سمینار سرکار خانم مهندس گودرزی (( مدیریت آفات ذرت در استان فارس )) قسمت اول
اين محصول ارزشمند علاوه بر تامين بخش مهمي از نياز غذايي انسان و دام يکي از منابع مهم در صنايع غذايي، شيميايي و داروئي است.
کشت و کار اين محصول در ايران تا دو دهه ي قبل بسيار محدود بود و با وجودي که سطح زير کشت و ميزان توليد آن طي 15-10 سال اخير رشد خوبي داشته ، ليکن با توجه به نياز حدود 2/5 ميليون تن براي تامين صنايع غذايي و استفاده در بخش صنعت ، فقط 1/300/000 تن . ذرت از 190/000 هکتار کشت به دست آمده است که هنوز تا رسيدن به مرز خودکفايي و عدم نياز به واردات آن از خارج که مشکلات عديده اي را به دنبال دارد، راهي طولاني در پيش روي مي باشد.
به حداقل رساندن عوامل باز دارنده ي رشد و حفظ اين محصول از گزند عوامل مختلف مانند آفات، يکي از اقدامات بسيار اساسي در افزايش اين محصول مي باشد. ذرت برخلاف قدرت فيزيولوژيک و رشدي خود داراي آفات گوناگوني است که ميزان قابل ملاحظه اي از آن محصول را نابود مي کنند.
شناخت و مبارزه اصولي با اين آفات مي تواند گامي اساسي در افزايش عملکرد در واحد سطح باشد.
استراتژي و مباني مديريت آفات:
بطور کلي هر عاملي که در رقابت با منابع انسان قرار گيرد، اعم از عوامل زنده يا غيره زنده را آفت مي نامند. البته کلمه ي آفت فاقد هر گونه ارزش اکولوژيکي بوده و تنها با سليقه ي بشر قابل طرح مي باشد، چرا که اغلب عملکردهاي مثبت يک موجود در طبيعت بخوبي مورد ارزيابي قرار نگرفته اند.
در بين عوامل زنده مهمترين آفات گياهي را حشرات، کنه ها، علفهاي هرز، جوندگان، ياتوژن ها، حلزون ها و راب ها تشکيل مي دهند.
ميزان خسارت ساليانه اينگونه آفات به عمده ترين محصولات کشاورزي در جهان حدود 42 درصد برآورد گرديده است. با در نظر گرفتن ارقامي که حاکي از 20 درصد خسارت پس از برداشت توسط آفات بودده است. مي توان ادعا نمود که افزون بر نيمي از توليدات کشاورزي هر ساله مورد تهديد اين موجودات قرار مي گيرند .
فلسفه مديريت آفات که اولين بار در سال 1956 تحت نام مبارزه تلفيقي و با ايده ي ترکيب روش هاي شيميايي و بيولوژيکي در مبارزه با آفات مطرح گرديده بود. اکنون مفهوم بسيار وسيع تري را بدست آورده و مبتني بر استراتژي، اصول و تاکتيک هاي مبارزه استفاده مي گردد.
مبناي اکولوژيکي در مديريت آفات
بيشترين مشکلات ناشي از آفات در نتيجه همکنش بين فاکتورهاي متعدد در مجموعه ي پيچيده اي به نام آگرواکوسيستم[1] ايجاد مي گردد.
جمعيت اکثر موجودات به طرق مختلف تحت تاثير اعمال انسان قرار مي گيرند. عمده ترين دخالت انسان در طبيعت از طريق کشاورزي و يا تخريب مراتع و جنگل ها مي باشد.
قبل از کشت هر گونه محصولي اساساً پوشش زمين جابجا مي گردد. اين پديده لزوماً باعث تخريب اکثر روئيدني هاي طبيعي گرديده و ارتباط پيچيده اي را که در زمان طولاني بين گياهان و ساير موجودات زنده بوجود آمده از هم مي گسلد.
