميليون و ۲۰۰هزار هكتار كاهش پيدا كرده است .
جنگلهاى زاگرسى نيز از ۱۲ميليون هكتار به ۱۰ميليون و۵۰۰هزار هكتار رسيده است. جنگلهاى تورانى ايران نيز كه زمانى مساحتى بالغ بر ۳ميليون و۴۰۰هزار هكتار شامل مى شد هم اينك به ۵۰۰هزار هكتار تقليل يافته است. در شمالغرب كشور نيز در همين مدت جنگلهاى ارسباران از ۵۰۰هزار هكتار به ۶۰هزار هكتار رسيده است. همه اين شرايط در حالى است كه طى اين مدت هيچ عملكرد مناسبى براى جلوگيرى از روند تخريب ويا احياى جنگلهاى كشور صورت نگرفته و وضعيت اكوسيستمهاى جنگلى ايران هرسال بدتر از سال گذشته شده است.
سيرصعودى آتش سوزى در جنگل ها و مراتع ميزان آتش سوزى درجنگلها و مراتع ايران در يك دوره ۵ساله از ۱۳۷۱ تا ۱۳۸۲ سيرصعودى داشته است.
براساس آمارمنتشره ازسوى سازمان جنگلها، مراتع و آبخيزدارى كشور، درحالى كه تعدادكل آتش سوزى ها درسال ۷۸ نزديك به ۷۷۷فقره بوده، اين ميزان در سال ۱۳۸۲ به ۱۳۱۹ فقره رسيده است.
زنظر ميزان تخريب وسعت جنگلها و مراتع ايران، براثر آتش سوزى هاى مذكور نيز وضعيت مشابه آمارفوق مى باشد. درحالى كه تنها درسال ۷۹ نزديك به ۵۶۹۴ هكتار از اراضى ذكرشده نابودشده اند، در سالهاى بعد بخصوص سال ۱۳۸۲ اين ميزان به ۱۷هزار هكتار رسيده است.
براساس آمارمنتشرشده دراين ۵سال جمعاً ۴۳۵۲ مورد حريق دركشور رخ داده كه منجر به نابودى ۶۲هزار و ۴۳۹ هكتار از عرصه هاى جنگلى و مرتعى كشور شده است.
ازسوى ديگر سازمان جنگلها و مراتع درگزارش جداگانه اى درمورد وضعيت حريق درجنگلها و مراتع كشور آورده است: درسال۸۲ تنها درسطح جنگلهاى كشور تعداد ۵۳۰فقره حريق حادث گرديده كه مساحتى بالغ بر ۵۲۱۰ هكتار را دربرگرفته است.
از اين تعداد حريق حدود ۷۰فقره (۱۳/۲درصد) حريقهاى تاجى، ۱۵۵فقره (۲۹/۲درصد) حريقهاى تنه اى و ۳۵فقره (۵۷/۵) درصد آتش سوزى هاى سطحى گزارش شده است.
باتوجه به آنچه گفته شد، وضعيت ايران، با توجه به عوامل تخريبى پوششهاى سبز آن، ازنظر اكوسيستمهاى جنگلى دروضعيت مناسبى قرارندارد و درحال پيشروى به سوى نقطه بحران است. ازسوى ديگر طبق بررسيهاى موجود نيز براى افزايش سطح پوشش جنگلى ايران از ۷/۵درصد فعلى به ۱۰درصد مساحت كشور (حداقل ميزان جهانى) بايد حدود ۴ميليون هكتار به مساحت پوششهاى جنگلى كشور اضافه شود و اين درصورتى است كه دراين مدت اكوسيستمهاى جنگلى كشور دچار تغييرنشده و ازميزان آن كاسته نشود!... به راستى، آيا زمان چاره انديشى فرا نرسيده است؟...
راهكارهايي به منظور جلوگيري از تخريب جنگل هاي لرستان (زاگرس):
1-جايگزين كردن سوخت فسيلي به جاي استفاده از چوب درختان جهت ايجاد گرمايش در خانه ها و ساير مصارف روستائيان و عشاير.
2-اعمال جريمه هاي سنگين براي افرادي كه خلاف ضوابط و مقررات قانوني اقدام به تخريب جنگل ها مي كنند.
3-جلوگيري از عبور عشاير كوچرو از ميان جنگل ها و هدايت آنان براي عبور از معابر از پيش تعيين شده.
4-جلو گيري از ايجاد كارخانجات، تاسيسات و هرگونه ساخت و ساز در محدوه جنگل ها.
5-خارج كردن تدريجي دام ها از جنگل ها (نظير آنچه در جنگل هاي شمال كشور صورت مي گيرد)
6-توسعه امكانات مدرن اطفاي حريق.
7-ساير...
منابع:
مردم لر www.Luripeople.com
سازمان جنگل ها و مراتع و آبخيز داري كشور www.Frw.org
چوبينه (دكتر مهدي چوبينه) www.choobineh.blogspot.com
بانك اطلاعات نشريات كشور www.magiran.com
روزنامه شرق www.sharghnewspaoer.com
جهت تهيه اين نوشتار برخي كتب و منابع ديگر نيز مورد مطالعه قرار گرفته اما با توجه به اینکه عينا از مطالب آنها استفاده نشده از ذكر منبع خود داري گرديده است.
با تشکر از دکتر مهران زند لشني