تخريب پوشش گياهي و عمليات کشت و کار در زمين باعث تغييراتي در محيط طبيعي موجودات گرديده و اين عمل با زير و رو کردن خاک و قرار دادن آن به طور مستقيم در معرض تغييرات جدي روبه وخامت بيشتري مي گذارد . در اين حال فقط تعداد کمي از گونه هاي موجود در مقابل اين تغييرات قادر به مقاومت و ادامه ي بقا هستند . گونه هاي گياهخواري که با شرايط جديد خود را تطبيق مي دهند آنهايي مي باشند که قادر به سازگاري بيشتري بوده و از گياهان کاشته شده و يا علفهاي هرز که در آن محل شروع به رشد مي کنند تغذيه مي نمايند. در جاهايي که کشت تک محصولي وجود دارد گونه هاييي که قبلا روي گياهان و وحشي داراي قرابت با محصول کاشته شده تغذيه مي کرده اند مي توانند به حيات خود ادامه دهند اما چنانچه تناوب زراعي صورت گيرد گونه هاي پلي فاژ شانس بيشتري خواهند داشت.
بقاياي فون قديمي منطقه در اراضي جنگلي، حصارهاي باغي، کناره ي نهرها و گودال ها و يا در زيمن هاي بکر ادامه زندگي مي دهند و در جاهايي که کشاورزي به طور دائم و شديدا در حال انجام است. جايگاه اکولوژيک[2] ساخته دست بشر براي موجودات فراهم مي گردد.
براي تهيه غذا جمعيت روبه رشد انسان، جريان تبديل و تخريب پوشش گياهان اهنگ رشد بيشتري به خود مي گيرد . در جاهايي که زمين هاي بکر به زير کشت برده مي شوند، گونه هاي باقيمانده از موجودات عموماً در اشتغال تمامي جايگاه هاي جديد اکولوژيک ناموفق هستند . در واقع در طبيعت يک نوع خلاء ايجاد شده که گونه هاي بيگانه را از محيط هاي دورتري به داخل خود مي کشد. موانع جغرافيايي کلاسيک همانند درياها، رودهاي بزرگ ، کوه هاي مرتفع ، بيابان ها و جلگه هاي يخي[3] ديگر به عنوان مشکلات جدي برسد راه انتشار حشرات و يا ساير آفات نخواهد بود.
مدرنيزه شدن صنعت حمل و نقل به دست بشر باعث مي گردد که گونه هاي بالقوه مضر، دانسته يا ندانسته، در غالب نقاط جهان منتشر گردند. سرويس هاي قرنطينه نيز که براي نظارت بر اين جابجايي ها بوجود آمده اند کاري به جز تاخير انداختن در اين روند را نمي توانيد انجام دهند؛ زيرا نظارت بر کليه ي راه هايي که يک آفت بتواند وارد گردد تقريباً غيرممکن است.
کشت تک محصولي
اکوسيستم هاي طبيعي به سمت ايجاد جوامع گياهي پايداري به نام کليماکس[4] تکامل مي يابند، در حالي که در اکوسيستم هاي کشاورزي جامعه ي طبيعي گياهان حذف يا تخريب شده و معمولا توسط يک گونه واحد جانشين مي گردند . به محض پاکسازي محيط از پوشش طبيعي، مبارزه انسان با آنچه که بنام آفات مي خواند شروع مي گردد. حذف کليماکس از محيط شرايط مطلوبي را از نظر حرارت، رطوبت، نور و شرايط شيميايي خاک جهت رشد بذرهاي نهفته ي علفهاي هرز يک ساله و دو ساله فراهم مي نمايد. بسياري از اين علف ها به طور طبيعي جزو گياهان مراحل اوليه توالي[5] در آن اکوسيستم بوده و تعدادي ديگر نيز بوسيله باد، آب و حيوانات به آن منطقه وارد مي گردند.
طغيان آفات در مزارع، باغات و نيز مراتع و جنگلهايي که به نحوي مورد دست اندازي بشر واقع شده اند در مقايسه با رويشگاه هاي طبيعي بکر از علائم بارز اينگونه ناپايداري است.
کشت مداوم
گياهان يک ساله و دو ساله اي به طور وحشي مي رويند اغلب براي سالهاي متمادي در يک نقطه باقي نمانده و بسته به قدرت انتشار خود در مکان هاي جديدتري مستقر خواهند شد. اين کيفيت تا حدود زيادي از حمله ي شديد حشرات و پاتوژن هاي گياهي جلوگيري مينمايند . در سيستم کشاورزي هر گاه محصولي به مدت چندين سال پي در پي در يک منطقه کشت گردد ، آفات موجود نيز در آن منطقه مستقر شده و هر ساله جمعيت خود را افزايش مي دهند، به طوري که با گذشت زمان خسارت هاي شديدتري را وارد خواهند نمود. مثال بارز اين مورد خسارت آفتي به نام کرم ريشه ذرت[6] در مناطق اصلي کشت اين محصول در آمريکا مي باشد. تا قبل از اواخر دهه ي 1940 که تناوب ذرت با گياهان ديگري مثل غلات، سويا و ساير بقولات انجام مي شد خسارت اين آفت را بسيار کم ذکر نموده اند در حالي که پس از آن سطح تناوب بتدريج کاهش پيدا نمود و در سال 1982 به 40 درصد رسيد. عليرغم مصرف بيش از هزار برابر سموم حشره کش در مقايسه با سال 1942، ميزان خسارت اين آفت ظرف 40 سال از 3/5 درصد به 12 درصد افزايش يافت.
وارد شدن محصولات گياهي به مناطق جديد
بعضي از مشکلات ناشي از آفات هنگامي ظهور مي کند که گياه جديدي به يک منطقه وارد گردد. دو دليل عمدهد ي اين امر آن است که اولاً ممکن است گياه تازه وارد براي آفات موجود در آن منطقه مطلوبيت بيشتري نسبت به گياهان بومي داشته باشد و ثانيا به دليل عدم توسعه ي مکانيزم هاي مقاومت طبيعي گياه در برابر گياهخوران آن منطقه حالت طغياني را در بعضي از آفات بوجود آورد.
وارد شدن آفات به محيط هاي جديد
آفات ممکن است به طرق مختلفي وارد يک منطقه جديد شده و به دلايلي از جمله مناسبت شرايط آب و هوايي جديد، عدم وجود دشمنان طبيعي بالقوه و يا عدم وجود مقاومت طبيعي در بعضي از محصولات گياهي آن منطقه به حالت طغياني بروز نمايند.
ژنوتيپ گياه
يکي از فاکتورهاي بسيار مهمي که در مسئله طغيان آفات دخالت دارد ساختمان ژنتيکي گياه مي باشد . اين عامل را از دو بعد اصلاح نباتات و تنوع ژنتيکي مي توان مورد بررسي قرار داد.
مواد غذايي خاک و گياه
آفات گياهي نيز مانند ساير موجودات نيازهاي غذايي بخصوصي براي بقاي خود دارند. چنانچه تغييراتي در مواد غذايي خاک و متعاقبا در گياه ميزبان ايجاد گردد اين امر مي تواند به کاهش يا افزايش جمعيت بعضي از آفات منجر گردد.
مبناي اقتصادي در مديريت آفات
سطح تعادل عمومي
جمعيت هاي موجودات طي دوره هايي از زمان که تغييرات ناهنجار محيطي در آن صورت نگيرد، در حول يک خط فرضي نوسانات کوتاهي خواهند داشت. اين خط نشان دهنده تراکم متوسط آن جمعيت بوده و به آن سطح تعادل عمومي[7] گويند. وقتي که جمعيتي در اين سطح يا پايين تر از آن قرار گيرد نمي توان آن را آفت قلمداد نمود و لذا هيچگونه اثر نامطلوبي بر روي ميزان توليد يک محصول نخواهد داشت.
حتي گاهي مشاهده مي گردد که در اين حالت افزايش مختصري نيز در کميت يا کيفيت محصول بوجود مي آيد.
سطح زيان اقتصادي
حال اين سوال مطرح مي گردد که چه جمعيتي از آفت ايجاد خسارت اقتصادي خواهند نمود؟ نمايش اين جمعيت را بر روي منحني بنام سطح زيان اقتصادي مي خوانند. بنا به تعريف، سطح زيان اقتصادي[8] عبارتست از کمترين تراکم جمعيت يک آفت که باعث خسارت اقتصادي گردد.
به عبارت ديگر سطح زيان اقتصادي نشان دهنده جمعيت از آفت است که خسارت وارده توسط آن با کل هزينه بکار رفته جهت کنترل خسارت برابر باشد.
آستانه اقتصادي
فاکتور ديگري که در اين رابطه بايستي مشخص گردد آن است که اگر اقدامات پيشگيري کننده مانع افزايش جمعيت نگريد، در چه مرحله اي بايد از ساير اقدامات کنترلي منجمله مبارزه شيميايي استفاده نمود تا از رسيدن جمعيت به سطح زيان اقتصادي جلوگيري به عمل آيد. براي اين منظور بايستي يک خط آستانه بر روي منحني مشخص گردد که به آن آستانه عمل[9] يا صفر اقتصادي[10] گفته مي شود.
آستانه اقتصادي داراي مفهومي مرکب بوده و از سالي به سال ديگر ، يا از مکاني به مکان ديگر، و يا حتي از فرهنگي به فرهنگ ديگر متغيير است . مهمترين عوامل تعيين کننده اين آستانه عبارتند از : قيمت محصول، هزينه کنترل، ميزان تحمل گياه و ميزان تغذيه آفت.
بنابر اين در مراحل مختلف رشد آفت و گياه ميزبان نيز آستانه ي اقتصادي متفاوت خواهد بود.
مبناي پيش آگاهي در مديريت آفات
يک مديريت صحيح در امر مبارزه با آفات بدون وجود پيش آگاهي امکان پذير نمي باشد، زيرا اصل پيش آگاهي انتخاب تاکتيک مبارزه را براي ما ممکن مي سازد . به عنوان مثال با در نظر گرفتن جمعيت آفت و دشمنان طبيعي آن مي توان بهترين زمان مبارزه شيميايي را با استفاده از بهترين سم ممکن پيش بيني نمود. اين کار علاوه بر آن که کمترين خسارت را به محيط زيست وارد مي گرداند، باعث تاثير بهتر سم و کاهش هزينه ها نيز مي شود.
بسياري از آفات در طي فصل رشد گياه شروع به افزايش جمعيت خود مي نمايند ودر مواردي که يک آفت پتانسيل عبور از آستانه اقتصادي را دارا باشد بهتر است که در اولين فرصت مناسب با آن مبارزه صورت گيرد.
تعيين سطح جمعيت آفت اساساً منوط به روش هاي مختلف نمونه برداري[11] بوده و ارزيابي آستانه اقتصادي نيز وابستگي به شناخت کاملي از پتانسيل هاي يک آفت بخصوص دارد. کساني که وظيفه يريت آفات را بر عهده دارند جهت صحت و زمان بندي دقيق اعمال خود اصل پيش آگاهي را به کار احتمال مشخص نمودن جمعيت آفت در ابتداي رشد آن فراهم مي گردد.
استفاده از کامپيوتر و مدل سازي[12]
کامپيوتر در بردارنده سه عامل مهم در ميدريت آفات مي باشد: اول آن که به عنوان يک حافظه وقايعي که در مزرعه اتفاق مي افتد از قبيل اطلاعات هواشناسي را در خود ذخيره مي نمايد؛ دومين عمل کامپيوتر تجزيه و تحليل اطلاعات ذخيره شده است که در اين حال با بکاربردن مدل هاي رياضي از رشد آفت و گياه و نيز با استفاده از اطلاعات دقيق هواشناسي مي توان حساس ترين مرحله در زندگي يک آفت را پيش بيني نمود و اقدامات لازم را جهت کنترل آن بکار گرفت؛ توانايي ديگر کامپيوتر عبارتست از امکان مبادله ي اطلاعات بين مراکز مختلفي که در رابطه با دفع آفات فعاليت مي نمايند.
استفاده از درجه حرارت
رشد جمعيت حشرات در ارتباط نزديک با درجه حرارت مي باشد و از آنجا که حشرات جزو موجودات خونسرد هستند لذا تمام فعاليتهاي حياتي آنها از قبيل پرواز، جفت گيري و رشد وابسته به دماي محيط خواهد بود. حشره شناسان دريافته اند که ارتباط بين رشد حشرات و درجه حرارت به صورت سيگموييد بوده و دمايي را که در زير يا در بالاتر از آن رشد و فعاليت حشره متوقف مي گردد به نام آستانه حرارتي[13] ناميده اند.
بر اساس اين آستانه ي حرارتي که در بين حشرات مختلف با هم متفاوت است، اين امکان وجود دارد که با درصد دقت بسيار زيادي بتوانيم چگونگي رشد يک حشره را در شرايط متنوع تخمين بزنيم . براي محاسبه معادل هاي حرارتي در محيط، عمدتاً از فاکتورهايي به نام روز درجه[14] و يا واحدهاي حرارتي[15] استفاده مي شود. براي محاسبه روز درجه بايستي آستانه ي حرارتي حداقل را از متوسط دماي روزانه کم نماييم، اما واحدهاي حرارتي بر پايه يک ساعت محاسبه شده و سپس براي کل يک مرحله با هم جمع مي گردند.
تاکتيک هاي مبارزه با آفات
انتخاب تاکتيک صحيح در مديريت مبارزه با آفات از اهميت ويژه اي برخوردار است. تصميم گيري در اين مورد همراه با استراتژي مشخص و پيروي از اصول سه گانه مديريت آفات صورت گرفته و همواره استفاده ي توام از دو يا چند تاکتيک در قالب يک مبارزه تلفيقي توصيه مي گردد.
مهمترين تاتيک هاي مبارزه با آفات را استفاده از ارقام مقاوم، مبارزه زراعي، مبارزه ژنتيکي، مبارزه بيولوژيک و مبارزه شيميايي تشکيل مي دهند.
بررسي نوشته ها
در مورد آفات ذرت مطالعات بسيار زيادي در چارچوب مديريت کنترل تلفيقي آفات توسط محققين مختلف در جهان صورت گرفته است که با توجه به اينکه در کشور نيز جهت کنترل آفات اين محصول روشهاي کنترل تلفيقي و مديريت آفات مدنظر است. حاصل اين مطالعات مي تواند بطور مفيد و موثر مورد استفاده قرار گيرد.
Courteix , Bonicel (1984) آستانه اقتصادي (E.T) را براي ساقه خوار اروپايي ذرت ostrinia nubilais Hbn در ذرت شيرين 0/8 تا 1/2 لارو در هر بوته عنوان کرده اند.
Stengel (1982) جهت پيش بيني عمليات مبارزه عليه O.nabilalis آستانه اقتصادي را براي اين آفت آلودگي %12-10 بوته ها به يک دسته تخم سه هفته پس از شروع پرواز حشرات کامل آفت عنوان کرده و مناسب ترين زمان مبارزه را 4 تا 5 هفته بعد از اينکه اولين پروانه نر توسط تله هاي فروموني شکار شد تعيين نموده است.
در فرانسه ساقه خوار اروپايي ذرت از طريق تلفيق و بکارگيري با سييليوس تورنژينسيس ، رها سازي زنبور تريکوگراما، کاشت ارقام و از بين بردن کاه و کلش ذرت پس از برداشت کنترل شده است (Breniere,1981)
در ايتاليا استفاده از تناوب و ارقام مقاوم خسارت وارده از O.nubilalis را کاهش داده است و همچنين شخم پس از برداشت محصول در کاهش جمعيت لاروهاي زمستانگذاران موثر بوده است (Onorato and Snidaro 1993) .
در سويس کنترل بيولوژيک از طريق رهاسازي زنبور تريکوگراما، خردکردن کاه و کلش پس از برداشت و شخم زدن باعث کاهش جمعيت و خسارت O.nubilalis شده است. (Bigler and Bosshart,1992) Niholov (1983) در بلغارستان مبارزه شيميايي عليه کرم طوقه بر Agrotis ipsilon را زماني که هر 10 مترمربع 4 لاروسن 5 يا 6 يا در هر 10 متر مربع چهار بوته ذرت خسارت ديده باشد توصيه مي نمايد.
مطالعات Sapunaru و همکاران (1995) در مولداوي نشان داده است که ضدعفوني بذور ذرت با سموم توصيه شده جمعيت و خسارت لاروهاي گونه هاي مختلف کرم طوقه بر (Agrotis spp) را کاهش داده است.
در ارگون آمريکا شکار تله هاي فوموني نشان داده که تاريخ کشت مي تواند در ميزان خسارت وارده توسط برگخوار Spodiptera frugiperda موثر باشد بطوريکه ذرتهائي که زود کاشت تر بودند (قبل از پانزده دسامبر) حمله برگخوار را تحمل کرده و خسارت به سختي از آستانه اقتصادي مي گذرد.
اما ذرت هايي که ديرتر از اين تاريخ کاشت شده بودند بيشتر دچار خسارت شدند (willint etal 1994) در اينکار گونه سطح زيان اقتصادي براي spodoptera frugiperda دو درصد آلودگي بوته هاي ذرت محاسبه را در پي خواهد داشت (Hrusha and Gladston, 1988)
Soliman (1997) گونه Sesamia cretica (کرم ساقه خوار و بلال) را به عنوان آفت کليدي ذرت در مصر عنوان مي کند و جهت کنترل اين آفت با توجه به اثرات زيانبار سموم حشره کش در محيط زيست، استفاده از هيبريدهاي بومي مصر را به عنوان ارقام مقاوم توصيه مي نمايند.
در ايران نيز در مورد آفات مهم و کليدي ذرت مطالعات گسترده اي توسط محققين مختلف صورت گرفته است.
دانيالي (1355) زيست شناني Sesamia nonagrioides را در منطقه هفت تپه خوزستان مطالعه کرده و مشخص نموده که اين آفت مي تواند چهار تا پنج نسل را روي گياه نيشکر تکميل نمايد.
بهداد (1361) پراکندگي ساقه خوار اروپايي ذرت را عمدتا در مناطق شمالي کشور در استانهاي مازندران، گيلان و آذربايجان شرقي ذکر مي کند.
مطالعات فاضلي (1370) نشان داد که S.nonagrioides در استان فارس فعال بوده و علاوه بر ذرت روي برنج نيز خسارت وارد مي آورد.
حيدري و همکاران (1377) در چارچوب يک روش اصولي براي مبارزه عليه ساقه خواران ذرت فرم هايي را جهت مبارزه شيميايي با اين آفات تعيين کرده اند.
سياهپوش و اسمعيلي (1372) بيولوژي برگخوار ذرت mythimna loreyi را در خوزستان بررسي کرده و مشخص نموده اند که اين آفت داراي چهار نسل در منطقه بوده و از آفات مهم مزارع ذرت مي باشد. سياهپوش و همکاران 1372 در مطالعات خود معلوم کرده اند که علاوه بر گونه M.loreyi دو گونه ديگر از اين جنس بنامهاي my thimna unipuncta, mythimna zeae نيز در مزارع ذرت استان خوزستان فعال اند.
ساقه خواران ذرت در طبيعت داراي دشمنان طبيعي متعدد بوده که چنانچه به نحو مطلوب حفاظت شوند مي توانند در کنترل جمعيت اين آفات موثر باشند. از طرفي بکارگيري اين عوامل مفيد در چارچوب برنامه هاي مبارزه تلفيقي با آفات ذرت در خور توجه بوده و لازم است مد نظر قرار گيرد.
عباس پور و همکاران (1370) کارآئي زنبور پارازيتوئيد Platytelenomus hylas Nixon را که تخمهاي سزاميا را پارازيته مي کند در خوزستان مورد بررسي قرار داده و ميزان پارازيتيسم اين زنبور را روي تخم هاي نسل اول نسراميا 21 تا %24 ورودي نسل هاي بعد تا %88 گزارش نموده اند . همين محققين (1370) از يک پارازيتوئيد تخم، پنج پارازيتوئيد لارو، دوپارازيتوئيد شفيره، پنج شکارگر و يک عامل بيماريزا بعنوان دشمنان طبيعي S.nonagrioides در مزارع ذرت استان خوزستان نام برده اند.
اميدي (1372) ميزان پارازيتيسم طبيعي تخمه هاي ساقه خوار اروپايي ذرت O.nubilalis را توسط زنبور Trichogramma evanescens در دشت ناز ساري 82 تا %90 گزارش کرده و مشخص نموده است که پس از هفت بار رهاسازي زنبور ميزان پارازيتسيم به %87 رسيده است.
عبدالرزاق (1374) تکثير، رهاسازي و امکان استقرار زنبور platytelenonus busseolae را که از خوزستان به اصفهان منتقل کرده مورد بررسي قرار داده که لازم است اين مطالعات تا حصول نتيجه نهائي ادامه يابد.
ربيعي و همکاران (1372) چهارگونه مگس از خانواده Tachinisae را به عنوان پارازيتوئيدهاي لارو M.loreyi در خوزستان گزارش کرده اند.
بصيري و شريفي (1377) مگس Linnaemyia Vulpina Fall از خانواده Tachinidae را به عنوان فعال ترين پارازيتوئيد لارو M.loreyi در فارس گزارش کرده اند که ميزان پارازيتيسم آن روي لاروهاي آفت از50/9 الي 74 درصد متغير بوده است.
آفت مهم و کليدي ذرت در استان فارس
اکوسيستم مزرعه ذرت با توجه به رشد زياد و متفاوت با ديگر مزارع به گونه اي است که گاهي طول بوته ها به3 متر مي رسد و متراکم و انبوه مي شود و اين ويژگي سبب مي شود بوته هاي ذرت عمدتاً با توجه به وضعيت ظاهري و غني بودن مواد غذايي بسيار متنوع شامل کربوهيدرات ها، پروتئين ها، اسيدهاي چرب و املاح متنوع معدني و ويتامين ها يکي از مطلوب ترين محصولات براي حضور آفات مختلف گردد.
با بررسي هاي انجام گرفته، بيش از 400 گونه از بندپايان شامل حشرات و کنه ها در مزارع ذرت فعاليت دارند.
هر چند که ذرت به دليل چهار کربنه بودن آن (c4) و خصوصيات فيزيولوژيک و رشد ناشي از اين وضعيت بيوشيميک بايد قدرت تحمل زيادي در مقابل آفات داشته باشند و ليکن عليرغم اين ويژگي ها آفات مختلفي ذرت را مورد حمله قرار مي دهند و آسيب هاي تعدادي از اين آفات شديد و اقتصادي است.
بوته ي ذرت در دوره ي رشد خود از مرحله ي قرار گرفتن بذر آن در خاک تا مرحله ي برداشت و انتقال به انبار مورد حمله آفات مختلفي قرار مي گيرد که آفات بر حسب دوره حمله و آلودگي در 4 گروه به شرح ذيل طبقه بندي مي گردد.
|
آفت مهم و کليدي در استان فارس |
مراحل رشدي بوته ذرت |
رديف |
|
زنجره corn leafhoppers |
قرار گرفتن بذر در خاک تا مرحله 8-6 برگي |
1 |
|
کرم ساقه خوار و بلال sesamia nubilalis,Hb |
بوته هاي جوان تا ظهور گل هاي نر Tasseling |
2 |
|
کرم ساقه خوار اروپايي ostrinia nubilalis,Hb |
مرحله تشکيل و ظهور گلهاي ماده |
3 |
|
برگ خوار ذرت Mythimna lorei,Dup |
silking تا برداشت |
4 |
ساقه خوار اروپايي ذرت
European Corn Borer
Ostrinia nubilalis Hubner
(Lepidoptera: Pyralidae)
شکل شناسي
-1 حشرات کامل:
عرض پروانه با بال باز حدود 2/5 سانتي متر به رنگ زرد متمايل به قهوه اي کم رنگ با نوارهاي نامنظم تيره تر در جهت عرض بال مي باشد. پروانه هاي نر کمي کوچکتر از ماده ها بوده و نقش هايي به رنگ زيتوني متمايل به قوه اي روي بال هايشان ديده مي شود . شکم در نرها باريکتر و کشيده تر از ماده ها مي باشد.
-2 تخم:
تخم هاي حشره گرد، سفيدرنگ و پهن رنگ و پهن بوده و به شکل فلس هاي ماهي روي قرار مي گيرند . تخم ها در دسته هاي 15 تا 20 عددي گذاشته مي شوند.
-3 لارو:
لارو کامل (سن پنج) حدود 2/5 سانتي متر طول داشته، رنگ بدن کرمي با يک نوار تيره رنگ در قسمت پشتي مي باشد. در قسمت بالايي هر حلقه بدن چهار نقطه گرد و تيره رنگ (tubercle) ديده مي شود که روي هر يک از آن ها يک يا دو عدد مو قرار دارد.
-4 شفيره:
شفيره به رنگ قهوه اي و به طول حدود 1/5 سانتيمتر بوده که معوملا داخل يک پيله (cocoon) نازک و سست تشکيل مي شود.
مناطق انتشار ساقه خوار اروپايي ذرت در کشور
اين آفت تا کنون از مناطق شمالي (استان گلستان ، مازندران و گيلان) و شمال غرب کشور (استان اردبيل ، دشت مغان) گزارش شده است.
ساقه خوار اروپايي ذرت مخصوصا در دشت مغان و دشت ناز ساري با تراکم بالاي جمعيت حضور دارد.
ميزبان هاي آفت
ساقه خوار اروپايي ذرت آفتي پلي فاژ بوده که بيش از 200 نوع ميزبان اعم از گياهان زراعي و يا علف هرز در دنيا دارد. در کشور، گياهان زراعي که به عنوان ميزبان براي اين آفت ذکر شده عبارتند از ذرت، کنف، پنبه، برنج و نيشکر. در سال جاري در منطقه مغان اين آفت با تراکم بالا روي گندم، چغندر قند و سور گوم نيز مشاهده شد. گياهان هرز تاج خروس وحشي Amaranthus retroflexus L. ، مستک Xanthium strumarium L. و قياق Sorghum halepens نيز به عنوان ميزبان هاي اين آفت شناسايي شده اند.